بررسی کارکرد روش‌های تحلیلی برای ارتقای عملکرد سازمان‌های حفاظتی در حوزة پیشگیری

نوع مقاله : ترویجی

نویسندگان

1 عضو باشگاه پژوهشگران و نخبگان جوان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران‌ شمال، تهران‌- ایران

2 دکترا مدیریت دانشگاه امام حسین(ع)

چکیده

زمینه و هدف: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به دلیل ماهیت ذاتی و وظایف مربوط، همواره با تهدیدها و آسیب‌های مختلفی مواجه هستند که اگر ذره‌ای نسبت به این موارد سهل‌انگاری شود، عواقب جبران‌ناپذیری بر جای خواهد گذاشت. سازمان‌های حفاظتی به عنوان یکی از یگان‌های نظارتی نیروهای مسلح، نقش انکارناپذیری در صیانت از آنها بر عهده دارند. تشبیه فرماندة معظم کل قوا‌(مدظله‌العالی) از حفاظت اطلاعات‌ به عنوان «نبض»، به‌واسطة نقش حیاتی آنها در نظارت و پایش نیرو‌های‌ مسلح و نشان‌دادن وضعیت آنها از حیث کیفیت، عملکرد، موجودیت، صحت عمل، نقاط قوت و ضعف، به‌منظور پیشگیری از انحراف از هدف‌های تعیین شده و یا مقابله با انحراف‌های ایجاد شده، مستلزم بهره‌گیری از ابزارهای متعددی است و یکی از این ابزارهای  مهم، استفاده از روش‌های تحلیلی در زمینة پیشگیری است. در واقع سازمان‌های حفاظتی باید با بهره‌گیری از روش‌های به‌روز و علمی نسبت به تحلیل دقیق پدیده‌های امنیتی اقدام نموده و بتوانند در پیشگیری حفاظتی موفق‌تر عمل نمایند. هدف از انجام این پژوهش، بررسی نقش روش‌های تحلیلی برای ارتقای عملکرد سازمان‌های حفاظتی در حوزة پیشگیری است.
روش‌شناسی: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی است. جامعه آماری این تحقیق شامل تحلیلگران و صاحب‌نظران امور بررسی و تحلیل در سازمان‌های حفاظتی است که تعداد آنها حدود 65 نفر ارزیابی می‌شود. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 56 نفر تعیین گردید.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: داده‌های این پژوهش که مبتنی بر بیست روش مهم در حوزة تحلیل پدیده‌های امنیتی بود، از طریق پرسش‌نامة محقق‌‌ساخته تهیه و در اختیار صاحب‌نظران حفاظتی قرار گرفت. یافته‌ها و نتایج نشان داد که از میان 20 روش معرفی شده در این پژوهش، روش‌های تحلیل روند، تحلیل تاریخی، تحلیل دلفی، طوفان فکری (ذهن‌انگیزی) نقش بسزایی در پیشگیری حفاظتی دارند.
 

تازه های تحقیق

=

کلیدواژه‌ها


یکی از راهبردهای اصلی سازمان‌های حفاظتی برای انجام مأموریت ذاتی خویش، پیشگیری حفاظتی است که به نوعی تحلیلگران در این خصوص نقش بی‌بدیلی ایفا می‌نمایند. ریچارد هلمز[1]، وظیفة تحلیلگران اطلاعاتی را فراهم‌آوردن پیش‌آگاهی از امور دانسته است (هولت، 1995: 80)؛ بنابراین، اگر رویکرد پیشگیرانه بر این دستگاه‌ها حاکم نباشد، این دستگاه‌ها به طور مرتب با بحران‌های پیش‌بینی نشده‌ای رو‌به‌رو می‌شوند و در بهترین شرایط، فقط به ارائه گزارش‌های متعدد در خصوص وقایع و رخدادهای قبلی (پیشتر به وقوع پیوسته) می‌پردازند. این در حالی است که یکی از مأموریت‌های اصلی و ذاتی این سازمان‌ها، پیشگیری از پدیده‌های امنیتی است که در سازمان‌های حفاظتی با عنوان پیشگیری حفاظتی از آن یاد می‌گردد. اهمیت و ضرورت پیشگیری حفاظتی در همة حوزه‌ها و موضوع‌ها، در شرایط کنونی اثبات شده و مورد پذیرش قرار گرفته است. در این راستا بهره‌گیری از روش‌های متعدد تحلیلی نقش بسزایی در پیشگیری حفاظتی ایفا می‌نماید. اینکه تحلیلگران سازمان‌های حفاظتی بتوانند با بهره‌گیری از روش‌های تحلیلی، در فرایند اقدام‌های پیشگیرانه موفق عمل نمایند، مستلزم شناخت قابلیت‌ها و توانمندی‌های هر یک از این روش‌هاست. با ارتقای توان تحلیلی و دقت در پیشگیری حفاظتی، به‌یقین حجم و دامنة شکست‌های حفاظتی نیز کاهش می‌یابد. تقویت توان تحلیلگران سازمان‌های حفاظتی در زمینة بهره‌گیری از روش‌های تحلیلی، امکان رصد و پایش دایمی تهدیدهای غافل‌گیر کننده (با فرصت‌های مثبت پیش رو) و شناسایی آسیب‌ها را فراهم می‌سازد و به همین دلیل، سازمان‌های حفاظتی همواره آمادگی بیشتری پیدا می‌کنند و ضمن کاهش غافل‌گیری، می‌توانند در زمینة پیشگیری موفق‌تر عمل نمایند. در این پژوهش تعداد بیست روش تحلیلی مورد تشریح واقع و نقش هر یک از این روش‌ها در پیشگیری مورد بررسی قرار گرفت.

امروزه تمامی تلاش‌های سازمان‌های اطلاعاتی و حفاظتی، در محصولات تحلیلی آن تجلی پیدا می‌کند. در واقع تحلیل اطلاعاتی به‌عنوان نقطة اتصال نظام اطلاعاتی و مشتریان آن، یعنی نظام تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیرندگان است. این بدان دلیل است که هدف اصلی تأسیس و فعالیت نهادهای اطلاعاتی و حفاظتی، کمک به تصمیم‌گیرندگان ارشد و مصرف‌کنندگان محصولات اطلاعاتی است و این مهم، از طریق ارائه محصولات تحلیلی و گزارش‌های دقیق امکان‌پذیر خواهد شد. مهم‌ترین عرصة تبلور فعالیت‌های سازمان‌های حفاظتی، تحلیل‌هایی است که تصمیم‌گیرندگان را در خصوص گزینه‌های پیش رو، منافع و ضررهای هر کدام از آنها یاری می‌رساند. از لحاظ مفهومی می‌توان گفت تحلیل، در اینجا و در معنای حداقلی آن، به معنای تبدیل داده‌ها، شواهد یا اخبار به اطلاعات و به طور مشخص، دانش است که طی آن، داده‌های اولیه ارزیابی شده و پس از تعیین صحت و سقم و اعتبارسنجی آن، تبدیل به اطلاعات قابل اطمنیان می‌شود. در عین حال، در معنای وسیع‌تر، تحلیل اطلاعات به معنای ایجاد روابط میان داده‌های به ظاهر پراکنده، ایجاد انسجام و ترکیب میان اطلاعات جمع‌آوری شده و کشف معنای تلویحی اطلاعات، به منظور تولید دانش و نائل‌آمدن به موقعیت برتر اشراف اطلاعاتی است.

تحلیل عبارت است از فرایند رسیدن به نتایج از میان مدارک و شواهد موجود. در صورت بهره‌گیری صحیح و بهنگام از قابلیت‌های تحلیل، می‌توان ضمن خنثی‌سازی و مقابله با تهدیدها و کاهش آسیب‌ها، از فرصت‌های پیش‌رو نیز استفادة بهینه نمود و در زمینة پیشگیری که همواره آسان‌تر و ارزان‌تر از درمان است، موفق‌تر عمل نمود؛ این امر مبیّن اهمیت تحقیق است. در ضرورت این پژوهش، همین بس که در صورت فقدان تحلیل مناسب، به‌یقین مدیران سازمان‌های حفاظتی نمی‌توانند شناخت کاملی از وضعیت موجود داشته باشند و اتخاذ تصمیم‌ها نیز با چالش‌های اساسی مواجه خواهد شد و چه بسا زمینة به فعلیت رسیدن تهدیدها و آسیب‌ها میسور می‌گردد.

تحلیلگران سازمان‌های اطلاعاتی نقش بی‌بدیلی در روند تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی مدیران عالی سازمان دارند. از این‌رو همواره مدیران سازمان‌های اطلاعاتی برای هرگونه تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی در سازمان، نسبت به شناخت وضع موجود از طریق تجزیه و تحلیل موضوع‌های مختلف، اقدام می‌نمایند؛ به عبارت دیگر؛ تحلیلگران از طریق تجزیه و تحلیل پدیده‌های مختلف، به مدیران سازمان یاری می‌دهند تا در مقابله با تهدیدها و آسیب‌پذیری‌های متعدد، رویه‌ای منطقی و قابل قبول اتخاذ نمایند و به هدف‌های خود به نحو شایسته‌ای دست یابند. یکی از هدف‌های سازمان‌های حفاظتی، انجام اقدام‌های پیشگیرانه است که به نوعی خود متأثر از اقدام‌های متعددی بوده و مؤلفه‌های متعددی در آن نقش دارند. اینکه روش‌های متعدد تحلیل چه کارکردی در پیشگیری حفاظتی دارند؛ بنابراین، محقق در این تحقیق به دنبال پاسخ‌گویی به سئوال اصلی تحقیق (آیا روش‌های تحلیلی در ارتقای عملکرد سازمان‌های حفاظتی در حوزة پیشگیری مؤثر هستند) است.

مبانی نظری: تعاریف و اصطلاحات

تحلیل: عبارت است از مربوط‌کردن چند معلوم به یکدیگر برای به‌دست آوردن معلوم جدید. یا تبدیل‌کردن یک مجهول به معلوم (مشایخ، 1388: 12)؛ اما به بیان ساده، تحلیل عبارت است از کشف و حل روابط علی و معلولی میان اجزای یک پدیده، موضوع یا حادثه‌ای برای دست‌یابی به قوانین کلی حاکم بر حدوث آن رخداد (مشایخ، 1388: 12).

عملکرد: برخی عملکرد را در معنا یا معادل با اثربخشی و کارایی می‌دانند و مدیریت کمک می‌کند تا بتوانند با نیم نگاهی به ایجاد سازمانی عمل‌گرا در آینده (برای مثال سازمانی کارا و اثربخش) اقدام متناسب اتخاذ کنند؛ به عبارت دیگر، عملکرد عبارت است از انجام هر آنچه در امروز که منجر به نتایج قابل‌سنجش ارزش‌مند در آینده می‌شود (بورگوگنون[2]، 1995).

پیشگیری: عبارت است از مجموعه اقدام‌ها و تدابیر حفاظتی که برای جلوگیری از بروز تهدید، آسیب و خطر و در نتیجه کاهش آسیب‌پذیری و به حداقل‌رساندن خسارت‌ها، تلفات، تبعات منفی حیثیتی و امنیتی و در نهایت شکست‌‌های حفاظتی، صورت می‌پذیرد (موسوی، 1390: 239).

از منظر محقق پیشگیری در سازمان‌های حفاظتی عبارت است از اعمال تدابیر و تمهید‌های لازم برای انجام هرچه بهتر مأموریت‌های سازمانی و حذف یا به حداقل‌رساندن زمینه‌های بروز هر نوع اقدامی که انحراف از هنجارهای سازمان محسوب می‌گردد.

مأموریت سازمان‌های حفاظتی: مأموریت هر مؤسسه یا سازمان، آن را از سایر سازمان‌ها متمایز می‌کند و حیطة عملیات و هدف بنیادین را مشخص می‌کند. به‌عبارتی، رسالت، توجیه موجودیت و مسئولیت انحصاری مجموعه است. معیار ارزشمند به‌دست آمده از مأموریت سازمان، باعث انتخاب مناسب‌ترین راهبردها می‌شود. اگر مأموریت سازمان روشن و رسا باشد، می‌توان راه‌ها و گزینه‌های راهبردی را تفکیک و مناسب‌ترین‌ها را مشخص کرد. مأموریت باید جهت‌گیری پویایی داشته باشد و زمینة شناسایی راه‌های نویدبخش بالاترین رشد را فراهم کند (پیرس و رابینسون، 1384: 20).

یکی از وظایف مهم هر حکومت تأمین امنیت در ابعاد مختلف سیاسی، امنیتی، اقتصادی، اخلاقی و فرهنگی و... تشکیل نیرویی مسلح و مقتدر است که بتواند در دل دشمن رعب ایجاد کند و با وجود آن جرئت از دشمنان گرفته شود. در این خصوص سازمان‌های حفاظت‌اطلاعات مأموریت دارند تا از فعالیت‌های براندازی، جاسوسی، خرابکاری، ایجاد و ترویج نارضایتی، نفوذ جریان‌های سیاسی و ایجاد اختلال در انجام مأموریت پیشگیری نمایند. همچنین سازمان‌های حفاظت ‌اطلاعات مسئولیت دارند یگان متبوعه و سازمان‌های وابسته به آن را از طریق حفاظت کارکنان، اطلاعات، اسناد و مدارک، اماکن، تأسیسات، وسایل و تجهیزات و امنیت ارتباطات، تأمین امنیتی نموده و از حدوث خطر علیه آنها پیشگیری به عمل آورند. این رسالت از طریق: پیش‌بینی، پیشگیری، کشف و شناسایی، خنثی‌سازی و مقابله با جرائم امنیتی و شبه‌امنیتی به اجرا درآمده و منجر به صیانت کارکنان و سازمان‌ حفاظت‌شونده می‌گردد.

 

مأموریت سازمان‌های حفاظتی (طلایی، 1395: 94)

عملکرد سازمان‌های حفاظتی در حوزة پیشگیری: تجربة انباشتة بشر گواه آن است که در اتخاذ رویکردهای مختلف برای مواجهه با پدیده‌های امنیتی، به طور منطقی پیشگیری بر امر مقابله و مبارزه، تقدم دارد؛ بنابراین، بایستی سازوکارهای لازم برای پیشگیری مهیا شود تا در اساس اقدام مجرمانه، مجالِ جولان نیافته و شرایط برای به فعلیت‌رسیدن پدیدة امنیتی مهیا نشود. سازمانی که رویکرد فقط پس‌‌رویدادی اتخاذ نماید، تن به عملی غیر‌عاقلانه داده که با وجود صرف هزینه‌های هنگفت و تحمیل مشقات فراوان، آورده‌ای به ارمغان نخواهد داشت؛ بنابراین، به فراخور میزان و مرتبة بلوغ سازمانی، مدیران و نخبگان باید درصدد اتخاذ روش‌های پیشگیرانه برآمده و با تعبیة مکانیزم‌های متناسب با ساختار سازمانی خویش، روش‌های مناسب پیشگیرانه را اتخاذ نمایند.

بدون تردید نوع اقدام‌های سازمان‌های حفاظتی در پی دارندة خطرهای امنیتی و غیرامنیتی زیادی هست که به‌منظور جلوگیری از بروز حوادث، سوانح و شکست‌های حفاظتی، نخستین گام انجام اقدام‌های پیشگیرانه است که می‌تواند تا حد قابل‌توجهی در کاهش تلفات و خسارت‌ها مؤثر باشد. در این راستا شناسایی و شناخت علل و عوامل بروز تهدیدها و آسیب‌پذیر‌ی‌ها ما را در اجرای اقدام‌ها و فعالیت‌های پیشگیرانه یاری می‌نماید.

پیشگیری؛ یعنی هر نوع فعالیتی در زمینة اقدام‌های پدافندی به‌منظور بروزنکردن حوادث و شکست‌های حفاظتی و خصوصیت‌های این اقدام نیز در هر سطحی یکسان و تابع اصول و ضوابط منحصر‌ به‌فرد است که از جملة آن می‌تواند در موارد ذیل باشد:

  • اول آنکه به درستی بایستی از بروز حوادث جلوگیری کند؛
  • دوم آنکه بایستی جنبة مسالمت‌آمیز داشته باشد؛
  • سوم آنکه بایستی قبل از وقوع حوادث، سوانح و جرائم و تخلفات انجام شود که غالب این اقدام‌ها جنبة پدافندی داشته و نقش بسزایی در جلوگیری از رشد و نمو تهدیدها ایفا می‌نماید.

مجموعه اقدام‌ها و تدابیر حفاظتی سازمان اعم از کیفری، اجتماعی و وضعی که موجب کاهش تمایل افراد و کارکنان به انجام هرگونه تخلف و یا جرم در حیطة مأموریتی سازمانی گردند را پیشگیری حفاظتی گویند. موضوع‌های پیشگیری حفاظتی عبارت‌اند از پیشگیری از افشای اطلاعات، پیشگیری از افشای اسناد و مدارک، پیشگیری از خرابکاری، پیشگیری از جاسوسی، پیشگیری از براندازی، پیشگیری از نفوذ جریانات سیاسی، پیشگیری از اخلال در انجام مأموریت، پیشگیری از نارضایتی پیشگیری از بروز هرگونه تهدید و آسیب به سامانه‌های فنّاوری و موضوع‌های چندگانة حفاظتی در سازمان.

پیشگیری حفاظتی مؤثر به ابتکار عمل، هوشیاری و تفکر صحیح تمامی درجات بستگی دارد. حس فرمان‌برداری آنها نیز در رعایت دقیق پیشگیری ابتدایی به این مسئله مرتبط است. اگرچه این موارد به تنهایی نمی‌تواند بیش از مانعی در مقابل عملیات عوامل بیگانه محسوب گردند؛ اما قادر است آنها را در انجام حرکات اولیه تحت فشار قرار دهد. حفاظت موضوعی نیست که فقط بر یک‌سری قراردادهای آئین‌نامه‌ای استوار باشد بلکه یک موضوع به طور کامل ادراکی است؛ بنابراین، اگرچه ممکن است فردی آئین‌نامه‌ای خاص را نقض نکند، اما در عین حال از مسئولیت افشای اطلاعات مبرا نخواهد بود. به هر حال افراد تحت شرایط گوناگون باید با به‌کارگیری قوة ابتکار، هوشیاری و تفکر صحیح از افشای اطلاعات جلوگیری کنند (گروه حفاظت اطلاعات، 1388: 11).

از منظر محقق، پیشگیری در سازمان‌های حفاظتی عبارت است از اعمال تدابیر و تمهیدهای لازم برای انجام هرچه بهتر مأموریت‌های سازمانی و حذف یا به حداقل‌رساندن زمینه‌های بروز هر نوع اقدامی که انحراف از هنجارهای سازمان محسوب می‌گردد.

فرایند پیشگیری حفاظتی: پیشگیری حفاظتی به نوعی ازطریق اقدام‌های ثابت و کلیشه‌ای قابل دسترسی نیست، بلکه بیشتر به‌صورت فرایندی دیده می‌شود. تدابیر منسجم پیشگیری متنوع‌ بوده و برخی از آنها بیشتر نظری، علمی و برخی دیگر جنبة عملیاتی و کاربردی دارند. در مجال موجود به معرفی یکی از الگوهای علمی پیشگیری خواهیم پرداخت.

در الگوهای علمی ارائه شده برای پیشگیری از کج‌روی، کم‌وبیش مراحل ذیل دیده می‌شود:

  1. شناسایی مسئله جرم و انحراف و هدف‌گذاری؛
  2. آسیب‌شناسی علل جرم و انحراف؛
  3. انتخاب تدابیر پیشگیرانه و ارائه راه‌‌حل‌های عملیاتی و کاربردی؛
  4. اجرای راه‌کارهای پیشگیرانه؛
  5. ارزیابی و تعدیل نتایج اجرای برنامه (محمدنسل، 1387: 109).

وظایف سازمان‌های حفاظتی در حوزة اقدام‌های پیشگیرانه: سازمان‌های حفاظت اطلاعات نیروهای مسلح از حیث وظایف پیشگیرانه، در قالب هر یک از موضوع‌های حفاظتی ذیل نقش و وظیفه دارند:

  1. حفاظت کارکنان: عبارت است از کلیة تدابیر، روش‌ها و اقدام‌هایی که اعمال می‌شود تا کارکنان شاغل در ناجا و خانواده‌های آنان را در مقابل خطرهای طبیعی، تهدیدها و آسیب‌های امنیتی و غیرامنیتی، مصون و محفوظ نگه داشته و میزان لطمه‌ها را به حداقل ممکن کاهش دهد (کریمایی، 1384: 70)؛
  2. حفاظت اسناد و اطلاعات: به همه اقدام‌هایی که به‌منظور حفظ و نگهداری اسناد و اطلاعات در مقابل خطرهای طبیعی (سیل، زلزله و...) و خطرهای مصنوعی (جاسوسی، جعل، آتش‌سوزی و...) به‌عمل آمده و از دسترسی افراد غیرمجاز به آن جلوگیری کند، حفاظت اسناد و اطلاعات گفته می‌شود (کریمایی، 1384: 84)؛
  3. حفاظت تجهیزات و سلاح و مهمات: به تمامی اقدام‌هایی گفته می‌شود که به‌منظور حفظ تجهیزات و سلاح و مهمات در برابر تهدیدهای طبیعی و مصنوعی؛ اعم از خرابکاری، انفجار، سرقت، مفقودیت و... صورت می‌گیرد. به بیان دیگر، به‌کارگیری ضوابط حفاظتی در زمینة تهیه، نگهداری و انهدام تجهیزات و سلاح و مهمات و... را حفاظت تجهیزات و سلاح و مهمات گویند؛
  4. حفاظت مخابرات (فنّاوری ارتباطات): عبارت است از همة اقدام‌هایی که سبب می‌شود تا اشخاص غیرمجاز، نتوانند به اماکن و تأسیسات، اسناد و اطلاعات باارزش و طبقه‌‌بندی‌شدة مخابراتی و شبکه‌های ارتباطی دسترسی پیدا کنند یا در تفسیر، تجزیه ‌و تحلیل اطلاعاتِ به‌دست آمده، دچار فریب و یا گمراهی شوند (اروسخانی، 1379: 14). هرگونه اقدام حفاظت‌اطلاعاتی مورد نیاز و متناسب با شبکه‌های مخابراتی را حفاظت مخابرات گویند؛
  5. حفاظت تبلیغات: به همة اقدام‌ها و فعالیت‌هایی که بر اساس آن با در نظرگرفتن عوامل مختلف، مانند مخاطبان، اوضاع منطقه‌ای و جهانی، تهدیدهای موجود و نیاز اطلاع‌رسانی، انتشار اخبار و اطلاعات نظامی و انتظامی را در جامعه و حوزه‌های بیرونی، به‌صورت مناسب و پایش‌شده هدایت نماید، حفاظت تبلیغات گویند؛ همچنین عبارت است از سازوکاری که به بررسی عناصر خبری و اطلاعات در فرایند کاری انتشار اطلاعات پرداخته و در نهایت، مؤلفه‌های دارای طبقه‌بندی را در محصولات خروجی حذف می‌نماید؛
  6. حفاظت اماکن و تأسیسات (فیزیکی): حفاظت اماکن و تأسیسات، یکی از فعالیت‌های تدافعی (غیرعامل) وظایف حفاظت‌اطلاعاتی است و منظور از آن، همة اقدام‌هایی است که به‌منظور حفظ اماکن و تأسیسات در مقابل خطرهای طبیعی و مصنوعی، به‌عمل می‌آید. به‌عبارت دیگر، حفاظت فیزیکی به یک‌سری موانع متحدالمرکزی اطلاق می‌شود که به دور اماکن تأسیسات ایجاد تا از ورود متجاوز جلوگیری گردد. نقش انسان در حفاظت فیزیکی اماکن، اساسی و مهم است (کریمایی، 1384: 117)؛
  7. حفاظت رایانه (فنّاوری اطلاعات): به همة اقدام‌هایی گفته می‌شود که به‌منظور حفظ و نگهداری سامانه‌ها و شبکه‌های رایانه‌ای (سخت‌افزارها، نرم‌افزارها، داده‌ها و کاربران) در برابر تهدیدهای طبیعی و مصنوعی، به‌عمل می‌آید (پورمراد، 1379: 21).

حفاظت رایانه، شامل دو بخش است:

  • حفاظت سخت‌افزار: هرگونه اقدام حفاظت‌اطلاعاتی مورد نیاز و متناسب با تجهیزات رایانه‌ها و سایر وسایل الکترونیکی را حفاظت سخت‌افزار گویند. این اقدام‌ها اغلب به‌منظور جلوگیری از خطرهای ناشی از فعالیت‌های خرابکارانه و یا سایر خطرهایی انجام می‌شود که به لحاظ رعایت نکردن ضوابط فنی، تجهیزات مزبور را تهدید می‌کند؛
  • حفاظت نرم‌افزار: هرگونه اقدام حفاظت‌اطلاعاتی مورد نیاز و متناسب با برنامه‌های رایانه‌ها را حفاظت نرم‌افزار گویند. این اقدام‌ها اغلب به‌منظور جلوگیری از خطرهای ناشی از فعالیت‌های خرابکارانه، جاسوسی و یا سایر خطرهایی که به لحاظ رعایت‌نکردن ضوابط فنی، موجودیت و امنیت برنامه‌های مزبور را تهدید می‌کند، صورت می‌گیرد (پورمراد، 1379: 21).
  1. حفاظت گفتار: حفظ و نگهداری زبان از کلام و گفتار طبقه‌بندی‌شده، برای افراد غیرمجاز و رازداری اسرار و رعایت اصل حیطه‌بندی در ارتباطات گفتاری را حفاظت گفتار گویند. ‌افشای اطلاعات ازطریق گفتار، یکی از روش‌های متداول افشای اطلاعات در تمامی کشورهای جهان، به‌ویژه جمهوری اسلامی ایران است.

گفت‌وگو به‌عنوان یکی از راه‌های انتقال اطلاعات در زندگی فردی هر انسان نقش مهمی داشته و بسیاری از اطلاعات درون انسان در طول روز به‌وسیلۀ گفتار به دیگران منتقل می‌گردد. تسلط‌نداشتن بر روی گفتار، پرگویی و گزافه‌گویی، از تهدیدهایی است که به طور دائم کارکنان را در معرض تخلیۀ اطلاعاتی توسط حریف، از طُرق مختلف (زیرپاکشی و تخلیۀ تلفنی) قرار می‌دهد.

مهم‌ترین روش‌های تحلیلی برای بهره‌گیری توسط سازمان‌‌های حفاظتی عبارت‌اند از:

  1. تحلیل گفتمان: تحلیل گفتمان می‌کوشد تا نظام و آرایش متنی عناصر زبانی را مورد مطالعه قرار دهد؛ بنابراین، واحدهای زبانی، نظیر مکالمه‌ها یا متون نوشتاری را مورد بررسی قرار می‌دهد. بر این اساس، تحلیل گفتمان با کاربرد زبان در زمینه‌های اجتماعی، به ویژه با تعاملات یا مکالمه‌ها میان گویندگان سروکار دارد (Schiffrin, 1994: 19).

بر اساس این رویکرد غیر‌سنتی، دیگر نویسندة یک متن، خالق انحصاری معنای آن متن نیست و بیش از آنکه وی در خلق معنا مؤثر باشد، خوانندة متن، به‌وجود آورندة آن است. این امر، بدان معناست که ممکن است در شرایط مختلف، برداشت‌های مختلفی از متنی به‌دست آید و قرائت‌های مربوط به متنی در هر عصری، به‌لحاظ تفاوت خوانندگان، متفاوت گردد. البته این امر در صورتی است که بخواهیم با روش تحلیل گفتمان به معناشناسی متون بپردازیم. در این روش، شاهد تعدد تحلیل‌ها به اندازة تعداد تحلیلگران خواهیم بود (بهرام‌پور، 1387: 8 به نقل از کرباسیان، 1393: 7).

تحلیل گفتمان، کشف معانی ظاهری و مستتر جریان‌های گفتمانی است که در شکل‌های گوناگون زبانی و فرازبانی آشکار می‌شوند (بشیر، 1385: 14).

  1. تحلیل محتوا: کریپندورف[3] تحلیل محتوا را روشی پژوهشی معرفی می‌کند که به‌منظور استنباط تکرارپذیر و معتبر از داده‌ها در مورد متن آنها به‌کار می‌رود (کریپندورف، 1378: 25). او هدف این تحلیل را همانند سایر روش‌های پژوهشی فراهم‌آوردن شناخت، بینشی نو، تصویر واقعیت و راهنمای عمل می‌داند (کریپندورف، 1378: 25).

برلسون[4] (از پیشگامان تحلیل محتوا) این روش‌ را «پژوهشی برای توصیف عینی، نظام‌مند و کمی محتوای آشکار پیام» معرفی می‌کند (کریپندورف، 1378: 26). در تعریفی دیگر تحلیل محتوا روشی پژوهشی دانسته شده که برای استنباط‌هایی برحسب شناسایی نظام روز و عینی ویژگی‌های خاصی در متنی به کار می‌رود (کریپندورف، 1378: 28).

دانیل رایف[5] تحلیل محتوا را به‌طور خلاصه چنین تعریف می‌کند: «قراردادن قاعده و محتوای ارتباطات در طبقه‌ها (مقوله‌های) خاص بر اساس قواعد و تحلیل روابط بین آن مقوله‌ها با استفاه از آزمون‌هاى آماری» (رایف و دیگران، 1382: 4).

  1. تحلیل گفتمان انتقادی: تحلیل گفتمان انتقادی، رویکرد جدیدی در مطالعات کلامی است؛ که در سال‌های اخیر به‌وجود آمده و ریشه در آرای میشل فوکو، فیلسوف فرانسوی دارد. این نوع تحلیل، نحوة استفاده غیرمشروع از قدرت جمعی، سلطه و نامساواتی که از طریق نوشتار و گفتار در بافت اجتماعی و سیاسی خاصی صورت می‌گیرد و یا در برابر آن ایستادگی می‌شود را بررسی می‌نماید. اینکه چگونه روابط اجتماعی، هویت، دانش و قدرت، از طریق متون نوشتاری و گفتاری ایجاد می‌شوند و یا اینکه مؤسسه‌ها و نهادهایی اجتماعی چون مدرسه و دانشگاه، به‌وسیله و از طریق گفتمان، چگونه شکل گرفته‌اند و می‌گیرند، از مباحث اصلی تحلیل گفتمان انتقادی به‌شمار می‌آیند. تحلیلگر انتقادی بر آن است تا سازوکار نامساواتی اجتماعی نهفته در لایه‌های زیرین گفتمان را کشف کرده و نشان دهد و آگاهی لازم و کافی برای افراد جامعه مدنظر را فراهم آورد؛ تا با فراهم‌آمدن زمینه و سازوکار توزیع عادلانه بهره‌گیری مطلوب از ساختارهای گفتمان‌مدار، توسط آحاد افراد جامعه برای تحقق عدالت اجتماعی گام‌هایی برداشته شود. تحلیل گفتمان انتقادی به تبیین روابط میان گفتمان و قدرت اجتماعی می‌پردازد؛ که نوشتار و گفتار گروه‌ها و نهادهای مسلط، چگونه از قدرت، سوء‌استفاده کرده و بدان مشروعیت می‌بخشند. این نوع تحلیل، مشکلات اجتماعی را مورد توجه قرار داده و مفاهیمی چون طبقه، جنسیت، زن‌گرایی(فمنیسم)، نژاد، سلطه و برتری(هژمونی)، منافع، عدالت، نابرابری و... را بررسی می‌کند. دیوید کریستال[6] (1992) در تعریف این نوع تحلیل می‌گوید: «رویکردی به تجزیه و تحلیل زبان است؛ که هدف آن آشکارسازی روابط پنهان قدرت و فرایندهای جهان‌بینانه در زبان‌شناسی است» (کرباسیان، 1393).
  2. داده‌کاوی: داده‌کاوی عبارت است از اقتباس یا استخراج دانش از مجموعه‌ای از داده‌ها؛ به بیان دیگر، داده‌کاوی فرایندی است که با استفاده از روش‌های هوشمند، دانش را از مجموعه‌ای از داده‌ها استخراج می‌کند (واشرمن[7]، 1998: 85).
  3. تحلیل موزائیکی: درک فرایند تحلیل توسط استعارة موزائیک که به طور عموم به‌کار می‌رود تحریف شده است. طبق تئوری موزائیک اطلاعات، مقادیر اندک اطلاعات وقتی به‌تدریج جمع‌آوری شوند مجموع آنها مانند یک موزائیک یا پازل، در نهایت تحلیلگران را قادر می‌سازد که به درک تصویر واضحی از واقعیت نائل گردند. این مثال مطرح می‌کند که تخمین‌های صحیح اغلب متکی به داشتن تمام اجزاست، یعنی اطلاعات صحیح و تا حدودی کامل (کتولی‌نژاد، 1385: 70).
  4. تحلیل رزم‌نامه(سناریو): رزم‌نامه مجموعه رویدادهای پشتِ سرِ هم قرار گرفته (منظم) فرضی (احتمالی) است؛ به بیان دیگر، رزم‌نامه وضعیتی فرضی مربوط به آیندة یک پدیده است که در آن همة جزئیات در نظر گرفته شده است. این شیوه در سال 1950 و پس از جنگ جهانی دوم به‌وسیلة ارتش آمریکا مورد استفاده قرار گرفت، سپس در سال 1960 به‌وسیلة هرمان‌کان[8] از مؤسسه رند کالیفرنیا به ابزاری برای تصمیم‌گیری‌های تجاری بدل گشت. رزم‌نامه‌نویسی در سال 1968 در پنتاگون و برای تصمیم‌گیری‌های نظامی- اطلاعاتی به کار گرفته شد.
  5. تحلیل روند[9]: در روش کمّی، داده تحلیل روند در طول یک محور زمانی بررسی و منحنی آن ترسیم می‌شود و پیش‌بینی آیندة نزدیک امری آسان است، ولی در درازمدت چنین نیست؛ زیرا عناصر شگفتی‌ساز و متغیرهای دیگری وارد محیط می‌شوند. شناسایی و توصیف الگوها، امری است که تا حدودی تجربی و تا حدودی خلاقانه است و شناسایی روند در مرحلة آغازین، چالش‌برانگیزترین قسمت کار است (منزوی، 1388: ‌88).
  6. تحلیل سری‌های زمانی: به روند مقادیر یک متغیر در طول زمان که به‌صورت دوره‌های زمانی با فواصل معین و یکسان تنظیم شده‌اند، «سری زمانی» گفته می‌شود. در تحلیل سری زمانی وضعیت تغییرهای یک متغیر در گذشته مورد بررسی قرار می‌گیرد و به آینده تعمیم داده می‌شود. انواع الگوهایی که در تحلیل سری‌های زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرند عبارت‌اند از:
  • الگوی میانگین متحرک ساده: یکی از راه‌های سادة تحلیل سری زمانی استفاده از میانگین متحرک است. در این روش برای ارائه تحلیل، از میانگین سادة چند دورة قبل از آن استفاده می‌شود. برای تحلیل در هر دوره، از میانگین سادة چند دورة قبل از آن استفاده می‌شود. برای ارائه تحلیل در دورة جدیدتر، مقدار واقعی قدیمی‌ترین دورة حذف و یک دورة جدید در محاسبة میانگین اضافه می‌شود. سادگی و سهولت محاسبه‌ها و در نظرگرفتن نوسانات متفاوت در کمیت دوره‌ها از جمله مواردی است که باعث کاربردی‌نمودن این الگو می‌شود.
  • الگوی میانگین متحرک وزنی: این روش شبیه همان روش میانگین متحرک ساده است. با این تفاوت که به همة دوره‌ها وزن یکسانی در محاسبة میانگین داده نمی‌شود، به طور معمول دوره‌های اخیر از ارزش و اهمیت بیشتری برخوردارند؛ بنابراین، در محاسبة میانگین وزن بیشتری می‌گیرند.
  • الگوی هموارسازی نمایی: این روش نوع خاصی از میانگین وزنی است که در آن به داده‌های مربوط به دوره‌های اخیر وزن بیشتری داده می‌شود و هرچه به عقب‌تر می‌رویم به صورت‌نمایی، اثر داده‌های قدیمی‌تر کمتر می‌گردد؛ اما تمامی داده‌ها در تحلیل حفاظتی دخالت داده می‌شوند (طلایی، 1395: 21).
  1. تحلیل لایه‌لایه‌ای علت‌ها:  تحلیل لایه‌لایه‌ای یکی از روش‌های آینده‌پژوهی است. هدف پیاده‌سازی تحلیل لایه‌لایه‌ای علت‌ها، ساخت‌شکنی پدیده‌ها و رسیدن به درکی عمیق از لایه‌های زیرین مسائل و مشکلات است. پس از آشکار‌شدن لایه‌های مختلف پدیده‌ها و قرارگرفتن متن در بافت، نوبت به تدوین و ارائه رزم‌نامه‌های بدیل آینده می‌رسد. ارزش و سودمندی این روش در پیش‌بینی بهتر و دقیق‌تر آینده نیست، بلکه با ایجاد فضاهایی زمینة لازم برای خلق آینده‌های بدیل را فراهم می‌کند. همچنین کاربرد این روش هنگام سیاست‌گذاری عمومی و درازمدت در نهایت منجر به تهیة بینش‌های جامع‌تر، ژرف‌تر و اثربخش‌تر می‌شود. چالش اصلی کاربرد روش تحلیل لایه‌لایه‌ایِ علت‌ها این است که تنها از طریق واکاوی عمیق و زیر‌بنایی لایه‌های علّی است که می‌توان مطمئن، آینده‌های بدیل و نابْ شناخته و بررسی شوند. ویژگی برجستة روش تحلیل لایه‌لایه‌ای علت‌ها این است که با تردید و شک دربارة علت اصلی آغاز می‌شود.

10. تحلیل تاریخی: گذشته، در پیش‌بینی‌ آینده نقشی پررنگ دارد. عمق نگاه به آینده، شبیه گذشته است؛ ولی یک گذشته داریم، و چند آینده! کسانی که می‌توانند گذشته را به یاد بیاورند، می‌توانند به آینده نیز بیندیشند. روش تحلیل تاریخی مبتنی بر این گزاره است که گاهی تاریخ تکرار می‌شود. بر پایة تحلیل‌های گذشته، می‌توان سرانجام برخی از وقایع آینده را پیش‌بینی کرد (پدرام، 1388: 10).

11. تحلیل مبتنی بر پیشران‌ها[10]: برای شناسایی پیشران‌هایی که روندهای آتی را شکل می‌دهند، از این روش بهره‌گیری می‌شود. با این روش، به‌ویژه می‌توان تعامل بین پیشران‌ها را بررسی کرد و بدین‌طریق پیشران‌هایی اصلی را که شکل‌دهندة آینده هستند، تشخیص داد. از این روش می‌توان به‌عنوان مبنایی برای تدوین رزم‌نامه‌ها، نقشة راه یا چشم‌انداز استفاده کرد. این روش، برای سنجش کارایی سیاست‌های اتخاذشده و نیز برای پیش‌آگهی از مشکلات درحال ایجاد، روش خوبی است. از چالش‌های پیش‌ِروی استفاده از این روش، کمّی‌کردن ارتباط بین پیشران‌های مختلف است (دانشنامة آزاد ویکی‌پدیا).

12. تحلیل مبتنی بر دیده‌بانیِ آینده[11]: فرایند و روش انجام کار بر اساس روش‌ دیده‌بانی دارای چند مرحله است:

گام نخست در دیده‌بانی، شناسایی و تعیین دیده‌بانان و تعیین نوع و روش دیده‌بانی است که باتوجه به راهبردها و نیازها، میزان دخالت و نیازمندی‌ها تعیین می‌شوند. دیده‌بانان باید در مورد مسائل ذیل، به کنکاش بپردازند:

  • علائمِ ضعیف تغییر، انحراف از معیارها، موضوع‌های نوظهور و جدید؛
  • بررسی تحلیل روندها و رویدادها؛
  • جستجو برای کشف نشانه‌های رویدادهای بالقوه در نقاط پرآشوب و کرانه‌های کاری؛
  • مرور آینده‌نگاری‌های متخصصان و کارشناسان؛
  • جستجوی آثار غیرمستقیم (منزوی، 1388: 58).

دیده‌بانان باید شامل سه گروه شوند:

  1. متخصصان و تحلیلگران در حوزة موضوعی که دیده‌بانی بر آن متمرکز شده است؛
  2. کارشناسان اطلاعاتی که وظیفة ساماندهی اطلاعات را برعهده دارند؛
  3. کارشناسان فنّاوری اطلاعات که زیرساخت‌های فنی را فراهم می‌سازند.

گام دوم، تعیین منابع موردنظر است. در وهلة اول، باید به اطلاعات موجود مراجعه کرد و به‌صورت صادقانه به نقاط قوت و محدودیت‌های آن توجه کرد و پرسش‌هایی مثل پرسش‌های ذیل مطرح شود:

  • آیا این اطلاعات روزامد هستند؟
  • چگونه گردآوری شده‌اند؟
  • چه رویکردها و نگرش‌هایی در آن وجود دارند؟
  • برای تأیید یا رد اطلاعات موجود، باید چه اطلاعاتی جمع‌آوری شود؟
  • چه اطلاعات و دیدگاه‌هایی باید لحاظ شوند؟

گام سوم، شامل جمع‌آوری، ارزیابی و تحلیل اطلاعات از منابع موردنظر است که باید در نهایت دقت و هوشیاری و از قلم‌افتادن هر‌گونه داده‌ای صورت بگیرد.

در گام چهارم، تولید و انتشار اطلاعات حاصل از فرایند دیده‌بانی صورت می‌گیرد و ذی‌نفعان از آن بهره جسته و به‌اصطلاح به تطبیق عملکردها، رفتارها و نگرش‌های خود می‌پردازند.

گام پنجم، انتخاب روش‌‌ها برای تکمیل و غنی‌سازی اطلاعات موجود است. به‌عنوان مثال: مرور دقیق نکته‌های قوت و محدودیت‌های هر منبع اطلاعاتی، انتخاب روش‌های جمع‌آوری اطلاعات برای تصحیح رویکردها، پُر‌کردن شکاف‌های موجود میان دیده‌بان و ذی‌نفعان، کشف مسائل درحال ظهور و نوپدید، تأیید اطلاعات موجود، پایش و نظارت و پایش روندهای کلی تأثیرگذار، تحلیل موقعیتی، ارزیابی فرصت و نیازهای خاص، تحلیل علت معلولی، تحلیل موضوع، ارزیابی تهدیدها، فرصت‌ها، نقاط ضعف و قوت (منزوی، 1388: 59).

 

مدیریت اطلاعات در دیده‌بانی (اقتباس از منزوی، 1388: 59)

برای تصمیم‌گیری، فقطْ داشتن اطلاعات مناسب، کفایت نمی‌کند؛ بلکه باید این اطلاعات را ارزیابی و تحلیل کرد تا مشخص شود که کدام اطلاعات ناب‌تر است. اگر نتوانیم اطلاعات را برای استفاده پردازش کنیم، داشتن حجم انبوهی از داده‌ها فایده‌ای ندارد؛ بنابراین، لازم است در تهیة گزارش تحلیلی، نکته‌های ذیل رعایت شود:

الف) شناسایی نیازهای اطلاعاتی؛

ب) تعریف عوامل دیده‌بانی حیاتی مرتبط با این نیاز؛

پ) تعریف منابع اطلاعاتی هریک از عوامل؛

ت) انتخاب ابزار مقتضی برای نظام‌بخشیدن به اطلاعات به‌دست آمده برای هریک از عوامل؛

ث) نصب یا پیکربندی ابزار متناسب با الزام‌های عوامل دیده‌بانی حیاتی؛

ج) استفاده از ابزار برای جمع‌آوری اطلاعات؛

چ) ارزیابی اطلاعات به‌دست آمده؛

ح) پردازش فکری اطلاعات معتبر: مقایسه و درک اطلاعات؛

خ‌) تنظیم گزارش (میرشاه ‌ولایتی و نظری‌زاده، 1391: 82).

13. طوفان فکری (ذهن‌انگیزی): از اصطلاح «طوفان فکری» برای بیان هرگونه بحث آزاد استفاده می‌شود، اما تعریف «کلاسیک» آن به فرایندی خاص شامل دو گام اصلی ذیل اشاره دارد:

گام اول، یک دوره تفکر آزاد که برای بیان و کسب ایده‌ها، بدون هیچ‌گونه اظهارنظر انتقادی، مورد استفاده قرار می‌گیرد. می‌توان آن را به‌صورت فعالیتی گروهی سازماندهی کرد که در آن افراد با صدای بلند دربارة ایده‌ها سخن می‌گویند و تسهیل‌کننده یا عضو گروهی آنها را بر روی تخته‌ای سفید یا رایانة متصل به صفحه نمایشی می‌نویسد؛ یا گامی ابتدایی وجود دارد که در آن از اعضای گروه خواسته می‌شود به‌تنهایی ایده‌های خود را در دفاتر یا رایانه‌های خود بنویسند (تصور می‌شود که این امر موجب کاهش فشار تفکر دربارة مسیر ایجادشده توسط گروه می‌گردد). هنگامی که ایده‌ها مطرح می‌شوند، افراد می‌توانند خواهان شفاف‌سازی هر مورد مبهم موجود شده و بر اساس ایده‌های قبلی حرکت کنند. قانون اصلی، این است که افراد در این مرحله نباید از ایده‌های دیگران، خرده بگیرند یا آنها را نقد کنند.

گام دوم، پس از مرحلة اولیه خلق ایده، بحث قوی‌تری درخصوص این ایده‌ها صورت می‌گیرد. این بخش به طور معمول به خوشه‌بندی ایده‌ها (به طور معمول از طریق فرایند بحث گروهی مرتبط با ترکیب ایده‌ها) و اولویت‌بندی مهم‌ترین موضوع‌ها می‌پردازد. اولویت‌بندی را می‌توان از طریق رأی‌گیری انجام داد. اعضای گروه می‌توانند در این مرحله ملاحظه‌های خود درخصوص ایده‌های ناکارامد یا غیرمرتبط را بیان کنند، اگرچه حفظ روحیة دوستی و طرح‌نکردن انتقادهای شخصی، اهمیت دارد.

راه‌های زیادی برای سازماندهی این گام‌ها وجود دارد. ویژگی مشترک و محوری، آن است که تسهیل‌کننده باید فضای خوش‌بینانه و ترغیب‌کننده به‌وجود آورد و مانع از بروز تفکر گروهی شود. به‌طور فزاینده‌ای از ابزارهای رایانه‌ای برای پشتیبانی از طوفان فکری استفاده می‌شود (مجموعه مقالات، 1391: 122- 121).

14. تحلیل دلفی[12]: تحلیل دلفی، رویکردی مبتنی بر هوش جمعی و روشی برای یافتن بهترین پاسخ‎هاست. دلفی، نام معبدی باستانی در یونان قدیم بوده است؛ جایی که یونانیان آن را مرکز زمین می‎پنداشتند و ارزش بسیاری برای آن قائل بودند. معبد دلفی، مکانی برای تشکیل جلسه‌های سناتورهای(عضو مجلس اعیان) یونان باستان بوده که در آن مشکل‌های کشور، به رأی دانشمندان گذاشته می‎شد. اصطلاح دلفی، بعدها به‌عنوان یکی از روش‎های قابل اتکا و معتبر آینده‎پژوهی شناخته شد؛ روشی که راه‌گشای بسیاری از دغدغه‎های آتی است. روش دلفی مبتنی بر هوش جمعی و طوفان فکری و در واقع اجماع صاحب‎نظران روی مسئله‎ای خاص است که از آن می‎توان برای دست‌یابی به بهترین گزینة محتمل، بهره برد.

بنابراین، تحلیل دلفی به‌عنوان یکی از رویکردهای مطرح آینده‎پژوهی دارای هشت مرحلة اساسی است:

الف) تعیین موضوع، به‌منظور بررسی آینده‎‌های ممکن، محتمل و مطلوب آن مانند آیندة تبلیغات؛

ب) ساخت پرسش‌نامه‌ای به‌عنوان ابزار گردآوری داده؛

پ) انتخاب تعدادی از متخصصان (پاسخ‎گویان) که نظرهای آنها مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد، به‌ویژه افراد صاحب‌نظر درخصوص موضوع درنظر گرفته‌شده؛

ت) ارزیابی اولیة نظرهای پاسخ‎گویان به‌وسیلة ابزار پرسش‌نامه؛

ث) سازماندهی و چکیده‎برداری اولیه از اطلاعات برآمده از ارزیابی‎های اولیه؛

ج) انتقال نتایج ارزیابی‎های اولیه به‌عنوان بازخورد به همة پاسخ‎دهندگان؛

چ) ارزیابی مجدد عقاید و نظرهای متخصصان، پس از آنکه آنها از نظرهای دیگران مطلع شدند؛ چرا که ممکن است نظرهای برخی در این مقطع باتوجه به اطلاعات اضافی که کسب کرده‎اند، تغییر کند؛

ح)‌ و سرانجام تحلیل، تغییر و ارائه اطلاعات و نگارش گزارش نهایی (مرکز مطالعات آینده‌پژوهی، 1391: 4).

15. تحلیل سببی: این دسته از تحلیل بر اساس وجود ارتباط علّی یا همبستگی بین دو یا چند متغیر، صورت می‌گیرد. انواع تحلیل‌های سببی را می‌توان به گروه‌های ذیل تقسیم‌بندی کرد:

  • تحلیل رگرسیون: در این الگو تأثیر عوامل و متغیرهای اثرگذار مختلف بر روی متغیر مورد نظر، بر اساس داده‌های گذشته برآورده می‌شود. ارتباط به‌دست آمده، مبنای ارائه هشدار حفاظتی در مورد پدیدة مدنظر است. این الگو‌ها می‌توانند به صورت‌های خطی و غیرخطی، دومتغیره و چندمتغیره، تک معادله‌ای و یا دستگاه معادلات باشند.
  • الگو‌های داده- ستاده: در این الگو با استفاده از جداول و ماتریس‌ها، وابستگی متقابل بین بخش‌ها و متغیرهای مختلف مشخص می‌شود. بر اساس روابط ریاضی موجود بین متغیرها، تحلیلگر به بررسی آثار تغییر در یکی از متغیرهای برون‌زا و بر روی متغیرهای درون‌زا می‌پردازد. این الگو‌ها برای ارائة تحلیل پیرامون پدیده‌ای که در درازمدت رخ خواهد داد، مناسب هستند (طلایی، 1395: 20).

16. تحلیل مبتنی بر داده‌ها: در این نوع تحلیل، درستی در درجة اول وابسته به دقت و کامل‌بودن داده‌های موجود است. اگر شخصی به‌طور منطقی فرض نماید که الگوی تحلیلی صحیح است و نیز تحلیلگر به‌طور مناسب الگو را در مورد داده‌ها به کار می‌برد، در این صورت درستی قضاوت تحلیلی به طور کامل وابسته به دقت و کامل‌بودن داده‌های موجود است. تحلیل آمادگی رزمی گروهی نظامی، مثالی از تحلیل متکی بر داده‌هاست. در این تحلیل قواعد و راه‌کارهای مدنظر تا حدودی مشخص است. جامعیت این راه‌کارها الگویی ذهنی را تشکیل می‌دهد که بر ادراک اطلاعات جمع‌آوری‌شده در مورد آن واحد تأثیرگذار است و قضاوتی را در این باره هدایت می‌کند، مبنی براینکه چه اطلاعاتی مهم است و چگونه این اطلاعات باید برای رسیدن به قضاوت راجع به آمادگی رزمی تحلیل شود (کتولی‌نژاد، 1385: 67).

17. تحلیل مبتنی بر قضاوت فوری: در این روش حدس و تخمین فردی متخصص از وضع آینده یک متغیر، مبنا قرار می‌گیرد. فرد بر اساس تفکر منطقی، حدس، اشراق، شهود و الهام و یا تنها با اتکا به علم و تجربه، پدیده‌ها را تحلیل می‌کند (طلایی، 1395: 19).

18. تحلیل مبتنی بر اختلاف: اگر واقعه‌ای تنها با حضور عاملی ظاهر گردد و در پی حضور‌نیافتن این عامل واقعه رخ ندهد، در این‌ صورت می‌توان گفت میان آن عامل و این واقعه ارتباط علت و معلول معکوس برقرار است. به‌عبارت دیگر هرگاه در شرایط معینی معضلی امنیتی به‌وجود آید و در وضعیت مشابه این معضل ایجاد نشود، در صورتی‌که در هر دو وضعیت شرایط یکسان و مشترک باشد جز موردی که آن هم مربوط به بروز مشکل است، می‌توان نتیجه گرفت این مورد اختلاف تنها عامل ایجادکنندة مشکل بوده است.

به‌طور معمول روش اختلاف همراه با روش توافق به‌کار می‌رود و این دو روش مکمل یکدیگرند. به‌عنوان مثال در روش توافق می‌توان دریافت که واپایش بحران منطقه (الف) با حضور کدام عامل امکان‌پذیر است؛ در حالی‌که در روش اختلاف، کوشش بر این است معلوم شود بین دو مسئله چه ارتباط منفی وجود دارد. اگر یکی از آن دو حاضر باشد دیگری غایب خواهد شد یا خیر (هادی، 1391: 26-25).

19. تحلیل مبتنی بر توافق: در این روش دو یا چند زمینة همانند، مورد بررسی و مطالعه قرار می‌گیرد و با مقایسة عوامل موافق میان آنها، چگونگی تأثیر افزایش یا کاهش یکی بر دیگری مشخص و نتیجه‌گیری می‌شود. به کمک این روش می‌توان دریافت که اگر یکی از دو پدیده مرتبط به هم حاضر باشد دیگری چه وضعیتی خواهد داشت. در روش توافق دو عامل هم‌زمان حضور دارند و ارتباط آنها به‌گونه‌ای است که در صورت افزایش یا کاهش یکی، دیگری نیز افزایش و کاهش پیدا می‌کند و در نتیجه ارتباط علت و معلولی آنها مشخص می‌شود (هادی، 1391: 25).

20. تحلیل مفهومی: برای نشان‌دادن دقیق‌تر افتراق میان تحلیل متکی بر داده‌ها و تحلیل مفهومی عملکرد تحلیلگری را که در حال حاضر مسئول اطلاعات است (به‌ویژه اطلاعات سیاسی روزانه) از پژوهش دراز‌مدت افتراق داد. در این شغل، کارهای معمول روزانه شامل اخبار منتقل‌شده از طریق خط خدمات ورودی کابل‌های سفارت و منابع مخفی گزارش‌کننده از خارج است که باید برای توزیع متقاضیان در میان تمام افراد متعلق به جامعة اطلاعاتی تفسیر گردد. اگرچه گزارش جاری اطلاعات با اطلاعات وارده صورت می‌پذیرد، اما این موضوع به‌معنای تحلیل متکی بر داده‌ها نیست. بر عکس، وظیفة تحلیلگر اطلاعات جاری اغلب به طور کامل مفهومی است. تحلیلگر باید تفسیر فوری از آخرین اتفاقاتی که اغلب غیرمنتظر هستند فراهم آوَرد.

صرف‌نظر از پیشینة اطلاعاتی، تحلیلگر ممکن است داده‌هایی به‌جز گزارش اولیه که به طور معمول ناقص است در اختیار نداشته باشد. در این شرایط تفسیر متکی بر الگوی ذهنی ضمنی است که طبق آن چگونگی و چرایی شکل‌گیری اتفاق‌ها در آن کشور توضیح داده می‌شود درستی قضاوت تا حدودی به‌طور انحصاری بر درستی الگوی ذهنی استوار است؛ زیرا مبنای دیگری برای قضاوت وجود ندارد.

در نظر گرفتن این امر ضروری است که این الگوی ذهنی چگونه در برابر واقعیت سنجیده می‌شود و چگونه می‌تواند تغییر یابد تا درستی قضاوت تحلیلی بهبود یابد. تغییر در الگوی ذهنی را دو مسئله دشوار می‌سازد. نخست ماهیت ادراک بشری و پردازش اطلاعات، دوم (که در بسیاری از زمینه‌ها صدق می‌کند) عبارت است از دانستن این موضوع که الگوی صحیح به طور واقع کدام است. به‌دلیل ماهیت ادراک بشری و پردازش اطلاعات باورها از هر نوع که باشند گاهی در برابر تغییر مقاومت می‌کنند این امر به‌ویژه در مورد فرضیه‌های ضمنی و حقایق تا حدودی واضح صدق می‌کند که نقش مهمی در تشکیل الگوی‌های ذهنی به عهده دارند. تحلیلگران اغلب از دانستن این موضوع شگفت‌زده هستند که آنچه برای آنان روشن است به‌هیچ‌وجه برای دیگران روشن نیست یا اینکه حقایق واضح ممکن است ده سالِ بعد به‌عنوان فرضی نادرست تلقی گردد.

جمع‌آوری و ذخیره‌کردن اجزای کوچک اطلاعات مهم است؛ زیرا این اجزای تشکیل دهنده مواد خامی هستند که تصویر را می‌سازند. انسان هرگز نمی‌داند چه زمانی ممکن خواهد بود که یک تحلیلگر قطعه‌ای را در این پازل جاسازی کند بخشی از منطق سازمان‌های جمع‌آوری اطلاعات روشی در این تئوری موزائیکی ریشه دارد؛ اما برداشت‌ها از روان‌شناسی شناختی حاکی است که تحلیلگران حفاظتی بدین شکل عمل نمی‌کنند و در اغلب موارد به شکل تحلیلی نمی‌توان به نتیجه رسید، تحلیلگران به طور عموم اجزایی را می‌یابند که به‌نظر می‌رسد در تصاویر مختلف می‌تواند جای گیرد. تحلیلگران به‌جای تصویری که حاصل کنارِ هم نهادن به طور قطعی باشد به طور عموم تصویری را در ابتدا و سپس به طور قطعی را برای جادادن در آن انتخاب می‌نمایند. تخمین‌های صحیح حداقل به همان میزان به طور قطعی جمع‌آوری شدة پازل به الگوی ذهنی به کار رفته در تشکیل تصویر بستگی دارد.

مثالِ صحیح‌تری برای توصیف اینکه تحلیل اطلاعاتی چگونه باید صورت گیرد تشخیص پزشکی است. دکتر نشانه‌های بیمار را بررسی می‌کند و در اینجا از دانش تخصصی در مورد اینکه عملکرد بدن چگونه باید باشد سود می‌برد تا فرضیه‌هایی بسازد که مشاهده‌هایش را توضیح دهد. سپس آزمایش‌هایی به عمل می‌آورد تا با کسب اطلاعات بیشتر به بررسی فرضیه‌ها بپردازد و سرانجام به تشخیص می‌رسد. این مثال طبی توجه را به توانایی در تعیین و بررسی تمام فرضیه‌ها مختلف معطوف می‌سازد.

جمع‌آوری اطلاعات محدود به آنهایی است که در تمایز میان احتمال نسبی فرضیه‌ها مختلف کمک کرده باشد. به همان اندازه این مثال پزشکی برای درک فرایند تحلیلی راهنمای مناسب‌تری است کاربردهای فراوانی برای اختصاص‌دادن منابع اطلاعاتی محدود وجود دارد در حالی که تحلیل و جمع‌آوری اطلاعات هر دو مهم هستند؛ مثال پزشکی بر خلاف متافور[13] موزائیک برای تحلیل بیشتر از جمع‌آوری اطلاعات اهمیت قائل است. اطلاعاتی که با نظم ذهنی موجود هماهنگ باشد به راحتی ادراک و پردازش‌شده و عقاید فعلی را نیز تقویت می‌کند. از آنجا که ذهن به‌طور غریزی در جستجوی یکنواختی است اطلاعاتی که با تصویر ذهنی موجود نا‌هماهنگ باشد اغلب به چشم نمی‌آید و به‌صورت تحریف شده‌ای درک می‌گردد یا برای انطباق با فرضیه‌ها و عقاید موجود توجیه می‌شود.

در یادگیری قضاوت بهتر از طریق تجربه، فرض‌های ذیل وجود دارد: بازخوراند نظام‌مند در مورد درستی قضاوت‌های گذشته و توانایی در ارتباط‌دادن میان درستی یک قضاوت با مجموعة خاصی از متغیرها که تحلیلگر را وارد به آن قضاوت ساخته است. در عمل، تحلیلگران حفاظتی بازخوراند نظام‌مند ادراکی به‌دست می‌آورند و حتی زمانی که می‌فهمند اتفاق مورد پیش‌بینی در عمل اتفاق افتاده یا به ناکامی برخورده است، به طور معمول به‌طور حتم یقین ندارند که آن اتفاق به‌دلایل مورد پیش‌بینی آنها بوده است. از این‌رو، تجربة شخصی تحلیلگر حفاظتی ممکن است راهنمای ضعیفی برای بازنگری در ساختار ذهنی او باشد (کتولی‌نژاد، 1385: 70-69).

 

روش‌های تحلیل در سازمان‌های حفاظتی

پیشگیری پدیده‌های امنیتی

ارتقای عملکرد سازمان‌های حفاظتی


الگوی مفهومی تحقیق: باتوجه به تمامی موارد گفته شده و نیز بر اساس مطالعات صورت گرفته و مصاحبه با کارشناسان و نخبگان ذی‌‌ربط، الگوی مفهومی این پژوهش طبق شکل ذیل است:

الگوی مفهومی تحقیق(محقق‌ساخته)

فرضیه‌های تحقیق

H.: روش‌های تحلیلی در ارتقای عملکرد سازمان‌های حفاظتی در حوزة پیشگیری مؤثر نیستند.

H1: روش‌های تحلیلی در ارتقای عملکرد سازمان‌های حفاظتی در حوزة پیشگیری مؤثر هستند.

روش‌شناسی: روش تحقیق مورد استفاده در این مطالعه می‌تواند از جنبه‌های مختلفی مورد بررسی قرار گیرد. با توجه به اینکه این مطالعه در صدد بررسی موضوع «تبیین نقش روش‌های تحلیلی برای ارتقای عملکرد سازمان‌های حفاظتی در حوزة پیشگیری» است و به‌طور مستقیم با استفاده از آزمون‌های آماری به بررسی و تحلیل می‌پردازد، روش پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و ازنظر روش توصیفی است.

جامعة آماری این تحقیق شامل تحلیلگران و صاحب‌نظران امور بررسی و تحلیل در سازمان‌های حفاظتی است که تعداد آنها حدود 65 نفر ارزیابی می‌شود. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 56 نفر تعیین گردید.

با توجه به ماهیت موضوع و روش تحقیق، برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسش‌نامه استفاده شده است. نظر به فقدان پرسش‌نامه‌ای استاندارد متناسب با هدف‌ها و سؤال‌های تحقیق، بر مبنای اطلاعات به‌دست آمده و منابع مرتبط با موضوع، پرسش‌نامه محقق‌ساخته تنظیم گردید.

برای افزایش روایی و اعتبار پرسش‌نامه ابتدا تعدادی پرسش‌نامه بین جمعی از کارشناسان توزیع گردید و کلیه ابهام‌های کارشناسان در ارتباط با سؤال‌ها مشخص شد؛ بدین ترتیب، تعدادی از سؤال‌ها حذف و تعدادی دیگر جایگزین شد و در نهایت پس از شفاف‌شدن و رفع ابهام‌ها، پرسش‌نامة نهایی تهیه و توزیع گردید. به طور کلی در این تحقیق برای افزایش روایی محتوای پرسش‌نامه از روش‌های ذیل استفاده شد:

  • استفاده از نظرهای متخصصان و کارشناسان ارشد امور حفاظتی؛
  • مطالعه پرسش‌نامه‌های مشابه، مقاله‌ها و کتاب‌ها؛
  • توزیع تعداد 15 نسخه پرسش‌نامة تدوینی به منظور تعیین میزان اعتبار پرسش‌نامه.

برای برآورد پایایی پرسش‌نامة این پژوهش از روش ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. ضریب آلفای محاسبه شده 0.933 است؛ بنابراین، می‌توان گفت که پرسش‌نامه از پایایی کافی برخوردار است.

در این پژوهش به منظور تدوین ادبیات موضوع و مباحث نظری تحقیق، جمع‌آوری اطلاعات به‌صورت کتابخانه‌ای بوده که با مطالعة اسناد، کتاب‌ها، مقاله‌ها و بهره‌گیری از اینترنت با استفاده از روش فیش‌برداری انجام شد. پس از مشخص‌شدن پاسخ‌دهندگان، پرسش‌نامه بین کلیه اعضای نمونه توزیع و پس از تکمیل توسط پاسخ‌دهندگان، جمع‌آوری گردید و طی این مراحل مورد استخراج و تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت: بازبینی اولیه پس از تکمیل پرسش‌نامه و جمع‌آوری آن؛ بازبینی نهایی؛ کدگذاری نهایی پرسش‌نامه؛ انجام تحلیل‌های آماری ضروری. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌ t test و آزمون رتبه‌ای فریدمن استفاده شد.

یافته‌های تحقیق

به منظور ارائه پاسخ علمی به سؤال‌های ارائه شده در این پژوهش، پرسش‌نامه‌ای محقق‌ساخته شامل 20 پرسش که همگیِ آنها حالت بسته داشته‌اند تنظیم و به بررسی و سنجش نظرهای جامعة آماری پرداخته شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل یافته‌های تحقیق، با آزمون‌های آماری مختلفی نظیر آزمون فریدمن و آزمون t-test استفاده شد در اینجا نتایج حاصل از پژوهش، ارائه می‌گردد:

تحلیل فرضیه‌های تحقیق

H.: روش‌های تحلیلی در ارتقای عملکرد سازمان‌های حفاظتی در حوزة پیشگیری مؤثر نیستند.

H1: روش‌های تحلیلی در ارتقای عملکرد سازمان‌های حفاظتی در حوزة پیشگیری مؤثر هستند.

نتیجه آزمون t  در مورد نتایج فرضیه‌ها

جدول 2: نتایج آزمون t

سطح معنا‌دار

Asymp.sig

درجه آزادی

Df

آمارة آزمون

t

انحراف معیار

Std.Dv

میانگین

mean

تعداد

N

0.00

55

24.131

0.216

4.2

56

 

در تحلیل جدول بالا، از آنجا که آمارة آزمون t استودنت بیش از میزان میانگین (µ = 3) است؛ بنابراین، H0 رد و آمارة آزمون در ناحیه H1 قرار می‌گیرد. بر همین اساس با توجه به سطح معنادار Asymp.sig = 0 < α = %5معنا‌دار‌بودن آمارة آزمون قابل قبول است. از طرفی با توجه به اینکه میانگین (mean) مکتسبه از آزمون با عدد 4.2 تبیین گردیده ‌است، عدد بالا در ناحیه H1 قرار گرفته و بزرگ‌تر از عدد متوسط یعنی عدد 3 است.

بنابراین، فرضیة تحقیق با سطح اطمینان 95 درصد تأیید می‌شود و نتیجه می‌گیریم که روش‌های تحلیلی در ارتقای عملکرد سازمان‌های حفاظتی در حوزة پیشگیری مؤثرند.


تحلیل آماری تحقیق با استفاده از لیزرل: تحلیل آماری تحقیق که شامل 20 شاخص است، در شکل ذیل درج شده است:

Normed Fit Index (NFI) =95%

تحلیل آماری تحقیق با استفاده از لیزرل: خروجی شاخص‌های برازش الگوی معادلات ساختاری بالاتر از 90 را نشان می‌دهد که این الگوی از برازش قابل قبولی برخوردار است؛ بنابراین، به ترتیب: روش‌های تحلیل روند، تحلیل تاریخی، تحلیل دلفی، طوفان فکری (ذهن‌انگیزی) به‌عنوان مهم‌ترین روش‌‌ها در ارتقای عملکرد سازمان‌های حفاظتی در حوزة پیشگیری مورد قبول واقع شده‌اند.

نتیجه آزمون فریدمن: تحلیل عاملی تأییدی این تحقیق که شامل 20 شاخص است، در جدول ذیل درج شده است:

تحلیل آماری تحقیق با استفاده از آزمون فریدمن

نقش روش‌های تحلیلی در ارتقای عملکرد سازمان‌های حفاظتی در حوزه پیشگیری

میانگین بار عاملی

شاخص

رتبه

بار عاملی

84.9

تحلیل گفتمان

19

66.89

تحلیل محتوا

20

65.14

تحلیل گفتمان انتقادی

16

78.25

تحلیل داده‌کاوی

17

72.14

تحلیل موزائیکی

18

69.89

تحلیل رزم‌نامه‌

8

89.96

تحلیل روند

1

95.47

تحلیل سری‌های زمانی

6

90.86

تحلیل لایه‌لایه‌ای علت‌ها

15

79.34

تحلیل تاریخی

2

95.08

تحلیل مبتنی بر پیشران‌ها

5

91.03

روش دیده‌بانی آینده

14

81.74

طوفان فکری یا ذهن‌انگیزی

4

91.06

تحلیل دلفی

3

91.17

تحلیل مبتنی بر داده‌ها

13

82.89

تحلیل مبتنی بر قضاوت فوری

7

90.26

تحلیل مبتنی بر اختلاف

10

86.46

تحلیل مبتنی بر توافق

11

85.17

تحلیل مفهومی

12

85.02

تحلیل سببی

9

89.87

 

 

بحث و نتیجه‌گیری

یکی از مواردی که می‌تواند در عملکرد سازمان‌های حفاظتی در حوزة پیشگیری مؤثر واقع شود، بهره‌گیری از انواع روش‌های تحلیلی است. محقق در این پژوهش بر اساس مطالعات و بررسی‌های علمی، روش‌های مختلف تحلیلی را استخراج و نسبت به تبیین و تشریح هر یک از آنها اقدام نمود. به منظور ارائه پاسخ علمی به سؤال‌‌های ارائه شده در این پژوهش، پرسش‌نامه‌‌ای محقق‌ساخته مبتنی بر 20 روش‌ تحلیلی، طراحی و از صاحب‌نظران خواسته شد نظرهای خویش را در خصوص نقش هر یک از این روش‌‌ها در خصوص پیشگیری حفاظتی ارائه نمایند.

پیشنهادها

 با عنایت به نتایج حاصل از این تحقیق، برای ارتقای عملکرد سازمان‌های حفاظت اطلاعات نیروهای مسلح در حوزة پیشگیری، پیشنهادهای ذیل ارائه می‌گردد:

  1. سازمان‌های حفاظتی برای ارتقای عملکرد خویش در حوزة پیشگیری، به ترتیب از روش‌های زیر استفاده نمایند:
  • تحلیل روند؛ در خاستگاه مربوط به این روش‌ نیز گفته شد که تحلیل روند یکی از روش‌های متداول‌ پیش‌بینی است و بر مشاهده و ثبت کارکرد و فعالیت گذشته عاملی خاص هدف‌گیری شده و می‌توان موضوع را به آینده تعمیم داد و شامل تحلیل دو گروه از روندهاست: کمّی که بر داده‌های آماری متکی است و کیفی که بر الگوهای اجتماعی، نهادی، سازمانی و سیاسی تأکید دارد. منظور از تحلیل روند، مطالعه روندی مشخص به‌منظور کشف ماهیت، علت‌های بروز، سرعت توسعه و پیامدهای بالقوة آن است. در روش تحلیل روند، سعی بر این است که روند تغییرهای پارامترهایی که می‌خواهیم آیندة آنها را بدانیم، مشخص شود. با بررسی روند تغییرهای این پارامترها در گذشته و وضعیت فعلی آنها، می‌توان از طریق برخی تحلیل‌ها، پیش‌بینی‌هایی در مورد آینده پارامتری ارائه کرد. تحلیل روندها مبتنی بر ارزیابی تجربی چند پدیده با معیارها و اقدام‌های تکرارشونده در طول زمان است؛
  • تحلیل تاریخی؛ در خاستگاه مربوط به این روش‌ نیز گفته شد که عمق نگاه به آینده، شبیه گذشته است؛ ولی یک گذشته داریم، و چند آینده! کسانی که می‌توانند گذشته را به یاد بیاورند، می‌توانند به آینده نیز بیندیشند. روش تحلیل تاریخی مبتنی بر این گزاره است که گاهی تاریخ تکرار می‌شود. بر پایة تحلیل‌های گذشته، می‌توان سرانجام برخی از وقایع آینده را پیش‌بینی کرد؛
  • تحلیل دلفی؛ در خاستگاه مربوط به این روش‌ نیز گفته شد که تحلیل دلفی، رویکردی مبتنی بر هوش جمعی و روشی برای یافتن بهترین پاسخ‎هاست. دلفی، به‌عنوان یکی از روش‎های قابل اتکا و معتبر آینده‎پژوهی است؛ روشی که راه‌گشای بسیاری از دغدغه‎های آتی است. روش دلفی مبتنی بر هوش جمعی و طوفان فکری و در واقع اجماع صاحب‎نظران روی مسئله‎ای خاص است که از آن می‎توان برای دست‌یابی به بهترین گزینة محتمل، بهره برد و در پیشگیری استفاده نمود؛
  • طوفان فکری (ذهن‌انگیزی): طوفان فکری یکی از روش‌های شناخته‌شدة خلق راه‌حل‌های جدید برای مسائل و مشکل‌هاست و به‌صورت گسترده در پیش‌بینی و آینده‌پژوهی ‌کاربرد دارد.
  1. لحاظ‌نمودن قابلیت‌ها و کارکردهای هر یک از روش‌های تحلیلی در متن کتاب‌های آموزشی کارکنان سازمان‌های حفاظتی به ویژه ادوار عرضی و تخصصی. حداقل کار این است که برای دانشجویان مقاطع مختلف رشتة حفاظت اطلاعات در سازمان‌های حفاظتی، تعداد 2 واحد درسی برای آشنایی با انواع روش‌های تحلیلی مدنظر قرار گیرد؛
  2. برگزاری اتاق‌های فکر، همایش‌‌‌‌‌‌‌‌ها، گردهمایی‌های تخصصی و هم‌‌‌‌‌‌‌‌اندیشی‌های علمی در سطح سازمان‌های حفاظتی به‌‌‌‌‌‌‌‌منظور بهره‌‌‌‌‌‌‌‌گیری از آخرین تجربه‌ها و یافته‌‌‌‌‌‌‌‌های علمی درخصوص انواع روش‌های تحلیلی؛
  3. توزیع پیوستة کتابچه‌هایی در خصوص روش‌های تحلیلی، بین کارکنان سازمان‌های حفاظتی با هدف پشتیبانی و تغذیة علمیِ دائمی و مستمر؛
  4. تشکیل کارگاه‌های مختلف آموزشی به‌منظور ارائه آموزش‌های علمی به تحلیلگران سازمان‌های حفاظتی در خصوص روش‌های مزبور.


[1] Richard Helms

[2]. Bourguignon

[3] Krippendorff

[4] Burleson

[5] Daniel Reiff

[6] David Crystal

[7] wasserman

[8] Herman Kahn

[9]. Trend Analysis

[10]. Drivers Analysis

[11]. Horizon Scanning

[12]. Delphi

[13]. برنامه ریزی عصبی - زبانی از «متافور» یا استعاره به عنوان یکی از روش‌های مهم در تغییرهای ذهنی و الگو‌های رفتاری استفاده می‌کند. واژة متافور در برنامه‌ریزی عصبی- زبانی شامل تشبیه، تمثیل، کنایه، داستان، ضرب‌المثل و لطیفه است. متافور به صورت ساده ممکن است شامل چند کلمه یا جملۀ کوتاه باشد، در حالی که یک متافور پیچیده ممکن است شامل داستانی باشد که  معانی مختلفی را در خود در بر دارد. متافور این امکان را ایجاد می‌کند که از سد ذهن خودآگاه فرد مخاطب بگذرد و با ذهن ناخودآگاه او ارتباط مستقیم برقرارکند. موفقیت برقراری ارتباط از طریق متافور ناشی از آن است که حاوی پیام غیرمستقیم است و از این‌رو شخص مخاطب مقاومتی از خود نشان نمی‌دهد؛ زیرا خودآگاه او معطوف به محتوای داستان است، در حالی که همین داستان پیامی پنهانی دارد که انتقال آن مدنظر گویندۀ داستان است(http://nlpinst.com/fa/ ان-ال-پی-متافور، مؤسسة برنامه‌ریزی عصبی- زبانی).

بشیر، حسن (1385)، تحلیل گفتمان دریچه‌ای برای کشف ناگفته‌ها، تهران: دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام)، چاپ چهارم.##
بشیر، حسن (1391)، فایل «تحلیل محتوا: بررسی و ارزیابی نمونه خبری»، متن کارگاه متشکله در دانشگاه عالی دفاع ملی.##
بهرام‌پور، شعبانعلی (1387)، «درآمدی بر تحلیل گفتمان»، مجموعه مقالات گفتمان و تحلیل گفتمانی، به اهتمام محمدرضا تاجیک، تهران: انتشارات فرهنگ گفتمان.##
پدرام، عبدالرحیم (1388)، «آینده‌پژوهی حوزه‌ای نو برای کندوکاو»، آینده‌پژوهی؛ مفاهیم، روش‌ها، مؤسسة آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی، تهران: مرکز آینده‌پژوهی علوم و فنّاوری دفاعی.##
پیرس، جان‌ای، رابینسون، ریچارد بی‌ (1384)، مدیریت راهبردی؛ برنامه‌ریزی، اجرا و کنترل، ترجمة سیدمحمود حسینی، تهران: سمت.##
رایف، دانیل و دیگران (1382)، تحلیل پیام‌هاى رسانه‌ای، ترجمة مهدخت بروجردی علوی، تهران: سروش.##
طلایی، رضا (1395)، هشداردهی امنیتی در سازمان حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی و ارائه الگوی مطلوب، مرکز مطالعات و تحقیقات سازمان حفاظت اطلاعات ناجا، تهران: حدیث کوثر.##
کتولی‌نژاد، خدابخش (1385)، «بررسی و شناسایی مبانی تهدیدها و آسیب‌پذیری‌ها در سازمان‌های اطلاعاتی»، (جزوه درسی)، دانشگاه علوم انتظامی، تهران: دانشکدة امنیتی و جنایی.##
کرباسیان، قاسم (1393)، تحلیل گفتمان، تهران: پژوهشکدة باقرالعلوم(علیه‌السلام).##
کریپندورف، کلوس (1378)، تحلیل محتوا، ترجمة هوشنگ نایب، تهران: روش.##
مجموعه مقالات «محصول مشترک یونیدو و شورای تحقیقات علمی ترکیه» (1391)، «آینده‌نگاری فنّاوری برای سازمان‌دهندگان»، ترجمة مسعود منزوی، تهران: مرکز آینده‌پژوهی علوم و فنّاوری دفاعی.##
محمدنسل، غلامرضا (1387)، «پیشگیری وضعی از جرم در اماکن ناجا»، فصلنامة علمی ترویجی بازرسی کل ناجا (نظارت و بازرسی)، سال دوم، شمارة 6، تهران: ایمان.##
مشایخ، عباس (1388)، «برآورد حفاظتی اطلاعاتی»، کتاب مقطع تحصیلی کارشناسی ناپیوسته حفاظت اطلاعات، دانشگاه علوم انتظامی، تهران: انتشارات دانشگاه علوم انتظامی.##
منزوی، مسعود (1388)، رزم‌نامه‌نویسی و رویکردهای متفاوت آن، مرکز آینده‌پژوهی علوم و فنّاوری دفاعی مؤسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی.##
موسوی، سیدیوسف (1390)، آگاه‌سازی حفاظتی، تهران: حدیث کوثر.##
میرشاه‌ ولایتی، فرزان و فرهاد نظری‌زاده (1391)، آگاهی فنّاوری، دیده‌بانی فنّاوری و فن‌کاوی، تهران: مرکز آینده‌پژوهی علوم و فنّاوری دفاعی.##
هادی، عباس (1391)، آشنایی با روش‌های بررسی و احصای تهدیدها و آسیب‌پذیری‌ها، معاونت نیروی انسانی ساحفاناجا، تهران: حدیث کوثر.##
Schiffrin, Deborah (1994) Approaches to Discourse. Oxford: Blackwell.##
مؤسسة برنامه‌ریزی عصبی- زبانی برگرفته از پایگاه اینترنتی http://nlpinst.com/fa/ ان-ال-پی-متافور.##
«دانشنامه آزاد ویکی‌پدیا».##