نقش واحدهای نظارتی در کاهش تهدیدها و آسیب‌پذیری‌های مرزی

نوع مقاله : ترویجی

نویسنده

عضو هئیت علمی دانشگاه علوم انتظامی

چکیده

زمینه و هدف: حضور نظامی- امنیتی قدرت‌های فرامنطقه‌ای در مجاورت سرزمینی جمهوری اسلامی ایران، بی‌ثباتی امنیتی- سیاسی در برخی کشورهای همسایه، وجود برخی تنش‌های فرقه‌ای در همسایگان شرقی و غربی و احتمال تسری ناامنی به استان‌های مرزی جمهوری اسلامی ایران، توسعة نامتناسب زیرساخت‌های امنیت مرزی متناسب با عمق و دامنة تهدیدهای فزاینده، نقش بالای ارتقای تدابیر حفاظتی مرزها در پیشگیری از رخنه عوامل اطلاعاتی بیگانه، فقر نسبی فرهنگی و اقتصادی برخی شهرهای مرزی و تراکم بالای گروهک‌های تروریستی مخالف جمهوری اسلامی ایران در برخی کشورهای همسایه از مهم‌ترین دلایلی هستند که بر اهمیت و داشتن تدبیر در حوزه‌های مختلف امنیتی و حفاظتی افزوده است و همین موضوع زمینه انجام این تحقیق است. هدف از انجام این تحقیق بررسی جایگاه و نقش واحدهای نظارتی در کاهش تهدیدها و آسیب‌پذیرهای مرزی پیش‌گفته برای صیانت و توسعه کارامد و اثربخش مرزبانی ج.ا.ا است.
روش‌شناسی: این تحقیق از نوع کاربردی و روش آن کیفی است. اطلاعات مورد نیاز به صورت اسنادی و کتابخانه‌ای جمع‌آوری شده است. علاوه بر اسناد کتابخانه‌ای شامل کتب، پایان‌نامه‌ها، طرح‌ها و غیره، خبرگان مرتبط با موضوع مرز نیز از جمله منابع اصلی تأمین اطلاعات در این تحقیق هستند.
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیق نشان می‎دهد ایجاد خودپایی و خودکنترلی، گسترش فرهنگ حفاظتی سازمانی مطلوب، ایجاد فضای معنوی و دینی و گسترش آن، شناخت تهدیدها و آسیب‌پذیری‌ها و شناخت ضعف‌ها و توانمندی‌ها، اصلی‌ترین عوامل کارکردی واحدهای نظارتی در محیط‌های مرزبانی است که جملگی مستقیم و یا غیرمستقیم اثرگذار در کاهش تهدیدها و آسیب‌های مرزی هستند.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

در یک سازمان، آسیب‌ها و تهدیدها یکی از موانع مهم توسعة سازمانی به شمار می‌روند، آسیب‌ها پدیده‌های چندگانه و چند علتی هستند که سازمان‌ها را در سطوح و ابعاد مختلف تحت تأثیر منفی خود قرار داده و به مرور زمان موجب تضعیف و نابودی ارکان و بخش‌های اجرایی سازمان می‌گردند (حقیقت، 1389: 89).

جغرافیای سیاسی اسکان قومیت‌ها در ایران و همسایگان آنها نشان می‌دهد که کلیه قومیت‌های ایرانی در مناطق مرزی استقرار دارند و کشور به‌طور طبیعی در معرض بحران‌های مختلف منطقه‌ای قرار دارد و زمینه‌های طبیعی این‌گونه موارد به واسطه وجود اقوامی مشابه در سرحدات آن سوی مرزهاست که اغلب دارای قرینه نژادی با هم هستند و در طول تاریخ و به خصوص بعد از انقلاب، استعمارگران و دشمنان این مرز و بوم با استفاده از همگرایی بین قومیت‌ها، به منظور براندازی نظام نوپا، تلاش‌هایی در همه استان‌ها با عناوین و القاب مختلف انجام دادند که با هوشیاری مردم و وفادار نظام، تمامی این تلاش‌ها ناکام ماند.

با توجه به وظایف خطیر مرزبانی برای اعمال حاکمیت و تأمین و نظم و امنیت و نظارت و مراقبت انتظامی در محدوده‌های مرزی کشور و فعالیت‌های دشمنان برای ایجاد همگرایی در قومیت‌ها و واگرایی آنها از نظام، اهمیت مرزبانی را برای ایجاد امنیت مضاعف می‌نماید و به منظور مأموریت‌های تعریف شده، تهدیدها و آسیب‌پذیری‌های امنیتی که ارتباطی مستقیم با هم دارند متوجه کارکنان می‌گردد که شناسایی تهدیدها و آسیب‌های امنیتی و برنامه‌ریزی برای نظارت و مهار و جلوگیری از تخلف‌ها و جرائم امنیتی از الویت‌های مهم واحدهای نظارتی در سطوح مختلف مدیریتی است چرا که مرزبانی ضعیف نمی‌تواند نقش مؤثری در تأمین امنیت عمومی داشته باشد.

با توجه به اینکه در هر سازمان، نیروی انسانی به عنوان نخستین و مؤثرترین سرمایه آن سازمان به حساب می‌آید که حفظ و نگهداری از این سرمایه انسانی نیازمند نظارت و صیانت مستمر است؛ بنابراین، فرماندهان مرزبانی از لحاظ حساسیت مشاغل و مأموریت‌ها در تأمین امنیت پایدار در مرزها و تأثیر این امنیت بر سایر سطوح امنیت در منطقه و از طرفی فعالیت اشرار، گروهک‌ها، قاچاقچیان سازمان‌یافته اثرگذار در بهره‌وری کارکنان مرزبانی بوده؛ بنابراین، می‌طلبد که برای حفاظت و نگهداری از کارکنان و مرزبانی، اقدام‌های صیانتی بر رفتار و عملکرد آنان توسط واحدهای نظارتی صورت گیرد، همچنین برای ارتقای بازدهی و عملکرد و هوشیاری در مقابل آسیب‌ها و تهدیدهای پیرامونی بایستی کارکنان مورد سنجش و نظارت قرار گیرند.

در این تحقیق مسئله اصلی چگونگی تأثیر واحدهای نظارتی در کاهش تهدیدها و آسیب‌پذیری‌های مرزی است چراکه گفته می‌شود عمل واحدهای نظارتی و صیانتی با بازدهی مؤثر یگان‌های مرزی ارتباط تنگاتنگی دارد و مجریان حفاظتی می‌توانند، اقدام‌های مختلفی به‌منظور صیانت کارکنان نسبت به آسیب‌ها، تهدیدها و با هدف صیانت آنان اجرا ‌نمایند. هر نوع فعالیتی که از سوی مرزبانی به منظور برقراری و حفظ نظم و امنیت در قالب عملیات نظامی یا انتظامی در کشور و در مناطق مختلف صورت می‌پذیرد چنانچه توأم با رعایت ملاحظه‌های حفاظتی نباشد منجر به بروز آسیب‌ها و تهدیدها شده و تلفات، ضایعات و خسارت‌های جبران‌ناپذیر را به‌دنبال دارد.

در واقع انجام نظارت صحیح باعث کاهش آسیب‌های فردی و شغلی کارکنان و در نتیجه باعث افزایش ایمنی و سلامت در سطح سازمان می‌گردد. به همین لحاظ در این تحقیق، تأثیر اقدام‌های واحدهای نظارتی در کاهش تهدیدها و آسیب‌پذیرهای مرزی و با طرح این سؤال که: واحدهای نظارتی در کاهش تهدیدها و آسیب‌پذیرهای مرزی چگونه است؟ مورد بررسی قرار گرفته است.

بنابراین، هدف اصلی در این تحقیق «شناسایی نقش واحدهای نظارتی در کاهش تهدیدها و آسیب‌پذیرهای مرزی» است؛ محقق به‌دنبال پاسخ‌گویی به این سؤال است که «نقش واحدهای نظارتی در کاهش تهدیدها و آسیب‌پذیرهای مرزی چگونه است» و همچنین در ادامه به سؤال‌های فرعی ذیل پرداخته می‌شود:

1) تهدیدهای واحدهای مرزی کدام‌اند؟

2) آسیب‌پذیری‌های واحدهای مرزی کدام‌اند؟

مبانی نظری: آسیب به مفهوم ضرر و زیان، ضربه و خدشه است (عمید، 1373: 44). از نظر اصطلاحی عبارت است از کلیه نواقص یا کاستی‌هایی که جنبه داخلی دارند و از ناحیه درون به تضعیف ضریب امنیتی جامعه یا سازمان می‌پردازند. آسیب، سازه یا فعلی است که در کارکرد و توانایی یک پدیده، ضعف و خدشه ایجاد می‌کند، میزان نفوذ آن را کاهش می‌دهد و حیات، بقا و کارکرد ساختار آن را در چالش قرار می‌دهد، به‌گونه‌ای که امکان حیات آن با مشکل مواجه می‌شود (هزارجریبی و بلندیان، 1385: 39).

آسیب‌پذیری، پدیده‌ای است نسبی و تأثیر آن تابع شرایط زمانی- مکانی است. به عنوان مثال ممکن است موضوع یا رخداد خاصی برای یک ساختار، آسیب تلقی شود و بخش‌هایی از ساختار را با پدیده‌ای به نام آسیب‌پذیری به چالشی جدی بکشد، در حالی که همان موضوع یا رخداد برای ساختاری دیگر، آسیب تلقی نشود و حتی فرصت‌آفرینی کند (هزارجریبی و بلندیان، 1385: 40)؛ وقتی سخن از آسیب‌پذیری سازمان‌ها یا کارکنان آنها به میان می‌آید، نظرمان بیشتر متوجه عوامل درون سازمانی است. یکی از محورهای مهم مورد توجه متخصصان و مجریان جنگ‌های روانی یافتن نقاط ضعف و آسیب‌پذیر به منظور طراحی عملیات و هجوم به آن نقاط است.

آسیب‌شناسی امنیتی در مرزبانی، با هدف شناخت نابسامانی‌ها و انحراف‌های ساختاری و کشف اشکالات و ایرادهای آن و به دنبال ریشه‌یابی آسیب‌هاست. ریشه‌یابی آسیب امنیتی نیز با علم، آگاهی و دانش تجربی امکان‌پذیر است و به عنوان اصلی‌ترین عامل در کالبد ساختاری سازمان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و اجرای چنین امری نیاز به شناخت لازم و کافی از توانایی‌ها، اشراف حفاظتی بر تهدیدها و آسیب‌ها، مدیریت فرصت‌ها و موقعیت‌ها، وجود ساختار سازمانی پویا و بالنده، فرهنگ غنی سازمانی و هماهنگی بخش‌های مختلف درون سازمانی از مهم‌ترین آثار تأثیرگذار در مقابله با انحراف‌های سازمانی بوده و بسترهای مساعد آسیب‌پذیری امنیتی را حذف یا دست کم بی‌اثر می‌سازد (حقیقت، 1389: 100).

تهدید: تهدید، اقدام علیه کشور یا سازمانی است که جنبة بیرونی داشته و از فعال‌شدن عوامل بیرونی و ضدامنیتی حکایت دارد (عصاریان‌نژاد، 1386: 29). شناخت آسیب‌ها نسبت به تهدیدها آسان‌تر است، چرا که تهدید مربوط به مسائل عینی یا ذهنی است (عصاریان‌نژاد، 1386: 129).

شکست حفاظتی: به فعلیت‌رسیدن تهدیدها یا بروز ضایعات در هدف‌های حفاظتی که ناشی از تخلف‌های حفاظتی و هرگونه ضعف یا عدم پیش‌بینی اصول و مقررات در موضوع‌های حفاظتی باشد شکست حفاظتی گویند (دستورالعمل مصادیق شکست‌های حفاظتی صادره از یکی از واحدهای نظارتی سال 81).

ویژگی‌های شکست حفاظتی

1- موجب به فعلیت‌رسیدن تهدیدها و ظهور و بروز آنها می‌شود؛

2- موجب چیرگی حریف بر اقدام‌های حفاظتی و بازدارنده می‌گردد؛

3- منجر به ایجاد خسارت بر موضوع‌های حفاظتی می‌شود؛

4- نقض اصول و مقررات حفاظتی را به‌دنبال دارد؛

5- پیروزی حریف یا دشمن را نشان می‌دهد.

مرزبان: مرزبان افسری است از نیروی انتظامی که با دریافت استوارنامه از وزارت امور خارجه در مرز گمارده می‌شود تا علاوه بر استقرار نظم و امنیت در مرز و نظارت و مراقبت از خط مرز، با استناد به قراردادهای مشترک مرزی و برقراری ارتباط با همتای خود در آن سوی مرز نسبت به حل‌و‌فصل مسائل مرزی و حفظ و استیفای حقوق دولت و مرزنشینان اقدام نماید (اروسخانی، 1388: 12).

مرزبانی ناجا: مسئولیت حفاظت، مراقبت و نظارت مرزهای جمهوری اسلامی ایران، اجرای مطالبات و قرارداد‌های مصوب مرزی، استیفای حقوق دولت و اتباع مرزنشین در مرزها را بر عهده دارد.

پیشگیری: معنای لغوی، جلوگیری، رفع، صیانت، حفظ صحت و سلامت.

معنای اصطلاحی

  • · هر نوع فعالیتی که به‌منظور جلوگیری از وقوع حوادث نامطلوب و شکست‌های حفاظتی صورت می‌گیرد را پیشگیری گویند.
  • · اقدام‌های تدافعی احتیاطی که برای حراست، مصونیت و هدایت سازمان در برابر خطرهای بالفعل و بالقوة خصمانه، محیطی، قهری و ‌فردی؛ همچنین زمینه‌های ایجاد آنها صورت می‌گیرد پیشگیری نامیده می‌شود.
  • · مصون‌سازی یا به‌عبارتی ارتقای ضریب ایمنی موضوع‌های حفاظتی در برابر تهدیدها را پیشگیری گویند.
  • · کلیة اقدام‌ها و تدابیر حفاظتی که با هدف کاهش فرصت‌ها و موقعیت‌های ارتکابی جرائم و بروز شکست‌های حفاظتی؛ همچنین به حداقل‌رسانیدن وسعت و شدت تبعات و پیامدهای نامطلوب تهدیدهای دشمن که علیه مرزبانی اعمال و توسط فرماندهان و واحدهای نظارتی به مورد اجرا گذاشته می‌شود را پیشگیری گویند.

هدف‌های واحدهای نظارتی در اتخاذ تمهیدهای حفاظتی: به حفظ و صیانت از موضوع‌های حفاظتی و منابع سازمانی نیروهای مسلح در برابر خطرها و تهدیدهای بالقوه و بالفعل طبیعی و مصنوعی و آسیب‌پذیری‌ها برای جلوگیری از بروز شکست حفاظتی تمهیدهای حفاظتی گویند.

تاریخچة مرزبانی: پس از آنکه خطوط مرزی ایران و کشورهای همسایه با تنظیم قراردادها و حل‌وفصل مسائل و مشکلات مرزی، عهد‌نامه و پیمان‌نامه‌های بین‌المللی تعیین و مشخص گردید، ایجاد سازمانی مرکزی به‌منظور نظارت و هدایت واحدهای مستقر در مرزها ضرورت پیدا کرد. تا قبل از سال 1257 شمسی، حفاظت و نظارت مرزها و رفع اختلافات با مرزنشینان مقابل به‌عهدة تشکیلات خاصی نبود و این امر توسط حاکمان محلی و عشایر مستقر در مرزها حل‌وفصل می‌شد و تنها زمانی که مسئله حاد و پیچیده‌تر می‌شد و تجاوزات مرزی ابعاد گسترده‌تری می‌یافت، حکومت مرکزی با اعزام نیرو در این امر دخالت می‌‌کرد؛ بنابراین، می‌توان به‌طور خلاصه گفت تا قبل از سال 1257، سازمان متشکلی در خصوص امور مرزبانی وجود نداشت و با تعاملات صورت‌گرفته بین کشورها و مبادلة نمایندگان، سفرا، الگوپذیری از کشورهای دیگر و ایجاد سازمان‌های مختلف از جمله وزارت امور خارجه، حل اختلافات مرزی بیشتر از طریق دیپلماسی و مذاکره‌ها انجام می‌گرفت؛ ولی کماکان حفاظت و نظارت مرزها به‌عهدة حاکمان محلی و عشایر بود. این امر همچنان تا سال 1307 ادامه داشت تا اینکه پس از تشکیل ارتش منظم، نظارت بخش عمده‌ای از مرزها به یگان‌های نظامی محول گردید (صفرآبادی، 1394: 39).

در سال 1320 و پس از عقد قرارداد مشترک مرزی با همسایگان، حل‌وفصل مسائل مرزی و نظارت مرزها به ادارة اطلاعات در ژاندارمری محول شد. ادارة کل مرزبانی در سال 1325 تشکیل شد و در ابتدا زیر نظر وزارت کشور و پس از یک سال در تابعیت وزارت جنگ قرار گرفت. ضمن آنکه این تشکیلات در سال 1335 به دایرة امور مرزی تغییر‌ نام یافت (بررسی تحلیل و تعریف واژه‌های تخصصی مندرج در اساسنامه یکی از واحدهای نظارتی، 1377).

در سال 1342 سازمان مرزبانی از تابعیت وزارت جنگ خارج و تحت امر سازمان ژاندارمری قرار گرفت و این امر منجر به گسترش پاسگاه‌های مرزی در سطح وسیعی از مرزها شد؛ هرچند سازمان مزبور همچنان با تشکیلات دایرة مرزی به فعالیت و هدایت امور مرزی مشغول بود؛ ولی در سال 1347 این سازمان به ادارة مرزبانی ارتقا یافته و از سال 1350 به‌عنوان بخشی از یکی از معاونت‌ها در ژاندارمری فعالیت می‌کرد تا اینکه در سال 1362 ادارة مرزبانی به یکی از اداره‌های مستقل تابعة ژاندارمری تبدیل گردید و نظارت و هدایت نیروهای موجود در تمامی مرزها را عهده‌‌دار شد. در سال 1366 به‌دلیل فعالیت گستردة قاچاقچیان مواد مخدر، حفاظت قریب به 400 کیلومتر از مرزهای شرقی به کمیته انقلاب اسلامی محول گردید؛ ولی در سال 1369 نظارت و هدایت نیروهای این بخش از مرزها دوباره به ژاندارمری اعاده شد.

در سال 1375 و پس از ادغام و تشکیل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، ادارة کل مرزبانی در زیرمجموعة معاونت امنیت ناجا قرار گرفت که با تشکیل قرارگاه عملیاتی صافات این اداره کل در زیرمجموعة این قرارگاه فعالیت می‌کرد و در نهایت در تغییرهای جدید سازمانی با عنوان فرماندهی مرزبانی ناجا به‌صورت مستقل و در تابعیت فرماندهی ناجا به فعالیت خود ادامه داد و با تخصصی‌شدن امور پلیس در کشور از زمستان سال 1385 نام آن به فرماندهی پلیس مرزی ناجا تغییر یافت و اکنون نیز عنوان پلیس از فرماندهی مرزبانی حذف و در حال حاضر به‌نام فرماندهی مرزبانی ناجا سازماندهی شده و اجرای مأموریت می‌نماید (بررسی تحلیل و تعریف واژه‌های تخصصی مندرج در اساسنامه یکی از واحدهای نظارتی، 1377).

به‌طور خلاصه سازمان مرزبانی از زمان ایجاد (از سال 1325) از نظر تابعیت سازمانی در دورانی موقت و کوتاه تحت فرمان ارتش قرار گرفته و بعد از آن زیر نظر وزارت کشور قرار گرفت؛ ولی دوباره به تابعیت وزارت دفاع در آمد که درنهایت از سال 1342 در تابعیت ژاندارمری؛ سپس ناجا قرار گرفت که نشان از اهمیت مرزها، مشکلات مرزی و توجه زیاد مسئولان به حل مسائل مرزی دارد.

تهدیدها و آسیب‌پذیری‌های امنیتی کارکنان مرزی

مرزبانی ناجا با حضور فعال در عرصه برقراری و نظارت مرز می‌تواند پیام‌آور حضور و بروز امنیت پایدار در جامعه و در نهایت حفظ ثبات در شهرهای مرزی باشد؛ اما نکته حائز اهمیت وجود تهدیدها و آسیب‌های مرتبط با مأموریت و مسئولیت‌های کارکنان است که در صورت غافل‌شدن گاهی لطمه‌های جبران‌ناپذیری بر بدنة حاکمیت و اقتدار ناجا وارد کرده، در صورت نداشتن نظارت مؤثر در حوزه‌های مأموریت و عملکرد کارکنان با وقوع حوادث و رخدادهای امنیتی و غیرامنیتی چالش‌های جدی و زمینة بروز شکست‌های حفاظتی فراهم می‌شود. در ادامه برخی از تهدیدها و آسیب‌پذیری‌های امنیتی کارکنان مرزی اشاره می‌شود:

1) شناسایی و تهدید کارکنان واحدهای مرزی؛

2) شناسایی مسیرهای کمین نیروهای مرزی توسط اشرار و گروهک‌های مسلح برای ضربه زدن در فرصت مناسب؛

3) حمله به پاسگاه‌ها و پایگاه‌های مرزی؛

4) تله‌گذاری در مسیرهای مواصلاتی واحدهای مرزی؛

5) گروگان‌گیری کارکنان واحدهای مرزی و درخواست معاوضه افراد دستگیر شده؛

6) احتمال جذب و استخدام افراد به منظور کسب اخبار و اطلاعات درون سازمانی توسط اشرار و سازمان‌های ا.ط کشورهای همسایه؛

7) حضور نظامی امنیتی قدرت‌های فرامنطقه‌ای در مجاورت سرزمینی ج.ا.ایران؛

8) وجود برخی تنش‌های فرقه‌ای در همسایگان شرقی و غربی کشور و احتمال ناامنی مناطق مرزی ج.ا.ایران؛

9) فعالیت قدرت‌های فرا‌منطقه‌ای در مناطق مرزی و نظارت اطلاعاتی و عملیاتی مرزبانان همسایگان غربی و شرقی؛

10) آشنایی قاچاقچیان و اشرار مسلح بومی به وضعیت جغرافیایی مناطق مرزی و بهره گرفتن از آن برای انجام عملیات ایذایی بر علیه نیروها؛

11) تردد اشرار و قاچاقچیان مسلح مرزی به آن سوی مرزها بعد از درگیری با کارکنان مرزی و تعقیب‌نکردن این عناصر؛

12) شرکت نزدیکان کارکنان در جریان‌های سیاسی و امنیتی شکل گرفته در شهرهای مرزی؛

13) استفاده اشرار از اصل غافل‌گیری برای ضربه‌زدن به واحدهای مرزی؛

14) احتمال غافل‌شدن از مسائل امنیتی؛

15) ارتباطات خاص با اتباع بیگانه؛

16) حضور بستگان در کشورهای همسایه و تأثیرپذیری از آنها؛

17) ازدواج کارکنان وظیفة بومی با اتباع بیگانه قبل از اعزام به خدمت و تأثیرپذیری از خانوادة همسرشان؛

18) نزدیک‌شدن عوامل اشرار و گروهک‌های مسلح به واحدهای مرزی تحت پوشش همکاری؛

19) اشتراکات قومی و هم‌گرایانه موجود بین مرزنشینان و بهره‌برداری سازمان‌های اطلاعاتی کشور مقابل و اشرار مسلح از مرزنشینان خود و کارکنان بومی؛

20) حضور نیروهای اطلاعاتی معاند در مسیرهای واحدهای مرزی تحت پوشش‌های مختلف مثل عشایر، چوپان‌ها و غیره؛

21) نداشتن جاده‌های مرزی و آسفالت‌شده در مناطق مرزی که منجر به کارگذاری تله‌های انفجاری توسط اشرار می‌گردد (حقیقت، 1389: 94).

اقدام‌های حفاظتیدر مرزها

آموزش‌های حفاظتی

آسیب‌‌پذیری‌ها و تهدیدها به منزلة سرمنشأ تمامی انحراف‌ها و لغزش‌های کارکنان یک سازمان است و کارکنان مرزبانی نیز با حجم مأموریت‌های محول، به‌طور مستمر در معرض هجوم این تهدیدها و آسیب‌پذیری‌ها قرار دارند (اروسخانی، 1390: 26)؛ شکی نیست در عصر فنّاوری به‌ویژه فنّاوری اطلاعات و ارتباطات، سازمان‌های نظارتی به تنهایی قادر به نظارت و پیشگیری از انحراف و جرم نیستند. مگر از طریق جلب مشارکت عموم کارکنان و این مشارکت نیز جامة عمل نخواهد پوشید مگر از طریق آموزش؛ با توجه به اینکه ناجا و مرزبانی نیز همانند سایر اقشار جامعه ممکن است مشکلاتی نظیر مسائل اقتصادی، مشکلات اجتماعی، مشکلات آموزشی و فرهنگی، مشکلات سازمانی وجود داشته باشد و این موضوع‌های توان فکری و مادی سازمان را برای رشد و تعالی‌بخشیدن به اعضا و کارکنان با چالش روبه‌رو می‌کند؛ بنابراین، برای مقابله با این مشکلات، برنامه‌ریزی مطلوب باید صورت پذیرد.

منابع انسانی از ارکان اساسی توسعه است. انسان هم هدف توسعه و هم عامل آن محسوب می‌شود. تحقق هدف‌های توسعه تا حد قابل‌توجهی به نحوة اداره و مدیریت این ثروت و منبع حیاتی بستگی دارد. آگاه‌سازی نیروی انسانی از مهم‌ترین اقدام‌های سازمان برای آشنایی کارکنان با وظایف و مسئولیت‌های محول و نیز آماده‌ساختن آنها به‌منظور مشارکت در امور، بروز خلاقیت و نیز ارتقاء و رشد توانایی حفاظتی و امنیتی آنهاست. آموزش نه تنها از حقوق اولیه و اصلی انسان است بلکه جزء اصلی توسعة اجتماعی و اقتصادی نیز هست و در‌ صورتی‌که برنامه‌ریزی آن به شایستگی انجام پذیرد، می‌تواند بازده‌ مؤثری داشته باشد (اروسخانی، 1390: 26).

آموزش جریانی است که افراد طی آن مهارت‌ها، طرز تلقی‌ها و گرایش‌های مناسب دارای ایفای نقش خاصی را می‌آموزند. جریان آموزش شامل محتوا و برای تأکیدهای خاص است که طی آن معلومات در ذهن فرد جایگزین شده و با آگاهی قبلی وی تلفیق می‌شوند و در نتیجه در رفتار و نحوة نگرش فرد تغییرهایی به‌وجود می‌آید (اروسخانی، 1390: 26).

آموزش موجب عمق‌بخشیدن به بینش و بصیرت، دانش، توانایی‌ها و مهارت‌های منابع انسانی سازمان گردیده و موجب تحقق هدف‌های سازمان با کارایی و اثربخشی مطلوب خواهد شد.

بعضی از فرماندهان و مدیران ناجا فکر می‌کنند که تنها وظیفة آنها صدور دستورکار و انجام برخی کارهای اداری است. یکی از برنامه‌های واحدهای نظارتی آگاه‌نمودن فرماندهان و مدیران به خطرها و آسیب‌های شغلی کارکنان است تا آنها نیز ضمن آگاهی، اقدام‌های آموزشی و آگاه‌سازی را جزء وظایف خود تلقی و نسبت به آن اهتمام نمایند (اروسخانی، 1390: 26).

به‌طورکلی آموزش‌ها را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:

  • · آموزش‌های قبل از شروع خدمت؛
  • · آموزش‌های مربوط به آشناسازی با محیط و امکانات و نیروها، که به آن آموزش‌های بدو ورود نیز گفته می‌شود؛
  • · آموزش‌های ضمن خدمت؛ آنچه که در این بحث مدنظر است آموزش‌های ضمن خدمت است که از بُعد آموزشی حایز اهمیت است.

شرایط خاص خدمت در مرزبانی، پیچیدگی مرزها و نا‌امنی‌ها و بحران‌ها همه از جمله عواملی هستند که روز‌به‌روز نیاز کارکنان را به آگاهی از تمام حوادث و وقایع جاری محیط خدمتی خویش بیشتر می‌کند.

  • · ابزار و شیوه‌های آموزش: ابزار و شیوه‌های آموزش نقش مهمی در چگونگی انتقال مفاهیم و محتوای آموزشی به فراگیران دارد. هرچند انتخاب محتوای آموزشی از اهمیت خاصی برخوردار است ولی چگونگی انتقال بهتر و مؤثرتر این مفاهیم از جمله مسائل مهمی است که حایز اهمیت بوده و باید مدنظر قرار گیرد. به همین لحاظ سؤال مهمی که در ذهن خطور می‌کند این است که کدام ابزار و شیوه‌ها برای آموزش همگانی مناسب تر است (پیش‌قدم، 1379: 45).

به‌طور کلی ابزارهایی که در آموزش حفاظتی مرزبانی استفاده می‌شود، عبارت‌اند از:

1) فیلم داستانی و مستند؛

2) برگزاری کلاس؛

3) تولید نشریه‌ها؛

4) سخنرانی در مراسم‌ها، همایش‌ها و تجمعات؛

5) توجیه انفرادی؛

6) برگزاری مسابقه‌ها؛

7) برپایی نمایشگاه؛

8) آگاه‌سازی از طریق رایانه (شبکه)؛

9) آگاه‌سازی مکاتبه‌ای (از راه دور)؛

10) تابلوهای تبلیغاتی؛

11) آگاه‌سازی از طریق پوستر، بروشور، منشور؛

12) اقلام تبلیغاتی و غیره (پیش‌قدم، 1379: 45).

توجیه و آگاه‌سازی

هدف از اجرای برنامه‌های آگاه‌سازی عبارت است از «تغییر و اصلاح رفتار کارکنان در کلیه سطوح به‌وسیله انتقال دانش و اطلاعات است.» (پنجمیر، 1385: 38).

شیوه‌های آگاه‌سازی نقش مهمی در چگونگی انتقال فرهنگ پیشگیری به کارکنان مرزبانی دارد. انتخاب محتوی و چگونگی انتقال مؤثر و بهتر از جمله مسائل مهم و حایز اهمیت است که باید مدنظر قرار گیرد. برای پیداکردن هر نوع آموزش باید با مطالعة همه جنبه‌های این موضوع همراه باشد؛ بنابراین، باید دارای جنبة علمی و کارساز باشد، به زبان ساده و در عین حال مؤثر ارائه شود، خلاصه و به یاد سپردنی باشد، بهترین روش‌ها را باید از متخصصان و صاحب‌نظران تعلیم و تربیت، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، مذهب و سیاست، کمک گرفت (پیش‌قدم، 1379: 45).

امروز، با توجه به گسترش وسایل ارتباط جمعی، ابزار و شیوه‌ها متنوع گردیده است. از جمله تلویزیون، کتب، روزنامه و مجلات، مبادلة افکار و عقاید، انتقال تجربه‌ها، رایانه، اینترنت، سینما، ماهواره و امثال آن در عصر ارتباطات نقش آموزش و آگاه‌سازی را می‌توان در انتشار اطلاعات عینی و ارائه روش‌های صحیح زندگی معرفی کرد با انتشار اطلاعات، افق دید کارکنان گسترش‌یافته و تأمین امنیت را تسهیل و تسریع می‌نماید.

مفهوم آگاه‌سازی همانند دیگر مفاهیم که با قلمرو پیچیده فعالیت‌های انسانی سروکار دارد، مفهوم چندوجهی و بحث برانگیز دارد که درباره آن توافق نظر و تعریف واحد وجود ندارد؛ به‌عبارت دیگر در سازمان‌ها و کشورها و نهادهای مختلف با توجه به گستره وظایف و مأموریت‌ها و هدف‌ها، تعاریف و برداشت‌های گوناگون ارائه می‌گردد (پیش‌قدم، 1379: 45).

تعریف آگاه‌سازی: آگاه‌سازی مقوله‌ای متفاوت با آموزش است. شاید تشابه‌ها زیادی با یکدیگر داشته باشند، ولی این دو تفاوت‌های مشخص و اساسی با هم دارند. آگاه‌سازی در برگیرنده آموزش‌ها، گفتارها، تبلیغات، تذکرها، پاسخ به سؤال‌ها، توجیه و ارشادهایی است که برای بهبود و عملکرد کارکنان و در نتیجه افزایش کارایی ارائه می‌گردد؛ به‌عبارتی آگاه‌سازی مقوله‌ای فراتر از آموزش صرف بوده و بین آگاهی‌دهنده و گیرندة پیام، ارتباط و تعامل خاصی حکم‌فرماست (اروسخانی، 1390: 28).

  • · ویژگی‌های آگاه‌سازی:

1. آگاه‌سازی بعد از طی مراحل استخدام و آموزش صورت می‌گیرد؛

2. آگاه‌سازی به‌منظور پیشگیری از شکست‌های حفاظتی و تهدیدها و آسیب‌های شغلی کارکنان است؛

3. آگاه‌سازی در پنج محور اساسی توسعة نیروی انسانی و تربیت رده‌های انسانی، شناخت موضوع، بهبود مهارت‌ها و تغییر نگرش‌ها معنا می‌یابد؛

4. آگاه‌سازی در خصوص مشاغل، وظایف، مأموریت‌ها، امکانات و... صورت می‌گیرد.

  • · اصول برنامه‌های آگاه‌سازی: برنامه‌ریزی اجرایی آگاه‌سازی حفاظتی مبتنی بر اصول خاصی است که در زیر به آنها اشاره می‌شود (موسوی، 1397: 16):

1. آگاه‌سازی باید متناسب با نیازسنجی‌ها و سایر متغیرهای آموزشی باشد؛

2. هدف‌های آگاه‌سازی باید واضح و روشن بوده و به فراگیران یاد آوری شود؛

3. آگاه‌سازی باید ضرورت‌ها و اهمیت‌ها را بیان و میل به آگاهی را در فراگیران تقویت کند؛

4. تبدیل اصول و عناوین پیچیده به مفاهیم سادة عینی و عملیاتی، برای درک بهتر؛

5. رفع موانع مشارکت کارکنان در امر آگاه‌سازی؛

6. ارائه برنامه‌‌ها با اصول صحیح آموزشی و با استفاده از ابزار کمک آموزشی مانند فیلم، نشریه، پرونده‌ها، نمایشگاه‌ها، شبکه‌های داخلی رایانه‌ای، سوابق و غیره؛

7. لحاظ کردن برنامه‌های آگاه‌سازی با شغل و منطقة خدمتی کارکنان.

  • · ابزار و شیوه‌های آگاه‌سازی در واحدهای نظارتی: ابزار و شیوه‌های آگاه‌سازی حفاظتی را در زمان حاضر که در واحدهای نظارتی متداول است را می‌توان به‌‌ ‌شرح زیر دسته‌‌بندی نمود (موسوی، 1397: 17):

1) آگاه‌سازی مستقیم (حضوری) شامل کلاس‌های آگاه‌سازی، سخنرانی در مراسم‌ها، همایش‌ها و تجمع‌ها، توجیه در بازدیدها و بازرسی‌ها، جلسه‌های پرسش و پاسخ، توجیه‌های انفرادی و غیره؛

2) شیوة آگاه‌سازی به‌وسیله نمایش فیلم‌های داستانی و مستند (باعنوان هشدارها) مصاحبه با مسئولان، مصاحبه با متهمان و غیره؛

3) آگاه‌سازی از طریق اطلاعیه‌های نوشتاری شامل نشریه‌ها، جزوه‌های آموزشی، بولتن‌های خبری، منشور، بروشور، پوستر، تابلوهای معمولی و الکترونیکی و غیره؛

4) آگاه‌سازی از طریق اقدام‌های تبلیغی شامل برپایی نمایشگاه عمومی و تخصصی، برگزاری مسابقه‌های حفاظتی، اقلام تبلیغاتی (ساعت، خودکار، دفترچه تلفن و...)؛

5) آگاه‌سازی چهره به چهره (حضوری): این نوع آگاه‌سازی برای فرماندهان و روساء اجراء شده و اغلب چهره به چهره به صورت حضوری بیان تهدیدها و آسیب‌پذیری‌ها اجراء می شود (موسوی، 1397: 17).

بازدید، بازرسی حفاظتی و نظارت

بازدید و بازرسی و نظارت در صورتی‌که به ‌نحو مطلوب و درست به مورد اجرا گذاشته شود، از عوامل و عناصر مهم در امر پیشگیری از تخلف‌ها و جرائم و شکست های حفاظتی به حساب می‌آید. مسئلة بازدید و بازرسی از دیر زمان در سازمان‌ها و نهادها به‌ویژه سازمان‌هایی که نقش نظارتی دارند، بسیار مورد توجه است. همچنین مسئلة تشویق و ترغیب افرادی که به‌نحو احسن ایثارگری می‌کنند و به‌منظور خواسته‌های سازمانی تلاش و کوشش می‌کنند، یکی از ابزارهای مهم در امر جلوگیری یا کاهش تخلف‌ها و جرائم است و همین‌طور افرادی که به علل مختلف نمی‌خواهند خود را با هنجارهای سازمانی وفق داده یا به مقررات و دستورها توجه کنند، لازم است دربارة آنها چاره‌جویی شود که در برخی موارد مسئولان امر به این نتیجه می‌رسند که اعمال تنبیه یکی از این راه‌هاست (ابراهیم‌زاده، 1389: 25).

طبیعی است که در هر سازمانی کارها تعریف شده و بر اساس یک روند مشخصی پیگیری و دنبال می‌شود. لازمة انجام درست و به‌جای اقدام‌های سازمانی مستلزم بازرسی، نظارت است. در اصل این امر در هر سازمانی بر مبنای یک راهبردی خاص صورت می‌گیرد. در سازمان‌های نظامی و انتظامی بازرسی و نظارت در مقایسه با دیگر سازمان‌ها، نهادهای کشوری و خصوصی، اگرچه فی‌نفسه یکی است؛ اما کمیت و کیفیت و شکل انجام آن مقداری متفاوت است. به هر حال این اقدام از یک الگویی تبعیت می‌کند. عامل ترس، عامل رشددادن و پرورش استعدادهای عالی نیست بلکه عامل فرونشاندن و جلوگیری از به‌کارگیری استعدادها در مسیرهای پست و پایین است؛ بنابراین، شاید بتوان گفت که نظارت و بازرسی فرایندی عقلانی برای جلوگیری از طغیان و سرکشی است که به موجب آن میزان انحراف و خطا در عملکرد فرد و سازمان کاهش یافته و صحت مسیر حرکت با ضریب اطمینان بیشتری پی‌گیری می‌شود. بدیهی است که برای تحقق این امر باید دو نوع نظارت مستقیم و غیرمستقیم در مراحل سه‌گانه نظارت، یعنی نظارت قبل از اجرای عملیات، نظارت حین عملیات و نظارت و بازرسی بعد از اجرای عملیات اعمال گردد (ابراهیم‌زاده، 1389: 25).

  • · بازرسی در امور نظامی و انتظامی: از آنجا که استقلال و حفظ تمامیت ارضی یک کشور در گرو حفظ امنیت داخلی در مرزهای کشور است، امام علی(ع) رسیدگی به این امور و نظارت و بازرسی بر ارکان و اجزای آن را جزء امور قطعی و ضروری دانسته و با ارائه دستورکار‌هایی برای انتخاب کارگزار امور نظامی، انتظامی در رده‌های مختلف اعم از فرماندهی تا سرباز ساده، اعمال بازرسی را با دقیق‌ترین و ریزترین ظرایفش خواستار شده‌اند (ابراهیم‌زاده، 1389: 38).

امام علی(ع) در این زمینه می‌فرماید: «زمانی‌که اوضاع لشکر را بازرسی می‌کنی کوچک‌ترین نکته را مستحق صرف‌نظر و اغماض مدان و مپندار که تفتیش در کلیات تو را از جزئیات بی‌نیاز می‌کند، باید مو به مو به زندگی لشگر رسیدگی نمایی و نسبت به هر قضیه هر اندازه هم که خرد و ناچیز باشد، بی‌اعتنایی روا مداری.» (ابراهیم‌زاده، 1389: 38).

از آنجا که هدف بازرسی اصلاح جریان امور و جلوگیری از انحراف است بدیهی است که تعیین ضوابط و حدود آزادی‌های عمومی باید در ارتباط مستقیم با ضرورت‌ها و هدف بازرسی باشد. یا عبارت دیگر در مواردی که نظارت و بازرسی ضرورت قطعی یافته است باید مجموعه قواعد و مقرراتی وضع شده باشد که برآورنده هدف‌های نظارت و بازرسی باشد (ابراهیم‌زاده، 1389: 38).

از سوی دیگر اگر برای اموری که به بازرسی و نظارت نیازمند نیستند یا از اولویت کمتری برخوردارند چارچوب‌های نظارتی غلیظ و شدیدی طراحی شود، این امر نه تنها برآورنده هدف بازرسی نیست بلکه می‌تواند عاملی برای خدشه‌دار‌کردن حقوق و آزادی‌های عمومی نیز به شمار آید و همچنین بیانگر این امر است که دستگاه‌های نظارت و بازرسی در شناخت مقوله‌ها و مصداق‌های ضروری که نیازمند بازرسی هستند به خطا رفته‌اند (ابراهیم‌زاده، 1389: 38).

شرایط انجام بازرسی در وضعیت عادی تابع ضوابط برشمرده است؛ اما در اوضاع غیرعادی مانند انقلاب‌ها، جنگ، بحران داخلی و اوضاع گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، که به‌گونه‌ای جامعه دچار وضعیت فوق‌العاده و التهاب می‌گردد، نظارت و بازرسی تابع اوضاع جدید و مقتضیات زمان است. البته در این ارتباط نیز آنچه بیش از همه، خطرآفرین است، ادامه و استمرار همان شیوه‌های بازرسی اوضاع فوق‌العاده، پس از سپری شدن زمان و التهاب موقت است که در این صورت اعمال شیوه‌های بازرسی در اوضاع غیرطبیعی، از عوامل بازدانده بازگشت جامعه به حالت عادی و طبیعی است. درصورت بی‌توجهی به ضرورت نهادینه‌شدن بازرسی در وضعیت دوران حاکمیت تثبیت شده غفلت‌ها و ضرورت‌ها تابع خواست‌های فردی، جایگزین قوانین می‌گردد (ابراهیم‌زاده، 1389: 38).

نقش بازرسی به‌عنوان بازدارندگی و پیشگیری: بازرسی در یک سازمان آثار و فواید بسیار مطلوبی را در بر دارد که امام علی(ع) فهرست‌وار به سه مورد آن اشاره می‌فرمایند (ابراهیم‌زاده، 1389: 18):

1. بازرسی موجب محافظت بر امانت‌داری و نگهداری بیت‌المال و خودداری از دست‌درازی به آن می‌گردد؛

2. بازرسی سبب التزام به مراعات و مدارای با مردم و ارباب‌رجوع می‌گردد به‌ویژه اگر بازرسی سری باشد کارگزار احتمال می‌دهد هر ارباب‌رجوعی بازرس باشد به همین سبب از برخورد منفی با ارباب‌رجوع خودداری می‌کند؛

3. در مجموع نقش بازرسی زنده‌نمودن سازمان و فعالیت‌داشتن آن در ایفای مسئولیت و پیشگیری از هرگونه جرم و خلاف است (ابراهیم‌زاده، 1389: 18).

  • · تشویق و تنبیه: پیشنهاد تشویق برای کارکنان که در حین ارزیابی عملکرد حفاظتی باعث پیشبرد امور، درصد موفقیت شده و اقدام‌های حفاظتی را اثرگذار خواهد کرد (ابراهیم‌زاده، 1389: 18).

تبلیغات حفاظتی در سازمان

تبلیغات در سازمان‌های نظارتی دارای جایگاه ویژه‌ای است. سازمان‌حفاظتی به‌منظور ارتقای نگرش حفاظتی کارکنان یا جامعة هدف خود، از ابزار تبلیغات استفاده می‌کند. تبلیغات در واقع پُلی است بین سازمان حفاظتی و کارکنان. در تبلیغات‌ حفاظتی هدف، افزایش دانش کارکنان برای پیشگیری حفاظتی از ارتکاب جرائم یا وقوع شکست‌ها و تخلف‌های حفاظتی توسط کارکنان است (موسوی، 1392: 59).

تبلیغات ‌حفاظتی اگر به شیوه‌های صحیح و با مدیریت دقیق و متکی بر نگرش‌های کارکردی تبلیغات و همچنین رعایت شیوه‌های اثربخش تبلیغی اجرا شود، می‌تواند تأثیر بسزایی بر روی کارکنان و جامعه هدف سازمان‌ حفاظتی داشته باشد. (همان)

صدور دستورهای هوشیاری

هنگامی‌که اعضای یک گروه مخاطب، از قبل به وسیلة بعضی تکذیب و انکارها، در معرض برهان‌های مخالف قرار بگیرند تا حدودی در مقابل پیام‌های مخالف بعدی، واکسینه می‌شوند، زیرا استدلال‌های جدید، تأثیر ناچیزی داشته و آسان‌تر مورد مخالفت قرار می‌گیرند. این نوع پیشگیری، تحت شرایطی موجب مصونیت بخش عمومی می‌شود، به‌ویژه هنگامی‌که یک ارتباط، توصیه‌هایی را مطرح می‌کند که مخاطب، آنها را با هنجارهای اغلب پذیرفته شدة اجتماعی نظیر مقررات عمومی و قابل‌توجه که توسط مسئولان امر در هر یک از موقعیت‌های به‌دست آمده برای کارکنان به‌و‌یژه آن دسته از کارکنانی که مورد نظر بوده و مخاطب واقعی هستند، صورت می‌گیرد. این نوع دستورهای صادره یک نوع تذکر و توجه جدی به حساب می‌آید (اروسخانی، 1390: 39).

البته دستورهای هوشیاری دیگری نیز به‌عنوان اقدام پیشگیرانه وجود دارد که عبارت است از هشدار پیشاپیشی است که به مخاطبان مورد نظر داده می‌شود. در این نوع دستورهای هوشیاری، عقاید و رفتار و عملکرد آنها در معرض توجه قرار می‌گیرد. بدین‌وسیله، آنها به رعایت الزام‌های تعیین شده در برابر این توجه، برانگیخته می‌شوند. تا نسبت به آنچه که به آنها گفته شده توجه کرده و آنها به ‌منظور اقدام‌های پیشگیرانه در برابر حوادث و وقایع به‌کار ببندند (اروسخانی، 1390: 39).

اجرای برنامه‌های پیشگیرانة حفاظتی در بین کارکنان تازه‌ استخدام شده

با توجه به مؤثربودن برنامه‌های پیشگیرانة حفاظتی، قبل از به‌کارگیری کارکنان تازه‌‌استخدام، نسبت به اجرای برنامه‌های پیشگیرانه در واحدهای آموزشی اقدام شود، زیرا جوانان (کارکنان تازه‌استخدام) که هنوز بینش خاصی نسبت به واحدهای نظارتی ندارند و افکار آنها نیز شکل نگرفته است، بهترین افراد مستعد برای پذیرش آموزش حفاظتی هستند و سال‌های بیشتری را در سازمان خدمت خواهند کرد (قدوسی‌فر، 1396: 35).

برخورد دوستانة واحدهای نظارتی با کارکنان و ارتباط تنگاتنگ با آنها (اعتمادسازی)

در مصاحبه‌ها و نیز مطالعة پیشنهادهای ارائه شده در پرسش‌نامه‌ها، غالب کارکنان خواستار برقراری ارتباط نزدیک و تنگاتنگ با واحدهای نظارتی بوده‌اند. ولی آنچه که مانع بزرگ بر سر راه این ارتباط بیان می‌شود، دور بودن کارکنان واحدهای نظارتی با آنها بوده است. ضروری است مسئولان و کارکنان حفاظتی ضمن برخورد دوستانه با کارکنان، ارتباط نزدیکی را با آنها برقرار نمایند. تا ضمن آنکه به نحو بهتری در اطلاع از اوضاع و احوال کارکنان قرار می‌گیرند، همین روابط نیز عاملی است برای بازدارندگی و پیشگیری از آسیب‌های احتمالی (قدوسی‌فر، 1396: 35).

گوشزدکردن تخلف کارکنان به آنها

یکی از دغدغه‌های فکری کارکنان در مقابل شروع لغزش‌ها و یا تخلف‌های احتمالی، گوشزد نکردن لغزش‌ها از طرف واحدهای نظارتی است. از آنجایی‌که انسان «ممکن‌الخطاست» ضرورت ایجاب می‌کند که قبل از هرگونه لغزش و یا انحرافی، فرد موردنظر به ادارة مربوط احضار و نسبت به خطری که او را تهدید می‌کند واقف شود. این عمل دو حسن دارد، یکی آنکه فرد به صداقت سازمان در حفظ حرمت و شخصیت انسان‌ها ایمان آورده و خود را مؤظف و مکلف به همکاری می‌داند و دیگر آنکه ضمن حفظ شأن ارزش‌های انسانی افراد، از وارد آمدن ضایعه و آسیب به فرد و نیز تحمیل هزینه‌های زائد به سازمان پیشگیری می‌گردد (قدوسی‌فر، 1396: 35).

برگزاری جلسه‌های پرسش و پاسخ

یکی از برنامه‌های مؤثر در پیشگیری از تخلف‌ها و جرائم و شکست های حفاظتی برگزاری جلسه‌های پرسش و پاسخ بوده است. تشکیل چنین جلسه‌هایی به کارکنان امکان می‌دهد نظرهای خود را بدون هیچ‌گونه کاغذبازی یا بدگویی، ابراز کنند. چنین جلسه‌هایی به کارکنان امکان می‌‌دهد، عقدة درون را بیرون بریزند و از ابراز مستقیم آنچه در درون دارند به واحدهای نظارتی احساس آرامش کنند. می‌توان لغزش‌هایی را که برای کارکنان رخ داده است را به نقد و بررسی گذاشت (موسوی، 1397: 38).

کالبدشکافی تهدیدها و آسیب‌پذیری‌ها

بررسی‌های کارشناسی و کالبدشکافی تهدید و آسیب‌پذیری‌ها نقش بسیار مهمی در پیشگیری از جرائم و تخلف‌ها خواهد داشت (موسوی، 1397: 38).

تشکیل دفتر مشاوره و ارائه خدمات به کارکنان: یکی از برنامه‌های مؤثر در پیشگیری از تخلف‌ها و جرائم و شکست‌های حفاظتی تشکیل دفاتر مشاوره صیانتی است. گاهی افراد به‌دلیل بی‌اعتمادی به اطرافیان از بازگوکردن مشکل خود پرهیز می‌نمایند، در نتیجه ممکن است به‌‌دلیل بی‌اطلاعی از خطری که در کمین وی قرارگرفته، دست به اعمالی بزند که سبب لغزش خود و لطمه به هدف‌های سازمان شود؛ بنابراین، ضروری است مسئولان برای پیشگیری‌کردن به فکر چاره‌اندیشی بوده و پاره‌ای از لغزش‌های بالقوه را قبل از وقوع مهار نمایند (موسوی، 1397: 38)؛ بنابراین، ایجاد دفاتر مشاوره‌ای با حضور کارشناسانی که بتوانند در تمام مسائل و موضوع‌های حفاظتی صاحب‌نظر باشند، در مراکز انتظامی می‌تواند به‌عنوان یک نقطة اتکا و مهم نقش پیشگیرانه در جلوگیری یا پیشگیری از وقایع و حوادث کند. البته استفاده از این ابزار در سطح یگان‌های آموزشی مانند دانشگاه علوم انتظامی یا سایر مراکز آموزشی در سطح استان‌ها که کارکنان در بدو ورود به سازمان هستند و هنوز در جریان حوادث قرار نگرفته یا در معرض برخی رفتارها و آلودگی‌ها قرار نگرفته‌اند، بهتر می‌تواند کارایی داشته باشد (موسوی، 1397: 38).

نقش کارکنان در پیشگیری از جرائم و تخلف‌ها و شکست‌های حفاظتی

نقش کارکنان در پیشگیری از جرائم و تخلف‌ها و شکست‌های حفاظتی را می‌توان به دو محور عمده تقسیم کرد (اروسخانی، 1390: 18):

محور اول: نقش کارکنان در پیشگیری از جرائم و تخلف‌ها برای حفاظت از خود و خانواده و زندگی خصوصی فرد.

محور دوم: نقش کارکنان در پیشگیری از جرائم و تخلف‌ها و شکست‌های حفاظتی برای حفاظت از همکاران و محیط خدمتی.

محور اول

1- تلاش برای اشاعة فرهنگ خود حفاظتی در بین کارکنان ناجا: خداوند در خلقت موجودات، غرایز مختلفی را در وجود او بنیان نهاده که یکی از این غرایز غریزه دفاع از خود است. بر اساس این غریزه موجودات خواسته و ناخواسته در مقابل تهدیدهای متعدد بیرونی از خود دفاع کرده و با استفاده از ابزار و توانایی‌هایی که خالق در وجودشان نهاده این تهدیدها را از خود دفع کرده و به حیاط خود ادامه می‌دهند. در انسان اساسی‌ترین این ابزار، که سایر توانایی‌ها و ابزار دفاعی نیز ریشه در آن دارد، عقل است. به طور مثال وقتی انسانی در مقابل حیوان درنده‌ای قرار گرفت اگر توان دفاع داشت، از خودش دفاع می‌کند ولی اگر این امکان را نداشت عقل به او می‌گوید به سرعت از محل دور شو و این دفاع و فرار را کسی به او دیکته نمی‌کند، بلکه این واکنش نتیجة همان غریزه‌ای است که خدا در وجود او نهاده است (اروسخانی، 1390: 18).

یا وقتی کودکی دست خود را به سوی شیء داغی دراز کرده و احساس سوختگی می‌کند به سرعت و بدون اینکه کسی به او بگوید، دست خود را از آن شیء دور می‌کند. اینجا هم به‌طور مسلم هیچ‌کس نقشی در دور کردن دست کودک از آتش نداشته مگر غریزه دفاع از خود. البته تهدیدهایی که انسان در مقابل آن از خود دفاع می‌کند. تنها تهدیدهای فیزیکی و قابل رؤیت نیستند. تهدیدهای متعددی تا پایان عمر یک انسان در کمین او بوده و هست و خواهد بود. برخی از این تهدیدها به راحتی برای یک انسان قابل فهم بوده و واکنش در مقابل آن نیز نیازی به تصمیم یا تدبیر خاص ندارد. مثل حمله یک حیوان درنده به انسان، در این لحظه یک فرد بی‌درنگ ازخودش دفاع می‌کند و به راحتی تسلیم آن حیوان نمی‌شود و اگر درنگی هم باشد، برای تعقل و اتخاذ بهترین روش در دفع آن تهدید است نه چیز دیگری (اروسخانی، 1390: 18).

بسیاری از تهدیدها در کوتاه‌مدت، قابل فهم و درک نیست و همین باعث می‌شود که انسان نه تنها توان دفاع در مقابل آن را از دست دهد، بلکه گاهی خودش با حرص و ولع از آن تهدید استقبال می‌کند، زیرا این تهدیدها به قول امروزی‌ها مخملی بوده و با ظاهری خوش و شیرین وارد می‌شوند و انسان بخت برگشته نیز فریب ظاهر آن را می‌خورد و موقعی احساس خطر می‌کند که دیگر شاید فرصت دفاع از خود را از دست داده باشد، البته خالق توانا در این خصوص نیز انسان را بی‌دفاع رها نکرده و همان‌طور که در بالا به آن اشاره شد، عقل را در وجود او بنیان نهاده است و به جرئت می‌توان گفت که مهم‌ترین ابزار دفاعی انسان در مقابل تهدیدهای متعدد، اعم از فیزیکی و غیره، عقل اوست (اروسخانی، 1390: 18).

فرهنگ خودحفاظتی در مرزبانی نیز بر همین اساس مطرح است و از کارکنان می‌خواهد خودشان با شناسایی تهدیدهایی که در کمین خود و خانواده‌شان نشسته از خود و خانواده‌شان دفاع نمایند و به‌طور مسلم بهترین شیوة کاهش میزان جرائم و تخلف‌ها در بین کارکنان ترویج این فرهنگ است. چون هیچ‌کس بهتر از خود فرد نمی‌تواند از او در مقابل تهدیدها دفاع کند (موسوی، 1392: 14).

به‌طور مسلم اگر تهدید را آن‌گونه که هست بشناسد واکنشی کم‌رنگ‌تر از آن از خود نشان نخواهد داد و این همان فرهنگ خودحفاظتی است.

2- اشراف به مفاد آیین‌نامة انضباطی و قانون جرائم نیروهای مسلح توسط کارکنان: یکی از ملاک‌های سنجش تخلف‌های کارکنان نیروهای مسلح آیین‌نامه انضباطی است. سوابق نشان داده در برخی موارد جهل به مفاد آیین‌نامه انضباطی و قانون جرائم نیروهای مسلح سرمنشأ تخلف‌ها در کارکنان گردیده یا حداقل ناآشنایی کارکنان به مفاد این مکتوبات است. آنها حالت بازدارندگی خودشان را از دست داده‌اند، زیرا عمده‌ترین هدف در تدوین این قوانین و آیین‌نامه‌ها پیشگیری از وقوع تخلف‌هاست نه برخورد و حذف نیروی انسانی؛ بنابراین، ایجاب می‌کند تک تک کارکنان ناجا نسبت به مفاد قانون و آیین‌نامة یاد شده تسلط نسبی داشته باشند (پنجمیر، 1385: 29).

3- اشراف نسبی بر دستورکار‌ها، بخش‌نامه و آیین‌نامه‌های درون سازمانی توسط کارکنان و رعایت این مقررات: گاهی عدم اشراف کافی به دستورکار‌ها و بخش‌نامه‌های مرتبط با وظایف محول شده در سازمان باعث می‌گردد کارکنان خواسته و ناخواسته در خصوص وظایف و مأموریت‌هایی که به آنها محول شده مرتکب اهمال و قصور گردند که شاید داشتن اطلاعات کافی در این خصوص باعث می‌شد که فرد بیشتر دقت نموده و مرتکب این تخلف نگردد، به طور مثال کوتاهی و سهل‌انگاری در نگهداری اسناد و اطلاعات طبقه‌بندی شده با هر درجه‌بندی جرم محسوب شده و با خاطیان، هرچند از روی عمد هم نباشد برابر مقررات مربوط برخورد می‌گردد و فرد اگر از مقررات یاد شده اطلاعات درستی نداشته باشد به عواقب اهمال و سستی خود فکر نکرده و خود و سازمان را با مشکل مواجه خواهد ساخت (پیش‌قدم، 1379: 36).

4- حضور مستمر در کلاس‌ها و جلسه‌های آگاه‌سازی: یکی از مأموریت‌های عمده و بسیار مهم واحدهای نظارتی در قبال کارکنان ناجا آگاه‌سازی آنها در خصوص تهدیدهای متعدد سازمانی و غیرسازمانی است و واحدهای نظارتی اغلب این تهدیدها و آسیب‌ها و تذکرها را به اشکال مختلف به کارکنان گوش زد می‌کند که یکی از راه‌های انتقال این مطالب به کارکنان برگزاری کلاس‌های آگاه‌سازی عمومی است. شرکت مداوم و مستمر کارکنان در این کلاس‌ها این امکان را به کارکنان می‌دهد که محیط اطراف و تهدیدهای موجود در آن را بهتر شناخته و با چشم باز و به اصطلاح با چراغ روشن حرکت کرده و از افتادن در دام‌ها و منجلاب‌ها مصون بمانند (پنجمیر، 1385: 52).

5- داشتن روحیة انتقادپذیری و پذیرش اشتباه و پذیرش کیفر اعمال شده در قبال تخلف و اشتباه: پذیرفتن خطا و اشتباه‌ها و همچنین تمکین در مقابل کیفری که متناسب با تخلف صورت گرفته برای فرد، اعمال می‌گردد و جبهه‌گیری‌نکردن در این خصوص، یکی از راه‌های جلوگیری از تکرار تخلف‌ها محسوب می‌گردد و جبهه‌گیری کارکنان در این‌باره باعث می‌گردد برخورد انضباطی اثر واقعی خودش را از دست داده و خود فرد را از سازمان سرخورده کند. البته ناگفته نماند برخوردی که با فرد خاطی صورت می‌گیرد باید متناسب با بزه انتسابی و به‌طور دقیق برابر مصوبات آیین‌نامة انضباطی باشد نه کمتر و نه بیشتر و اگر غیر از این باشد اثر سوء و مخرب آن بر مزایای آیین‌نامه خواهد چربید (پنجمیر، 1385: 52).

6- اجتناب از انتخاب محل زندگی در محیط‌های آلوده و ترددنکردن به اماکن آلوده و مسئله‌دار: انتخاب محل مناسب برای زندگی، یکی از راه‌های پیشگیری از جرائم و آلوده‌شدن در دام مجرمان خواهد بود و تردد به اماکن و محل‌های آلوده نیز یکی از بسترهای ایجاد آلودگی برای کارکنان محسوب می‌گردد (پنجمیر، 1385: 52).

7- مراورده‌نداشتن با افراد ناباب و مجرم و مسئله‌دار هم توسط خود و هم توسط افراد خانواده کارکنان: سوابق نشان داده در اکثر مواردی که کارکنان به انجام اعمال خلاف و مجرمانه کشیده شده‌اند ریشه در مراوده با افراد ناباب و مجرمان و متهمان دارد و جالب اینکه این مشکل را اکثر کارکنان قبول نداشته و خود و شخصیت خودشان را بالاتر از این می‌دانند که کسی بخواهد آنها را به بی‌راهه بکشاند و همین اعتماد به نفس کاذب باعث می‌گردد این افراد، مار خوش خط و خال را در آستین خود ندیده و زمانی پی به اشتباه خود ببرند که در مقابل قانون قرار گرفته و دنبال الفاظی می‌گردند که خودشان را از بزه نسبت داده شده تبرئه نمایند (پنجمیر، 1385: 52).

8- اعتماد به واحدهای نظارتی در بیان مشکلات زندگی و مشاوره با واحدهای نظارتی در حل معضلات زندگی که در موقعیت شغلی ایجاد شده‌اند (پیش‌قدم، 1379: 29).

9- داشتن اشراف اطلاعاتی مناسب از زندگی خصوصی خود و محیط زندگی و نظارت اعضای خانواده: داشتن اشراف اطلاعاتی بر محیط زندگی و اعمال و رفتار اعضای خانواده یکی از رموز موفقیت فرد برای نظارت و حراست از خود و زندگی خصوصی‌اش است (پیش‌قدم، 1379: 29).

10- نظارت اعضای خانواده در خصوص استفاده از رایانه و اینترنت توسط آنها: امروز با رشد و توسعة فنّاوری اطلاعات و ارتباطات زندگی بشر دچار تحول چشم‌گیری شده است، ولی پدیده فنّاوری، باوجود همة مزایایی که برای ساکنان این کرة خاکی دارد و به یک فرصت ارزشمند برای بشر تبدیل شده که با استفاده از آن زندگی خود را راحت‌تر و آسان‌تر نماید، ولی همین رهاورد اگر نظارت نشود و به تبعات حاشیة آن توجهی نگردد ممکن است خود به بزرگ‌ترین تهدید برای زندگی انسان تبدیل شود، تهدیدی که به صورت نرم و خزنده حرکت می‌کند و کسانی که این تهدید را علیه بشر به کار می‌گیرند بیشتر، فرهنگ و اعتقادهای آنان را هدف‌گیری می‌کنند. البته از سایر تهدیدها این پدیده نیز نباید غافل شد مانند اختلاس‌های میلیاردی نرم‌افزاری، کلاهبرداری‌های اینترنتی و... مهم‌ترین ابزار این پدیده نیز شبکة جهانی اینترنت است که تا اعماق منازل مردم رخنه کرده و ضمن دادن خدمات تعریف شدة خود، گاهی به عنوان یک نامحرم عمل می‌کند و چشم بد و پلید به مالک خود داشته و اطلاعات خصوصی صاحب‌خانه را سرقت می‌کند و در دسترس دزدان اینترنتی قرار می‌دهد یا سایر خیانت‌هایی که ممکن است این میهمان علیه میزبان خود روا بدارد که ذکر آنها در حوصلة این متن نیست.

در هر حال یک فرد از افراد جامعه باید از زندگی خود در مقابل این تهدیدهای نرم نیز حراست نماید و فرزندان و اعضای خانوادة خود را رها و سرگردان و بی‌پناه در وادی بسیار گسترده فنّاوری و اینترنت رها نکند.

11– خودداری از اختیارکردن مشاغل پر خطر: همواره انتخاب مشاغل دوم پر خطر مانند مسافرکشی، دلالی زمین و خودرو و غیره یکی از منشأهای آلوده کننده کارکنان بوده و به این خاطر همین موضوع به‌عنوان یک دغدغة سازمانی همیشه برای مدیران رده بالای سازمان مطرح بوده که چگونه می‌شود کارکنان را از تبعات ناخوشایند این مشاغل دور داشت. از قبیل آلودگی به مواد مخدر، آلودگی به مسائل اخلاقی، تصادف، بی‌خوابی‌های شبانه و غیره و این تبعات به صورت مستقیم به خود فرد و به‌صورت غیرمستقیم بر پیکرة سازمانی که در آن است زیان‌آور است.

12- الگوبرداری از ائمه اطهار و معصومین(علیهم‌السلام) در زندگی و دوری از تجمل‌گرایی و مصرف‌گرایی و چشم و هم‌چشمی‌ها: یکی از امراض زندگی اجتماعی کنونی وجود تجملات در زندگی افراد و چشم و هم چشمی‌هاست. به‌طور مسلم افراد جامعه در دخل و خرج زندگی برابر نیستند و با توجه به شغل و کسب و کاری که انتخاب کرده‌اند درآمدهای متفاوتی نسبت به همدیگر دارند و به تبع همین درآمدها چرخة زندگی افراد نیز متفاوت از همدیگر می‌چرخد. چرخة یکی پر رونق و دیگری به عکس بوده و پیامد این زندگی تشکیل طبقه‌های اجتماعی است که افراد با عنایت به شیوة زندگی‌شان در این گروه‌ها تقسیم‌بندی می‌شوند. ولی پر واضح است که انسان‌ها با توجه به روحیه‌ای که خداوند کریم در وجودشان نهاده قانع به وضعیت موجود نبوده و تلاش می‌کنند خودشان را در طبقه‌های اجتماعی بالا بکشند که این اگر از راه درست و منطقی باشد قابل قبول بوده و مشکلی را ایجاد نمی‌کند، ولی اگر شیوه‌ای برخلاف هنجارهای اجتماعی انتخاب شود برای جامعه قابل قبول و قابل هزم نبوده و اجتماع باعنوان یک ناهنجاری با آن به مقابله بر می‌خیزد (پیش‌قدم، 1379: 29).

ولی با وجود این برخی افراد در صدد تغییر طبقة زندگی خودشان نیستند و با انتخاب شیوة زندگی افراد مرفه سعی در ظاهرسازی و بازی در نقش مرفهان و تجمل‌گرایان دارند، ولی چون دخلشان جواب خرج پرهزینه‌شان را نمی‌دهد در نتیجه همیشه از زندگی شاکی بوده و قانع به وضع موجود نیستند (پیش‌قدم، 1379: 29).

راه مقابله با این مشکل در جامعه انجام اقدام‌های فرهنگی، با تأسی از فرهنگ غنی قرآن و اهل بیت(ع) و اغنای وجدان بیدار اجتماعی با فرهنگ اسلام ناب محمدی(ص) و تلاش در بیگانه‌ساختن نسل‌های جدید با فرهنگ منحط غربی که زمینه‌ساز مشکلات اجتماعی بوده و آشناساختن آنها با شیوه و روش‌های صحیح زندگی اجتماعی است و خانوادة کارکنان نیز به عنوان یکی از عناصر جامعة کنونی محسوب می‌شود.

محور دوم

1- ادای فریضة امر به معرف و نهی از منکر توسط کارکنان: فریضة امر به معروف و نهی از منکر، که یکی از فروعات دوازده‌گانة دین ما نیز محسوب می‌شود، نقش بسیار مهم و حیاتی برای سالم‌سازی محیط زندگی مسلمان دارد. برای بیان اهمیت ادای این فریضه همان بس که حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) در روز عاشورا هدف از قیام خونین خود را ادای فریضة امر به معروف و نهی از منکر بیان کرده و آن قیام تاریخی را، که تاریخ تاکنون نه نظیر آن را به خود دیده و نخواهد دید، انجام داده است. بر اساس این فریضه بر تک تک مسلمان فرض است که، ضمن دعوت هم‌کیشان خود به خوبی‌ها و اعمال درست، آنان را از انجام اعمال خلاف و حرام نهی کرده و از ترویج فساد در ابعاد مختلف و بی‌بندوباری در جامعة اسلامی جلوگیری نمایند (کریمایی، 1389: 16).

با این بیان مشخص می‌شود که اجرای فریضة امر به معروف و نهی از منکر توسط کارکنان در محیط خدمتی نه یک نوآوری جدید بلکه یک وظیفة شرعی است و به‌طور مسلم اساسی‌ترین اهرم برای کاهش آمار جرائم و تخلف‌ها در بین کارکنان ترویج این فرهنگ ناب در بین آنهاست.

2- همکاری و تعامل کارکنان با یگان‌های نظارتی و سالم‌سازی محیط خدمت برای کارکنان: یکی از ابزار آلاتی که در سازمان‌ها برای سالم‌سازی محیط خدمت پیش‌بینی شده واحدهای نظارتی هستند. مثل بازرسی، حراست و.... البته فلسفة وجودی این اهرم‌ها نیز با همکاری کارکنان با این واحدها تعریف می‌شود، در غیر این صورت و در صورت بی‌اعتمادی کارکنان به این یگان‌ها به‌طور مسلم آنها نیز در پاک‌سازی محیط خدمتی موفقیت چندانی نصیبشان نخواهد شد.

3- اصلاح باور غلط، مأمورم و معذور، از ذهن کارکنان و جایگزینی واژة منطقی مأمورم و مسئول به جای آن: وقتی تک‌تک کارکنان در قبال اعمال و رفتار خود و سایر همکارانشان احساس مسئولیت بکنند و خودشان را مسئول عواقب کار خود بدانند به‌طور مسلم به نحوی عمل خواهند کرد که مطابق منافع عموم و منافع نظام و مطلوب سازمان خواهد بود (کریمایی، 1389: 25).

روش‌شناسی: در این مقاله روش تحقیق به صورت اسنادی و کتابخانه‌ای با استفاده از کتب، مقالات، پایان‌نامه‌ها و... است. علاوه بر اسناد کتابخانه‌ای شامل کتب، پایان‌نامه‌ها، طرح‌ها و غیره، خبرگان مرتبط با موضوع مرز نیز از جمله منابع اصلی تأمین اطلاعات در این تحقیق هستند.این تحقیق از نوع کاربردی و روش آن کیفی است.

نتیجه‌گیری

کارکنان مرزبانی همواره در معرض تهدید قرار دارند و این تهدیدها گاه بیرونی و مربوط به محیط اطراف و زندگی فردی و دیگر اشخاص هستند که کارکنان می‌توانند با شیوه‌های علمی و عقلانی، ویژگی‌های شخصیتی و با همکاری فرماندهان، واحدهای نظارتی و سایر همکاران و با رعایت اقدام‌های حفاظتی و ملاحظه‌های پیشگیرانه آنها را خنثی نمایند.

گاهی نیز این تهدیدها از درون، کارکنان را مورد هدف قرار می‌دهند و آنان را به سمتی می‌کشانند که مظاهر و ابعاد عینی آن در بیرون به صورت جرم و تخلف جلوه نموده و موجب انحراف‌های فکری و اعتقادی در او می‌شوند. نوع پیشگیری با تهدیدهای درونی مانند نوع پیشگیری با تهدیدهای بیرونی نیست و جنس آن متفاوت است. برای مقابله با تهدیدهای درونی که گاهی نیز ناشی از آسیب‌پذیری‌های فردی هستند، هیچ مکتبی به اندازة اسلام برنامة کامل و مدونی برای انسان‌سازی ارایه نکرده است. اعتقاد قلبی به خالق هستی، به عنوان رب (پرورش دهنده) ایمان به معاد، اعتقاد به رسالت پیامبران و صالحان، انجام واجبات و ترک محرمات، خلق نیکو، الگوگرفتن از اسطوره‌های دینی، رعایت تقوی و پرهیزکاری و... از فرد آن چیزی را می‌سازد که قرآن کریم به او مؤمن خطاب می‌کند؛ بنابراین، رسیدن به مرحله خودنظارتی، خودپایی و تقوای الهی یعنی مرحله‌ای که اگر همة نظارت‌ها را در جامعه و سازمان از فرد بردارند، او کار، وظیفه و مسئولیت خود را به درستی و بدون خطا و اشتباه انجام می‌دهد و خود به عنوان الگوی صداقت و درستکاری عمل می‌نماید و دارای ویژگی‌های خاصی است هرچند رسیدن به آن مرحله دشوار و نسبی است؛ اما امکان‌پذیر است. رسیدن به مرحلة خودنظارتی در فرماندهان و کارکنان از هدف‌های مهم است. که در پیشگیری از بروز جرائم و تخلف‌ها نقش اساسی دارد.

از طرفی گسترش فرهنگ سازمانی مطلوب، با ایجاد فضای معنوی و دینی و گسترش آن، شناخت تهدیدها و آسیب‌پذیری‌ها و شناخت ضعف‌ها و توانمندی‌ها، یکی از راه‌های پیشگیری از جرم و تخلف در بین کارکنان است. در این مرحله کارکنان در ایجاد و توسعة فضا نقش بی‌بدیل دارند چرا که سازمان مجموعه‌ای از افراد است که در فرهنگ حاکم بر خود و سازمان نقش سازنده و اثرگذار دارند.

خودپایی و خودنظارتی وضعیتی است که کارکنان با رسیدن به آن، توانمندی‌ها و قابلیت‌هایی را کسب می‌نمایند که قادرند در مقابل وسوسه‌های درونی (نفس اماره)، تهدیدها و خطرهای بیرونی (روحی، فکری و ورانی) هوشیارانه عمل نموده و تأثیر آنها را کاهش داده یا خنثی نمایند و فردی که به این مرحله می‌رسد ویژگی‌های پیشگیرانه زیر در او تقویت می‌شود. در این میان نباید نقش اقدام‌های حفاظتی را نیز در کنار سایر اقدام‌ها نادیده گرفت.

پیشنهادها

راه‌های پیشگیرانه در کاهش تهدیدها و آسیب‌پذیرهای مرزی توسط واحدهای نظارتی:

1) تقویت باورهای دینی کارکنان و تلقی‌کردن خدمت در مرزبانی به عنوان جهاد در راه خدا در اذهان و باور آنان؛

2) افزایش دانش حفاظتی کارکنان به مهارت‌های تخصصی حفاظتی؛

3) فراهم آوردن ارتقای کارکنان به پست‌هاى بالاتر بر اساس شایستگى و عملکرد مطلوب آنان با پیشنهاد از طریق واحدهای نظارتی؛

4) آگاه‌ساختن کارکنان از پیامدهای وقوع شکست‌های حفاظتی؛

5) پیگیری پرداخت حقوق و دستمزد مناسب به کارکنان به ویژه در مناطق مرزی و عملیاتی؛

6) انعکاس شکست حفاظتی به وقوع پیوسته به سایر رده‌های با هدف انتقال تجربه و عبرت‌گیری؛

7) نظارت بر نصب دوربین‌های مداربسته در یگان‌های مرزی؛

8) برخورد قاطع با عاملان سهل‌انگار در شکست‌های حفاظتی در مناطق مرزی؛

9) توجه و نظارت بیشتر به سرانگشتان و پاسگاه‌های مرزی و برجک‌ها؛

10) افزایش بازدیدهای غیرمترقبه از یگان‌های مرزی توسط واحدهای نظارتی؛

11) نهادینه‌کردن فرهنگ خودپایی امنیتی در بین کارکنان شاغل در مناطق مرزی؛

12) حضور فعال واحدهای نظارتی به عنوان نماینده در واحدهای مرزی.

 

ابراهیم‌زاده، سلطانعلی (1389)، «نقش نظارت و بازرسی در ارتقای اثربخشی آموزش‌های تخصصی کارکنان»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه علوم انتظامی##اروسخانی، رمضان‌علی (1388)، کتاب کارشناسی ارشد حفاظت مرزبانی، تهران: دانشگاه علوم انتظامی##اروسخانی، رمضان‌علی (1390)، مدیریت حفاظت و پیشگیری، تهران: حدیث کوثر##اساس‌نامه یکی از سازمان‌های نظارتی##پنجمیر، سیدهاشم (1385)، روش‌های آگاه‌سازی، تهران: حدیث کوثر##پیش‌قدم، یونس (1379)، بررسی شیوه‌های اثربخش آگاه‌سازی حفاظتی، تهران: بی‌جا##حقیقت، رسول (1389)، «تهدیدها و آسیب‌پذیری‌های امنیتی کارکنان واحدهای مرزی و راه‌کارهای پیشگیرانه»، فصلنامة حفاظتی حفیظ، تهران: حدیث کوثر##صفرآبادی، ایمان (1394)، حفاظت اطلاعات رستة مرزبانی، معاونت تربیت و آموزش ناجا، تهران: حدیث کوثر##عصاریان‌نژاد، حسین (1386)، «مدیریت آسیب امنیتی»، فصلنامة مطالعات دفاعی، س 8، ش 3، تابستان و پاییز 1386##قدسی‌فر، رحمت‌الله (1396)، «بررسی تأثیر اقدام‌های صیانتی ساحفاناجا در عملکرد شغلی کارکنان ناجا»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه علوم انتظامی##کریمایی، علی‌اعظم (1389)، «شیوه‌های ارتقای خودکنترلی و خودحفاظتی کارکنان در مواجهه با جرائم امنیتی و غیرامنیتی»، فصلنامة حفاظتی حفیظ، تهران: حدیث کوثر##موسوی، سیدیوسف (1392)، کتاب آگاه‌سازی حفاظتی، تهران: حدیث کوثر##موسوی، سیدیوسف (1397)، «پروژة تحقیقاتی الگوی سنجش اثربخشی آگاه‌سازی حفاظتی»، تهران: حدیث کوثر##