تأثیر فرهنگ نوآوری حمایت‌کننده و عملکرد نوآوری سازمان بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی

نوع مقاله : ترویجی

نویسندگان

1 استادیار گروه مدیریت مالی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شرق، تهران، ایران

2 دانشیار گروه مدیریت منابع انسانی دانشگاه علوم انتظامی امین

3 دانش آموخته کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات، تهران، ایران

چکیده

زمینه و هدف: امنیت اطلاعات یک مسئله حیاتی است و امروزه سازمان‌ها در سراسر دنیا با آن روبه‌رو هستند. برای آنکه بتوان در دنیای متلاطم و متغیر امروز به حیات ادامه داد باید به خلاقیت و نوآوری روی آورد و ضمن شناخت تغییرها و تحولات محیط، برای رویارویی با آنها پاسخ‌های بدیع و تازه تدارک دید و همراه تأثیرپذیری از این تحولات بر آنها تأثیر نهاد و بدان‌ها شکل دلخواه داد. موارد پیش‌گفته زمینة انجام تحقیق حاضر می‌باشد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر فرهنگ نوآوری حمایت‌کننده و عملکرد نوآوری سازمان بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی است.
روش‌شناسی: این تحقیق از لحاظ هدف کاربردی، از لحاظ روش کمی- توصیفی، از لحاظ راهبرد پیمایشی است. جامعة آماری پژوهش حاضر در حوزة معاونت شبکه و امنیت سازمان فنّاوری اطلاعات شهرداری تهران بوده است. روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق به صورت میدانی و کتابخانه‌ای و ابزار جمع‌آوری اطلاعات از طریق پرسش‌نامه است که روایی آن از طریق نظر خبرگان تأیید و پایایی تحقیق حاضر با بهره‌گیری از روش آلفای کرونباخ (که بالای 0.7 بوده است) مورد تأیید قرار گرفت.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: برای بررسی نرمال‌بودن داده‌ها نیز از طریق آزمون کولموگروف اسمیرنوف و از روش الگوسازی معادلات ساختاری و تحلیل مسیر برای ارزیابی الگوی مفهومی تحقیق با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای Spss و Amos اقدام شده است. نتایج حاکی از تأثیر راهبرد فنّاوری بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی، تأثیر کیفیت ایده‌ها بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی، تأثیر کسب و بهره‌برداری از فنّاوری بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی، تأثیر نوآوری فنی بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی و تأثیر نوآوری اجرایی بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی است.
 

تازه های تحقیق

=

کلیدواژه‌ها


مقدمه

ویژگی منحصر به فرد هزارة سوم میلادی که از آن با عنوان عصر اطلاعات یاد می‌کنند، نوآوری و تغییر است. بسیاری از کشورهای جهان دریافته‌اند که عصر اطلاعات جولانگاه تاخت‌و‌تاز سازمان‌هایی است که قابلیت‌های فنّاوری اطلاعات را به خدمت خود و اجتماع درآورده و با رویکردی اثرگذار در راستای بازآفرینی و نوسازی دیوان‌سالاری و به طور کلی نظام اجتماعی اقدام می‌کنند (Zhao, 2013). فنّاوری اطلاعات به عنوان بستر اصلی تشکیل جامعة اطلاعاتی با گسترش بی‌سابقه‌ای، با سپردن تمام کارهای فیزیکی به ماشین، تنها کارهای دانش‌محور و خبره‌گرا را به انسان محول کرده است. این فنّاوری روش‌های کارکرد و نگرش افراد، سازمان‌ها و دولت‌ها را دگرگون ساخته و باعث ایجاد صنایع نوین، مشاغل جدید و خلاقیت در انجام امور شده است (Chou et al, 2016).

امنیت فضای تبادل اطلاعات یکی از نگرانی‌های کلیدی تجاری در دو دهة گذشته بوده است. این موضوع یک مشکل ماندگار و یکی از چالش‌های اساسی مدیران فنّاوری اطلاعات است (Wang et al, 2015). امنیت و بی‌اعتمادی، مهم‌ترین و اصلی‌ترین نگرانی کاربران دولت الکترونیکی و اینترنتی است و وجود اعتماد شرط لازم انجام هر گونه تعامل بشری است (شعبانی و همکاران، 1391). علاوه بر فعالیت‌های ملی که هر دولت در زمینة حفظ امنیت فضای تبادل اطلاعات انجام می‌دهد، فعالیت‌هایی در سطح منطقه‌ای و جهانی نیز در حال انجام است. سازمان‌ها و شرکت‌ها ناگزیر به دنبال پیاده‌سازی موارد امنیتی هستند. به منظور اطمینان از اثربخشی مجموعة امنیت اطلاعات، معیارهای امنیتی و رفتارهای سازمانی بسیار مهم هستند و به یکدیگر بستگی دارند (صادقی و همکاران،1391).

محافظت از اطلاعات در طیف گسترده‌ای است که از طریق مدیریت به صورت مجموعه‌ایی از رویکردها مانند نظارت‌های امنیتی، سیاست‌ها و رویه‌هایی در مجموعة مدیریت امنیت اطلاعات به‌دست می‌آید و شامل شرایطی مانند پاسخ‌گویی به کاربران، ورود و خروج اطلاعات و قابلیت اطمینان‌بودن آن است. از این رو سازمان‌ها به راه‌حل‌های فنّاوری‌محور تکیه دارند که به بهبود اطلاعات کمک کرده است و در نهایت منجر به عملکرد بهتر سازمان شده و از این جهت برای سازمان‌ها دارای اهمیت است (Box & Pottas, 2014). از طرفی همة سازمان‌ها برای بقاء، نیازمند اندیشه‌های نو و نظرهای بدیع و تازه هستند. خلق ایده و فرایندهای جدید، مسیری است که به واسطة آن، سازمان‌ها می‌توانند خود را با محیط منطبق کرده و به مزیتی رقابتی دست یابند. در این راستا مسئله اصلی پروژه شناخت متغیرهایی از فرهنگ سازمانی است که بر درک حمایت از نوآوری تأثیرگذار باشند (Choi&Hwang, 2017).

یکی از عوامل کلیدی بقای سازمان‌های دانش‌بنیان ارتقای پیوستۀ عملکرد نوآورانه سازمان است. در این سازمان‌ها نوآوری در عملکرد، سبب حفظ مزیت رقابتی و رشد و توسعۀ سازمانی می‌گردد. از سوی دیگر، خلق عملکرد نوآورانه مستلزم برقراری ارتباطات اثر‌بخش و پایدار با همة ذی‌نفعان و محیط عمومی سازمان است. یک سازمان برای آنکه بتواند به واقع نوآور باشد باید فرهنگی قوی ایجاد کند که مشارکت در رفتار نوآورانه را تحریک نماید. بی‌توجهی به فرهنگ نوآوری بیشترین دلیل ناموفق‌بودن کامل و حتی شکست کلی بسیاری از نوآوری‌های مدیریتی است. درک فرهنگ نوآوری و به‌کارگیری آن در طرح‌ر‌یزی موفقیت‌آمیز تحولات مورد نیاز برای اجرای موفق تغییر، بخش مهمی از سفر به سوی تعالی خواهد بود.

شهرداری در هر کشور به عنوان مهم‌ترین سازمان دولتی و خدماتی محسوب می‌شود و ایجاد چنین سازمانی به نام شهرداری، عالی‌ترین تدبیری بوده است که از طرف دنیای متمدن برای پاسخ‌گویی به نیازمندی‌ها و توقعات بی‌شمار ساکنان شهرها به کار برده شده است. در واقع، شهرداری بدون مردم، نه‌تنها باید هزینة تأمین و تجهیز زیرساخت‌های شهری را متقبل شود، بلکه باید نیروها و محافظانی را برای نگهداری و حفاظت تجهیزات به کار گیرد، زیرا مردم این تجهیزات و زیرساخت‌ها را بیرونی و غیرخودی تلقی می‌کنند که هر وقت از بین رفت، دولت وظیفه دارد آنها را بازسازی و احیا نماید. با آنکه این وضعیت برای شهرهای ساده و سازمان بسیطی چون شهرداری‌های اولیه ممکن به نظر می‌رسید؛ اما در شرایط کنونی این امر اگر نگوییم غیرممکن، لااقل بسیار مشکل خواهد بود، زیرا هم‌اکنون شهرداری‌ها عملکردهای متفاوتی را در شهر به انجام می‌رسانند. در این راستا توجه کم شهرداری به حوزة فنّاوری اطلاعات یکی از مسایلی است که کارشناسان این حوزه به فراوانی بر روی آن تأکید داشته‌اند. با توجه به آنچه که بیان شد در این پژوهش به تعیین تأثیر فرهنگ نوآوری حمایت‌کننده و عملکرد نوآوری سازمان بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی پرداخته شده است.

مبانی نظری: فرهنگ نوآوری حمایت‌کننده: هولت[1] استدلال می‌کند که یک فرهنگ نوآورانه نشان دهندة میزان مطلوبیت شرکت در راستای توسعة نوآوری است. در فرهنگ نوآوری افراد سازمان در جستجوی فرصت‌های جدید هستند. یک شرکت نوآور دارای فرهنگ قوی است که منجر به تعامل در رفتار نوآورانه می‌شود (Sattayaraksa& Boon-itt, 2016: 3).

فرهنگ نوآوری به فرایندی پیچیده اشاره دارد که هدفش ایجاد، انتقال، تغییر و واکنش به ایده‌های جدید است. به عبارتی دیگر رفتاری پیچیده است که شامل یک فرایند سه مرحله‌ای، درک مسئله و ارائه راه‌حل‌های جدید، بهبود ایده‌های جدید و یافتن قاعده‌ای منطقی برای دفاع از آن و در نهایت ارائه الگو یا نمونة تجربی برای پیاده‌سازی ایده‌ها و راه‌حل‌ها در گروه یا سازمان است (خسرویان و همکاران، 1388). کلور و لوپیس[2] در سال (1998) بیان کردند که فرهنگ نوآوری سازمانی منجر به رفتار نوآوری فنّاورانه و عملکرد نوآوری در هر سازمانی می‌شود. خزانچی و لیوایز[3] در سال 2007 بیان کردند که فرهنگ نوآوری سازمانی در یک شرکت یا سازمان تأثیر قابل‌توجهی بر فرایندهای شرکت دارد. کلینس چی میدت[4] در سال 2007 بیان کردند که فرهنگ نوآورانه شرکت منجر به افزایش مزیت رقابتی و منجر به پذیرش ایده‌های نو در سازمان‌ها خواهد شد (فرهنگی و همکاران، 1394؛ رضایی دولت آبادی و همکاران،1390). فرهنگ نوآوری سازمان را شامل راهبرد فنّاوری، کیفیت ایده‌ها و کسب و بهره‌برداری از فنّاوری می‌داند که در ادامه توضیح داده شده است.

راهبرد فنّاوری، مدیریت فنّاوری زمانی موفق خواهد بود که میان راهبرد کسب و کار و راهبرد فنّاوری، ارتباطی مناسب برقرار شود. راهبرد فنّاوری، همانا به‌کارگیری، توسعه و نگهداری کلیت دانش و توانایی سازمان است (آراستی و همکاران، 1389).

کیفیت ایده‌ها: منظور ازکیفیت ایده‌ها در تحقیق حاضر توانایی ایجاد ایده‌ها، نظریه‌ها، بینش‌ها یا اشیایی جدید و بازسازی مجدد در علوم انسانی و سایر زمینه‌ها که به‌وسیلة متخصصان به عنوان پدیدة ابتکاری شناخته شود و از لحاظ علمی، زیبا‌شناسی، فنّاورانه و اجتماعی با ارزش قلمداد گردد (آراستی و همکاران، 1389).

کسب و بهره‌برداری از فنّاوری، آموزش‌های مؤثر و کاربردی با هدف افزایش خلاقیت در میان کارکنان و نیز چگونگی به‌کارگیری علمی خلاقیت‌ها و نوآوری‌های فنّاورانه است (آراستی و همکاران، 1389).

عملکرد نوآورانه: عملکرد نوآوری ترکیبی از موفقیت‌های کلی سازمان در نتیجة تلاش‌های صورت گرفته برای نو‌کردن و بهبود‌دادن و به‌کارگیری جنبه‌های مختلف نوآوری در سازمان است و به عنوان یکی از پیشران‌های سایر جنبه‌های عملکردی سازمان با توجه به تلاش‌های مداوم که به منظور بهبود، تجدید، اکتشاف، یادگیری از اشتباه‌ها، سازش با محیط رقابتی به سرعت متغیر صورت می‌گیرند، انگاشته شده است (پورتیموری و جمشیدی، 1393).

عملکرد نوآوری به‌کارگیری توانایی‌های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است. عملی و کاربردی‌ساختن افکار و اندیشه‌هایِ نو ناشی از خلاقیت. به عبارت دیگر، در خلاقیت اطلاعات به‌دست می‌آید و در نوآوری، آن اطلاعات به صورت‌های گوناگونی عرضه می‌شود. نوآوری یعنی خلق و بهره‌برداری از ایده‌ها، محصولات و منابع که دست‌یابی سازمان به سطح بالاتری از بهره‌وری و اثربخشی را محقق می‌سازد (فلاحی‌ممان، 1395).

در واقع سازمان‌ها با نوآوری‌هایشان بهتر می‌توانند به تغییرهای محیطی پاسخ دهند و برای رسیدن به عملکرد بهتر، قابلیت‌های جدیدی کسب کنند. عملکرد نوآورانه در واقع نوعی عملکرد درونی شرکت در این راستا محسوب شده و به عنوان یک عامل توسعه دهنده و مواجه با تغییرهای فنّاورانة محیطی است که بررسی و تمرکز می‌شود که نیازمند تحول سریع، انعطاف‌پذیری و کیفیت برتر در زمینة ارائه محصولات نوین در بین محیط رقابتی است (Silva et al, 2017). عملکرد نوآورانة ترکیبی از نوآوری‌های فنی و اجرایی است که به رشد و سودآوری منجر می‌شود (نیک‌رفتار، 1396).

نوآوری فنی: این نوآوری شامل خلق محصولات و فرایند‌های جدید و تغییرهای عمدة فنّاوری در این دوره می‌شود. این تغییرها در صورتی نوآوری تلقی می‌شوند که به بازار عرضه شده (نوآوری محصول) و یا در یک فرایند تولید به‌کار رفته باشند (گروسی مختارزاده و زمانی، 1394).

نوآوری اجرایی: نوآوری‌های اجرایی با شیوه‌های مدیریتی، فرایندهای اجرایی و قوانین سازمانی مرتبط هستند و به طور مستقیم به سیاست‌ها، نظام‌ها و مدیریت یک سازمان بستگی دارد. نوآوری اجرایی شامل نوآوری در فرایندهای اداری، استفاده از مدیریت نوآورانه در شیوه‌های برنامه‌ریزی و نظارت فرایندها، پاسخ منعطف سازمان به تغییرهای محیطی و ایجاد روابط درون‌سازمانیِ جدید با سایر سازمان‌هاست (گروسی مختارزاده و زمانی، 1394).

نوآوری اداری و فنی[5]: تمایز بین نوآوری‌های اداری و فنی بر ساختار اجتماعی استوار است. نوآوری اداری با تغییر در ساختار سازمانی و فرایندهای اداری سر و کار دارد، به صورتی که نوآوری سازمانِ اداری ارتباط نزدیکی با فعالیت‌های اداری سازمان و ارتباط غیرمستقیمی با فعالیت‌های کاری سازمان دارد. نوآوری فنی با تغییر در محصول، خدمات و فنّاوری فرایند تولید ارتباط دارد؛ این نوع نوآوری سازمانی به طور مستقیم با فعالیت‌های کاری یک سازمان سر و کار و با تغییرها در محصولات و فرایندها ارتباط دارد. (آقاداود و همکاران، 1389).

امنیت مجموعة اطلاعات: مجموعه‌های اطلاعاتی یک ابزار مدیریتی محسوب می‌شود که به‌وسیلة آن می‌توان مجموعه‌های کسب و کاری مختلف را ایجاد کرده و بهبود یا تغییر داد. هدف کلی آن محرمانه‌بودن اطلاعات، انسجام و یکپارچگی تضمین اطلاعات است (Feng et al, 2014). استفاده از فنّاوری اطلاعات[6] برای کسب و کار بدون در نظر گرفتن اندازه و نوع شرکت به موضوع مهمی تبدیل شده است. به دنبال بازدة سرمایه‌گذاری[7] و کاربرد فنّاوری اطلاعات در زمینة کسب و کار، اندازه‌گیری خدمات فنّاوری اطلاعات برای مدیران اطلاعات راهبردانه را برای گرفتن تصمیم‌ها فراهم می‌آورد. استفادة زیاد از سامانه‌های فنّاوری اطلاعات و اعتماد فزاینده و رو به افزایش شرکت‌ها به این دستگاه‌ها منجر به نیاز به کیفیت، قابلیت اعتماد و امنیت بیشتر شده است (Melendez et al, 2015).

امنیت اطلاعات محافظت از اطلاعات و دسترسی غیرمجاز استفاده، انتشار، اختلال، اصلاح و بی‌نظمی است. کارکنان باید در سازمان مسئولیت خاصی برای حفظ امنیت و حریم خصوصی داشته باشند و همچنین آنها تضمین کنندة اطلاعات محرمانه باشند. امنیت و حریم خصوصی اطلاعات فقط باید برای کسانی که به‌صورت قانونی نیاز به دسترسی آن را دارند فراهم شود تا در ذهن افراد اعتماد نقش بندد (Zhang, 2011). امنیت مجموعة اطلاعات حفاظت از محرمانگی، تمامیت و دسترس‌پذیری اطلاعات است. علاوه بر اینها سایر ویژگی‌ها از قبیل اصالت، قابلیت، جواب‌گویی و اعتبار، انکارناپذیری و قابلیت اطمینان اطلاعات نیز می‌توانند مشمول این حفاظت باشند (عزیزی، 1394).

پیشینة تحقیق: پاپی‌نژاد (1394) پژوهشی با عنوان «بررسی تأثیر سیستم‌های اطلاعاتی بر نوآوری سازمانی» انجام دادند. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که بین مجموعه‌های اطلاعاتی با نوآوری سازمانی ارتباط معناداری وجود دارد. بین ابعاد مجموعه‌های اطلاعاتی (مجموعه‌های فرایند، مجموعه‌های خودکار، مجموعه‌های دانش و مجموعه‌های مدیران ارشد، مجموعه‌های اطلاعات مدیریت، مجموعة پشتیبان تصمیم‌گیری) با نوآوری سازمانی ارتباط معناداری وجود دارد. نتایج حاکی از این است که مجموعه‌های اطلاعاتی بر نوآوری سازمانی تأثیر معناداری دارد.

رحیم‌نیا و همکاران (1394) پژوهشی با عنوان «تأثیر رهبری نوآورانه و اشتراک دانش بر عملکرد سازمان به‌واسطة هماهنگی استراتژیک» انجام دادند. نتایج تحقیق نشان داد که در شرایط متلاطم محیطی حاکم بر شرکت‌های جامعة آماری در سال‌های اخیر، اشتراک دانش و رهبری نوآورانه با عملکرد سازمان ارتباط مثبت و مستقیم داشته و هر دو می‌توانند تطابق و سازگاری سازمان به محیط بیرونی را افزایش داده و منجر به هماهنگی راهبردانه شوند، اما هماهنگی راهبردانه بر عملکرد تأثیری ندارد (رحیم‌نیا و همکاران، 1394).

حاجی‌ها و خراط‌زاده (1393) پژوهشی با عنوان «رابطة فرهنگ سازمانی و کاربرد نوآوری‌های حسابداری مدیریت در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران» انجام دادند. نتایج تحقیق بین فرهنگ سازمانی شرکت‌هایی که نوآوری‌های حسابداری مدیریت را به‌کارگرفته‌اند و آنهایی که از این نوآوری‌ها کمتر استفاده کرده‌اند، تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین ابعاد گرایش حمایتی و هدف‌گرایی فرهنگ درگروه‌های به‌کارگیرندة نوآوری‌های حسابداری مدیریت بالاتر است. مدیران برای تصمیم‌گیری‌های خود نیازمند اطلاعاتی دقیق و به موقع هستند. مسئولیت تهیة این اطلاعات به عهده مجموعه‌های حسابداری مدیریت است. با توجه به نتایج به‌دست آمده مدیران می‌توانند با ایجاد تغییرهای فرهنگی در سازمان‌ها موجب بهبود مجموعه‌های حسابداری مدیریت را فراهم آورند.

چوای و هوانگ[8] (2017) پژوهشی با عنوان «تأثیر فرهنگ نوآوری حمایت‌کننده و رفتار شهروندی بر امنیت سیستم‌های اطلاعاتی دولت الکترونیک» انجام دادند. نتایج تحقیق مناسب‌بودن فرهنگ حمایت از نوآوری برای تأثیرگذاری امنیت مجموعة اطلاعاتی در دولت را نشان می‌دهد که دولت باید تظاهرات فرهنگی یا مصنوعات فرهنگی را تشخیص دهد تا کمکی باشد به شاغلان امنیت مجموعة اطلاعاتی به منظور فرموله‌کردن، اجرا و مدیریت راهبردانه‌های امنیت مجموعة اطلاعاتی.

وانگ و همکاران[9] (2015) تحقیقی با عنوان «قابلیت‌های فنّاوری اطلاعات و عملکرد نوآوری محصول: نقش‌ کارآفرینی سازمانی و شدت رقابت» انجام دادند. با وجود مطالعات زیادی که تأثیر مثبت توانایی فنّاوری اطلاعات روی عملکرد نوآوری را نشان داده‌اند، دانش ما از فرایند اینکه چه چیزی به‌دست می‌آید تهی است و حساسیت عوامل محیطی محدود باقی می‌ماند. این مقاله به‌وسیلة بررسی‌کردن نقش کارآفرینی شرکتی و شدت رقابت در سطح شرکت و در نتیجه شرکت‌کردن در تحقیقات روی ارزش تجارت فنّاوری اطلاعات این خلأها را پر می‌کند. با استفاده از داده‌های شرکت‌های تولید‌کننده در چین، ما متوجه شدیم که کارآفرینی شرکتی اثر توانایی‌های فنّاوری اطلاعات را روی عملکرد نوآوری تولید متعادل می‌کند و شدت رقابت این ارتباط را متعادل می‌کند.

نارنجو والنسیا و سانز واله[10] (2011) تحقیقی با عنوان «نقش فرهنگ سازمانی در نوآوری» انجام داده‌اند. نوآوری برای دست‌یابی به مزیت رقابتی شرکت‌ها ضروری است. نوآوری، بر خلاف تقلید، شرکت‌ها را به معرفی محصولات جدید و پیشتاز‌شدن در بازارها بر می‌انگیزد. نشان داده شده است که عوامل زیادی، تعیین کنندة حمایت جهت‌گیری نوآورانه سازمانی به حساب می‌آیند. یکی از این عوامل، فرهنگ سازمانی است. هدف مقالة حاضر، تجزیه و تحلیل فرهنگ سازمانی است که نوآوری سازمانی و راهبرد تقلید را پرورش می‌دهد یا مانع آن می‌شود. این مقاله برای آزمون فرضیه‌ها از نمونة ۴۷۱ شرکت اسپانیایی استفاده نموده است و به کمک تجزیه و تحلیل رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی، تأثیر فرهنگ سازمانی را به یک راهبرد نوآوری ارتباط می‌دهد. مقاله پی برده است که فرهنگ سازمانی یک عامل تعیین کنندة بدیهی راهبرد نوآوری به شمار می‌آید. به علاوه، فرهنگ‌های ادهوکراسی (سازمان موقتی)، راهبرد‌های نوآوری را پرورش می‌دهند و فرهنگ‌های سلسله مراتبی، فرهنگ‌های تقلید را ترویج می‌دهند.

الگوی مفهومی و فرضیه‌ها: نظریة کوک و کیلان[11] (2007) مبنای شکل‌گیری و ارزیابی الگوی مفهومی و فرضیه‌های این پژوهش قرار گرفته است. این الگو با سه عامل راهبردی فنّاوری، کیفیت اید‌ه‌ها و کسب و بهره‌برداری از فنّاوری برای بررسی فرهنگ نوآوری که متغیرهای مستقل پژوهش حاضر را تشکیل می‌دهند. متغیر وابسته تحقیق نیز امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی است.

 

شکل (1): الگوی مفهومی تحقیق: کوک و کیلان (2007)

فرضیة اصلی: فرهنگ نوآوری حمایت‌کننده و عملکرد نوآوری سازمان بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر دارد.

فرضیه‌های فرعی:

1-   راهبرد فنّاوری بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر دارد.

2-   کیفیت ایده‌ها بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر دارد.

3-   کسب و بهره‌برداری از فنّاوری بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر دارد.

4-   نوآوری فنی بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر دارد.

5-   نوآوری اجرایی بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر دارد.

روش‌شناسی: این پژوهش بر حسب هدف کاربردی و بر حسب نحوة گردآوری داده‌ها توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعة آماری تحقیق در حوزة معاونت شبکه و امنیت سازمان فنّاوری اطلاعات شهرداری تهران برابر با 100 نفر بوده است که براساس فرمول کوکران 79 نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شده‌اند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش‌نامه بوده است.

روایی این پرسش‌نامه از طریق محتوایی و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفته است. شاخص KMO شاخصی از کفایت نمونه‌گیری است که کوچک‌بودن همبستگی جزئی بین متغیرها را بررسی می‌کند و از این طریق مشخص می‌سازد، آیا واریانس متغیرهای تحقیق، تحت تأثیر واریانس مشترک برخی عامل‌های پنهانی و اساسی است یا خیر ( حبیبی، 1396). این شاخص در دامنة صفر تا یک قرار دارد. اگر مقدار شاخص نزدیک به یک باشد، داده‌های مورد نظر برای تحلیل عاملی مناسب هستند و در غیر این‌صورت نتایج تحلیل عاملی برای داده‌های مورد نظر چندان مناسب نیستند.در صورتی که مقدار KMO کمتر از 5/0 باشد، داده‌ها برای تحلیل عاملی مناسب نخواهد بود و اگر مقدار آن بین 5/0 تا 69/0 باشد، می‌توان با احتیاط به تحلیل عاملی پرداخت، ولی در صورتی که مقدار آن بزرگ‌تر از 7/0 باشد، همبستگی‌های موجود در بین داده‌ها برای تحلیل عاملی مناسب خواهد بود. در این پژوهش برای آزمودن الگو از الگوی معادلات ساختاری مبتنی بر واریانس و نرم‌افزار Smart-PLS استفاده می‌شود. در واقع، با توجه به مطالب ذکر شده، به دلیل کوچک‌بودن حجم جامعة مورد مطالعه از روش کمترین مربعات جزئی PLS برای تجزیه و تحلیل داده‌ها و آزمون فرضیات و مدل استفاده می‌گردد.

یافته‌های تحقیق

الف) یافته‌های توصیفی: بیشتر پاسخ دهندگان از نظر جنسیت (5/57 درصد) مرد و 30 درصد را زنان، از نظر سن بیشتر افراد بین 40 تا 45 سال، از نظر تحصیلات 1/78 درصد کارشناسی ارشد و بالاتر بوده‌اند. همچنین از نظر سابقة کاری 3/49 درصد بین 20 تا 25 سال سابقة کاری داشته‌اند.

ب) یافته‌های تحلیل: آزمون کولموگروف- اسمیرنوف، برای بررسی ادعای مطرح شده در مورد توزیع نرمال داده‌های متغیرِ کمی مورد استفاده قرار می‌گیرد. با توجه به اینکه سطح معناداری همة متغیرهای تحقیق از 5 درصد بزرگ‌تر است؛ بنابراین، توزیع داده‌های همة متغیرهای تحقیق، از توزیع نرمال پیروی می‌کند.

الگوی تحقیق در حالت تخمین استاندارد: نتایج تحلیل عاملی تأییدی متغیرها نشان داد که الگوی اندازه‌گیری متغیرها مناسب و همة اعداد و پارامترهای الگو معنادار است. نتایج الگوی اندازه‌گیری حاکی از وجود روابط همبستگی مثبت و معناداری بین متغیرها در الگوست. با توجه به حالت تخمین استاندارد می‌توان بارهای عاملی هر یک از سوال‌های تحقیق را بین صفر و یک مشاهده کرد که هرچه به سمت یک نزدیک شود، مقدار تبیین واریانس بیشتر می‌گردد.

الگوی تحقیق در حالت اعداد معناداری: معناداری ضرایب و پارامترهای به‌دست آمدة الگو نشان می‌دهد که تمامی ضرایب به‌دست آمده معنادار شده‌اند. مبنای تأیید‌ یا رد‌شدن فرضیه‌های پژوهش بررسی الگو در حالت ضرایب معناداری است.

فرضیة اصلی: فرهنگ نوآوری حمایت‌کننده و عملکرد نوآوری سازمان بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر دارد.

برای آزمون فرضیة اصلی تحقیق باید به فرضیه‌های فرعی توجه نمود، با توجه به اینکه ابعاد فرهنگ نوآوری حمایت‌کننده و عملکرد نوآوری بر امینت سازمان اطلاعاتی تأثیر داشته‌اند، از این رو می‌توان به این نتیجة کلی دست یافت که فرهنگ نوآوری حمایت‌کننده و عملکرد نوآوری سازمان بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر مثبت دارد.

فرضیة فرعی اول: راهبرد فنّاوری بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر دارد.

مقدار ضریب مسیر استاندارد بین متغیر راهبرد فنّاوری بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی برابر با 104/0 بوده که نشان از تأثیر راهبرد فنّاوری بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی دارد. همان‌طوری که مشاهده می‌گردد مقدار آمارة t تا حدودی برابر با 375/2 بوده که این مقدار علاوه بر بزرگ‌تر‌بودن از مقدار مرزی 96/1 از 58/2 کوچک‌تر است. در نتیجه می‌توان با حداقل 95 درصد اعتماد پذیرفت که راهبرد فنّاوری بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر دارد.

فرضیة فرعی دوم: کیفیت ایده‌ها بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر دارد.

مقدار ضریب مسیر استاندارد بین متغیر کیفیت ایده‌ها بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی برابر با 074/0 بوده که نشان از تأثیر کیفیت ایده‌ها بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی دارد. همان‌طوری که مشاهده می‌گردد مقدار آمارة t تا حدودی برابر با 395/2 بوده که این مقدار علاوه بر بزرگ‌تر‌بودن از مقدار مرزی 96/1 از 58/2 کوچک‌تر است. در نتیجه می‌توان با حداقل 95 درصد اعتماد پذیرفت که کیفیت ایده‌ها بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر دارد.

فرضیة فرعی سوم: کسب و بهره‌برداری از فنّاوری بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر دارد.

مقدار ضریب مسیر استاندارد بین متغیر کسب و بهره‌برداری از فنّاوری بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی برابر با 252/0 بوده که نشان از تأثیر کسب و بهره‌برداری از فنّاوری بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی دارد. همان‌طوری که مشاهده می‌گردد مقدار آمارة t تا حدودی برابر با 148/5 بوده که این مقدار علاوه بر بزرگ‌تر‌بودن از مقدار مرزی 96/1 از 58/2 نیز بزرگ‌تر است. در نتیجه می‌توان با حداقل 99 درصد اعتماد پذیرفت که کسب و بهره‌برداری از فنّاوری بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر دارد.

فرضیة فرعی چهارم: نوآوری فنی بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر دارد.

مقدار ضریب مسیر استاندارد بین متغیر نوآوری فنی بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی برابر با 128/0 بوده که نشان از تأثیر نوآوری فنی بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی دارد. همان‌طوری که مشاهده می‌گردد مقدار آمارة t تا حدودی برابر با 386/2 بوده که این مقدار علاوه بر بزرگ‌تر‌بودن از مقدار مرزی 96/1 از 58/2 کوچک‌تر است. در نتیجه می‌توان با حداقل 95 درصد اعتماد پذیرفت که نوآوری فنی بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر دارد.

فرضیة فرعی پنجم: نوآوری اجرایی بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر دارد.

مقدار ضریب مسیر استاندارد بین متغیر نوآوری اجرایی بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی برابر با 416/0 بوده که نشان از تأثیر نوآوری اجرایی بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی دارد. همان‌طوری که مشاهده می‌گردد مقدار آمارة t تا حدودی برابر با 241/11 بوده که این مقدار علاوه بر بزرگ‌تر‌بودن از مقدار مرزی 96/1 از 58/2 نیز بزرگ‌تر است. در نتیجه می‌توان با حداقل 99 درصد اعتماد پذیرفت که نوآوری اجرایی بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر دارد.

بحث و نتیجه‌گیری

با توجه به نتایج حاصل شده از الگوسازی معادلات ساختاری ملاحظه می‌شود فرهنگ نوآوری حمایت‌کننده و عملکرد نوآوری سازمان بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر دارد با توجه به نتایج حاصل شده از طریق رگرسیون خطی مشخص گردید متغیر فرهنگ نوآوری و عملکرد نوآوری می‌تواند امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی را پیش‌بینی نماید. نتیجه حاصل شده از این آزمون این فرضیة پاپی‌نژاد (1394)، رحیم‌نیا و همکاران (1394)، معتمدی‌جویباری و همکاران (1392)، چوای و هوانگ (2017)، آکس و گرو (2016)، هم‌راستاست.

با توجه به نتایج حاصل شده از الگوسازی معادلات ساختاری ملاحظه می‌شود که راهبرد فنّاوری بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر دارد و ضریب تعیین تعدیل شده نیز برابر با 201/0 است؛ بنابراین، می‌توان گفت در ازای افزایش یک واحد از راهبرد فنّاوری میزان امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی 201/0 افزایش می‌یابد. نتیجة حاصل شده از این آزمون این فرضیه با نتیجة حاصل شده از این آزمون این فرضیه با نتایج پژوهش معتمدی‌جویباری و همکاران (1392)، هم‌راستاست.

با توجه به نتایج حاصل شده از الگوسازی معادلات ساختاری ملاحظه می‌شود که کیفیت ایده‌ها بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر دارد و ضریب تعیین تعدیل شده نیز برابر با 342/0 است؛ بنابراین، می‌توان گفت در ازای افزایش یک واحد از کیفیت ایده‌ها میزان امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی 342/0 افزایش می‌یابد. نتیجة حاصل شده از این آزمون این فرضیه با نتیجه حاصل شده از این آزمون این فرضیه با نتایج پژوهش رحیم‌نیا و همکاران (1394)، معتمدی‌جویباری و همکاران (1392)، چوای و هوانگ (2017)، آکس و گرو (2016)، وانگ و همکاران (2015) هم‌راستاست.

با توجه به نتایج حاصل شده از الگوسازی معادلات ساختاری ملاحظه می‌شود که کسب و بهره‌برداری از فنّاوری بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر دارد و ضریب تعیین تعدیل شده نیز برابر با 72/0 است؛ بنابراین، می‌توان گفت در ازای افزایش یک واحد از کسب و بهره‌برداری از فنّاوری میزان امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی 372/0 افزایش می‌یابد. نتیجه حاصل شده از این آزمون این فرضیه با پژوهش‌های معتمدی‌جویباری و همکاران (1392)، وانگ و همکاران (2015) هم‌راستاست.

با توجه به نتایج حاصل شده از الگوسازی معادلات ساختاری ملاحظه می‌شود که نوآوری فنی بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر دارد و ضریب تعیین تعدیل شده نیز برابر با 466/0 است؛ بنابراین، می‌توان گفت در ازای افزایش یک واحد از نوآوری فنی میزان امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی 466/0 افزایش می‌یابد. نتیجة حاصل شده از این آزمون این فرضیه با نتایج پژوهش‌های پاپی‌نژاد (1394)، معتمدی‌جویباری و همکاران (1392)، چوای و هوانگ (2017)، آکس و گرو (2016)، وانگ و همکاران (2015) هم‌راستاست.

با توجه به نتایج حاصل شده از الگوسازی معادلات ساختاری ملاحظه می‌شود که نوآوری اجرایی بر امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی تأثیر دارد و ضریب تعیین تعدیل شده نیز برابر با 695/0 است؛ بنابراین، می‌توان گفت در ازای افزایش یک واحد از نوآوری اجرایی میزان امنیت مجموعه‌های اطلاعاتی 695/0 افزایش می‌یابد. نتیجة حاصل شده از این آزمون این فرضیه با نتیجه حاصل چوای و هوانگ (2017)، شده از این آزمون این فرضیه با نتایج پژوهش پاپی‌نژاد (1394)، معتمدی‌جویباری و همکاران (1392)، چوای و هوانگ (2017)، آکس و گرو (2016)، وانگ و همکاران (2015) هم‌راستاست.

پیشنهادها

1. با توجه به تأیید فرضیة اول توصیه می‌شود یکی از رویکردهای مهم امروزی برای وب، استفاده از آن به عنوان یک منبع عظیم اطلاعاتی و خدماتی است تا هر فردی بر اساس نیاز خود منبعی را جستجو کند و از میان منابع به‌دست آمده یکی را انتخاب نماید. از مسائل حائز اهمیت در این رویکرد، وجود سازمان‌ها و افراد مختلف به عنوان ارائه دهندگان منابع هستند که این امر سبب می‌شود تا ما در یک جستجو، منابع مختلف با درجه اعتبار مختلف برای یک موضوع داشته باشیم. برای این انتخاب نیاز به یک فرایند ارزیابی داریم که با استفاده از معیارهای مناسبی اعتبار یک منبع را ارزیابی نماید و بر اساس نتیجة ارزیابی، بتوان در مورد انتخاب منبع مناسب تصمیم گرفت. همچنین پیشنهاد می‌شود اعمال سیاست‌گذاری‌های مدیریتی، رشد و توسعة وب و ساختار نظارت شده منابع و خدمات وب را به درستی مدیریت نمایند.

2. با توجه به تأیید فرضیة دوم پیشنهاد می‌شود کیفیت تعاملات به‌وسیلة کاربری که از آن مجموعه‌های اطلاعاتی استفاده می‌نماید، مورد ارزیابی قرار گیرد. همچنین پیشنهاد می‌شود فراهم‌نمودن خدماتی دقیق و به هم مرتبط‌نمودن خدمات اضافی و مورد درخواست، استفاده از تجهیزات مناسب برای کاربران و توجه به افراد نیازهای آنان را لحاظ نمایند، زیرا خدمت مؤثر کاربران را قادر به اجرای کاراتر کارهایشان می‌کند. خدمات سطح بالای مجموعه‌های اطلاعاتی می‌تواند ابزار مؤثری برای افزایش ارزش فعالیت‌های کاربران و افزایش امنیت فنّاوری اطلاعات باشد.

3. با توجه به تأیید فرضیة سوم پیشنهاد می‌شود طراحان مجموعه با دعوت از هر یک از اعضای گروه (کارکنان هر بخش سازمان که درگیر مجموعة اطلاعاتی هستند) می‌توانند دخالت کاربران فعال را تحریک نمایند تا مسئولیت ایشان در تعیین هدف‌های مجموعة جدید نمایان گردد؛ چرا که ارزیابی نیازها، دخالت کارکنان در شناسایی انتظارهای متنوع و فراهم‌کردن حس مالکیت و تعهد نسبت به مجموعه در آنان سودمند است و چه اندازه این سودمندی را درک کرده اند؛ بنابراین، مدیران سازمان به هنگام تصمیم‌گیری برای ماشینی‌کردن فعالیت کارکنان، باید به موارد یاد شده توجه داشته باشند؛ در غیر این صورت با ناکارآمدی مجموعه و نارضایتی کارکنان روبه‌رو خواهند شد و نارضایتی کاربران می‌تواند بر روی امنیت فنّاوری اطلاعات تأثیر نامناسب داشته باشد.

4. با توجه به تأیید فرضیة چهارم پیشنهاد می‌گردد مدیریت سازمان با ایجاد چشم‌اندازهای روشن سازمان برای آینده و همچنین مقایسه با سایر سازمان‌ها برای کارکنان انگیزة بیشتری ایجاد کند تا از این طریق انگیزة کارکنان در استفاده از فنّاوری اطلاعات برای بهبود فرایندهای سازمانی تقویت شود.

5. با توجه به تأیید فرضیة پنجم پیشنهاد می‌گردد برای کارکنان دوره‌هایی مانند کار گروهی را برنامه‌ریزی کنند تا کارکنان درک مناسب‌تری از منافع کار گروهی نسبت به کار انفرادی داشته باشند. همچنین پیشنهاد می‌گردد که مدیران سازمان از طریق ساز و کارهای مختلف مانند تشکیل گروه‌های مختلف حل مسئله از بین کارکنان، تشکیل گروه‌های نظام پیشنهادها و تشکیل گروه‌های حلقة کیفیت زمینه‌ساز همکاری بیشتر بین کارکنان شوند.



[1] - Hult

[2] - Claver and Llopis

[3] - Khazanchi and Lewis

[4] - Kleinschmidt et al

[5] Administrative and Technical

[6] Information technology

[7] Investment return

[8] Choi & Hwang

[9] Wang et al

[10] Naranjo-Valencia

[11] Koc & Ceylan

آراستی، محمدرضا و محمد پاک‌نیت (1389)، «طبقه‌بندی مدل‌های تدوین راهبرد فنّاوری مبتنی بر یک رویکرد فرایندی»، فصلنامة علمی- پژوهشی سیاست علم و فنّاوری، سال یکم، شمارة 3، صص: 1-14.
آقا‌داود، سید‌رسول؛ محمود حاتمی و بهزاد حکیمی‌نیا (1389)، «بررسی عوامل مؤثر بر نوآوری سازمانی در میان مدیران»، فصلنامة تخصصی علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر، سال چهارم، شمارة 11، صص: 127-170.
پاپی‌نژاد، صغری (1394)، «بررسی تأثیر سیستم‌های اطلاعاتی بر نوآوری سازمانی»، سومین کنفرانس بین‌المللی حسابداری و مدیریت با رویکرد علوم پژوهشی نوین، صص 12-1.
پورتیموری‌فرد تبریزی، فرزین و لاله جمشیدی (1393)، «بررسی عملکرد نوآورانه شرکت‌های دانش‌بنیان مستقر در مرکز رشد و فنّاوری دانشگاه سمنان»، نشریة صنعت و دانشگاه، سال هفتم، شمارة (23 و 24)، صص: 37-52.
حاجی‌ها، اکرم و علی خراط‌زده (1393)، «رابطة فرهنگ سازمانی و کاربرد نوآوری‌هایِ حسابداری مدیریت در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران»، فصلنامة علمی پژوهشی حسابداری مدیریت، سال 7، شمارة 20، صص 48-35.
حبیبی، آرش (1396)، آموزش کاربردی LISREL، تهران.
خسرویان، امین؛ محسن گل‌پرور و سیدحمید آتش‌پور (1388)، «رابطة مؤلفه‌های جو سازمانی با زمینة اجرایی فرهنگ نوآوری در کارکنان شرکت سیمان سپاهان اصفهان». دانش و پژوهش در روان‌شناسی کاربردی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان (اصفهان)، شمارة 41: 26-110.
رحیم‌نیا، فریبرز؛ علیرضا پویا و سولماز الهامی (1394)، «تأثیر رهبری نوآورانه و اشتراک دانش بر عملکرد سازمان به واسطة هماهنگی استراتژیک»، پژوهش‌های مدیریت راهبردی، سال 21، شمارة 59، صص 139-117.
رضایی دولت‌آبادی، حسین؛ زهرا زینلی و زهرا شکرچی‌زاده (1390)، «بررسی میزان تأثیر هوشمندی رقابتی در ایجاد مزیت رقابتی»، چشم‌انداز مدیریت بازرگانی، سال پنجم، شمارة 38، صص: 9-25.
شعبانی، احمد؛ مهرزاد سرفرازی و علی فرهادی‌محلی (۱۳۹۱)، «اعتمادسازی الکترونیکی شاخصی نو در استقرار اثر بخش استراتژی دولت الکترونیک»، نخستین همایش ملی حسابداری و مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نور، به نقل از (https://www.civilica.com/Paper-NOORACCOUNTING01-NOORACCOUNTING01_147.html).
صادقی، علی؛ یحیی میرشکاران و مصطفی صادقی (1391)، «فضای مجازی (سایبر) امنیت و تهدید در عصر اطلاعات»، نشریة دانش انتظامی فارس، سال اول، شمارة3.
عزیزی، رؤیا (1394)، «ضرورت پیاده‌سازی سیستم مدیریت امنیت اطلاعات در دولت الکترونیک»، کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های کاربردی در فنّاوری اطلاعات، کامپیوتر و مخابرات، صص 16-1.
فرهنگی، علی‌اکبر و محمدرضا شعبانی (1394)، «بررسی تأثیر پیاده‌سازی سیستم برنامه‌ریزی منابع سازمان بر هزینه‌ها» مطالعة موردی وزارت امور اقتصادی و دارایی. مجلة اقتصادی، شماره‌های 9 و 10، صص: 5-34.
فلاحی‌ممان، محمود (1395)، «بررسی تأثیر اقدامات استراتژیک منابع انسانی بر عملکرد نوآورانه»، مطالعات مدیریت و کارآفرینی، سال دوم، شمارة 3، صص:212-224.
گروسی مختارزاده، نیما و محمود زمانی (1394)، «تبیین تأثیر بازارگرایی و نوآوری مدیریت بر عملکرد بنگاه با تأکید بر نقش میانجی نوآوری فنّاورانه». مدیریت بازرگانی. دورة 7، شمارة 2، صص: 463-484.
نیک‌رفتار، طیبه (1396)، اثر عملکردهای نوآوری، بازار و محصول بر عملکرد مالی در صنعت نساجی، مجلة علمی- ترویجی علوم و فنّاوری نساجی و پوشاک، دورةه جدید، شمارة 2، صص: 37-42.
Box, Debra. & Pottas, Dalenca. (2014). A model for information security compliant behaviour in the healthcare context, Procedia Technology, Vol. 16, pp.1462 – 1470.
Choi, M. HuWang, K. (2017). Effects of innovation-supportive culture and organizational citizenship behavior on e-government information system security stemming from mimetic isomorphism, PP. 11-16.
Chou, H. Park, M. Rho, J. Zo, H. (2016). Rethinking the assessment of e-government implementation in developing countries from the perspective of the design reality gap: Applications in the Indonesian e-procurement system, Telecommunications Policy, 1-17.
Development: Implication of the findings and strategies, Behavior Information Technology, 32(3), 294–306.
Feng, Feng. Akram, Muhammad. Davvaz, Bijan. & Leoreanu-Fotea, Violeta (2014). Attribute analysis of information systems based on elementary soft Implications, Knowledge-Based Systems, Vol. 70, pp. 281–292.
Koc, T., & Ceylan, C. (2007). Factors impacting the innovative capacity in large-scale companies. Technovation, 27(3), 105-114.
Melendez, Karin. Davila, Abraham. & Pessoa, Marcelo (2015). Information Technology Services Management Models Applied to Medium and Small Organizations: A Systematic Literature Review, Computer Standards & Interfaces, pp. 1-21.
Naranjo-Valencia, J. C. Jiménez-Jiménez, D. & Sanz-Valle, R. (2011). Innovation or imitation? The role of organizational culture. Management Decision, 49(1), 55-72
Sattayaraksa, Tharnpas. & Boon-itt, Sakun. (2016). CEO transformational leadership and the new product development process: The mediating roles of organizational learning and innovation culture, Leadership & Organization Development Journal, Vol. 37, pp. 1-35.
Silva, Graça Miranda. J. Gomes, Paulo. & Filipe Lages, Luis. (2017). Does importer involvement contribute to product innovation? The role of export market factors and intra-firm coordination, Industrial Marketing Management, pp. 1-14.
Wang, S. Jose Benitez-Amado, d. Gang, K. (2015). IT capabilities and product innovation performance: The roles of corporate entrepreneurship and competitive intensity, Information & Management, PP. 1-15.
Zhang Jun Li, (2011), An Empirical Analysis of Online Shopping Adoption in China, A thesis submitted in partial fulfillment of the requirements for the Degree of Master of Commerce and Management, pp.1-169.
Zhao, F. (2013). An empirical study of cultural dimension sand e-government
مطالعة بیشتر
خاکسار، منصور؛ بیژن خزدوزی و علی قنبرصادقی (1388)، «ارزیابی عملکرد بر اساس کارت امتیازی متوازن BSC» مطالعة موردی: سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کردستان. پایان‌نامة کارشناسی ارشد رشتة مدیریت اجرایی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج.
Boulesnane, S & Bouzidi, L. (2012). The mediating role of information technology in the decision-making context. Journal of Enterprise Information Management. Vol. 26 No. 4, pp: 387 – 399.
Yi Wang, S. Jose Benitez-Amado, d. Gang, K. (2015). IT capabilities and product innovation performance: The roles of corporate entrepreneurship and competitive intensity, Information & Management, PP. 1-15.